گاهی مهاجران افغانی که برای ورود به ایران خود را به دست قاچاقچیان انسان می سپارند سرنوشتی جز مرگ ندارند.

تصادف خودروهای حامل مهاجران غیرقانونی، این روزها بخش قابل توجهی از حوادث مرگبار جاده ای را به خودش اختصاص داده است. حوادثی که معمولا با تعداد زیاد قربانیان همراه است و این قربانیان نیز معمولا مهاجرانی هستند که به تصور پیدا کردن کار و داشتن زندگی بهتر، خانه و خانواده شان در کشورهای همسایه را رها کرده و با پرداخت مبالغ هنگفت به قاچاقچیان انسان، خودشان را به دست آنها می سپارند تا راهی ایران شوندو زندگی تازه ای را در اینجاش روع کنند. آنها برای رسیدنبه مقصد که شهرهای بزرگ و مرکزی ایران است، مجبورند در گروه های بزرگ سوار ماشین هایی شوند که گنجایش چندانی ندارند و سرعت زیاد این ماشین ها برای رسیدن به مقصد، در موارد بسیاری حوادثی را رقم می زند که از مرگبارترین حوادث جاده ای کشور به شمار می روند.

یک تراژدی

آمار دقیقی درباره اینکه تا حالا چند نفر از مهاجران غیرقانونی در تصادفات جاده ای ایران جانشان را از دست داده اند، در دست نیست اما نگاهی به آرشیو حوادث نشان می دهد که در سال های اخیر، دهها تصادف مرگبار در جاده های مختلف رخ داده که یک پای آن خودروهای حامل اتباع افغانی بوده اند. از آنجات که این خودروها معمولات تعداد زیادی مهاجر غیرقانونی را قاچاق می کنند، در هنگام تصادف، آمار قربانیان هم به طرز شگفت انگیزی بالا می رود و به همین دلیل است که این روزها وقتی خبری از تصادفات جاده ای با تعداد قربانیان بالا به گوش می رسد، ناخودآگاه این سوال پیش می آید که آیا پای خودروهای حمل مهاجران غیرقانونی هم در میان بوده یا نه؟

آخرین حادثه مرگباری که این خودروها رقم زدند، چند روز پیش در استان اصفهان و در ورودی شهر رخ داد. خودروی حامل اتباع افغانی با 3 خودروی دیگر تصادف کرد و در این تصادف 15 نفر در شعله های آتش سوختند و جان باختند.

تصادفات مرگبار 91-90

- 20 فروردین 1390؛ خودروی نیسان که 24 نفر از اتباع افغانی غیرمجاز را حمل می کرد در 42 کیلومتری محور جهرم – لار در منطقه چاه تیر به دلیل سرعت غیرمجاز منحرف شد و 4 کشته و 20 زخمی بر جای گذاشت.

- 19/12/1390؛ یک دستگاه خودروی سواری پژو 405 در کیلومتر 45 جاده داراب استان فارس با یک دستگاه کامیون بنز برخورد می کند که متاسفانه در این حادثه، هفت نفر در محل کشته و شش نفر نیز راهی بیمارستان شدند. مسافران سواری پژو از اتباع غیرمجاز افغانی بودند که در صندوق عقب این خودرو مخفی شده بودند.

- سه شنبه 21 شهریور 1391؛ در پی واژگونی یک دستگاه وانت تویوتا که حامل مهاجران افغانی غیرمجاز در محور فرعی گوهر کوه در شهرستان خاش بود 2 نفر کشته و 9 نفر دیگر راهی بیمارستان شدند.

تصادفات مرگبار 92-91

- جمعه 16 فروردین 1392؛ برخورد دو خودروی حامل سوخت و اتباع غیرمجاز خارجی قاچاق در جاده ریگان – ایرانشهر موجب کشته شدن 18 نفر شد، به طوری که 16 افغانی در خودروی سمند در آتش سوختند.

- چهارشنبه 22 خرداد 1392؛ بر اثر واژگونی یک دستگاه سواری پژو 405 در کیلومتر 52 جاده فرعی قلات پایین در استان هرمزگان، 4 نفر کشته و 8 نفر مجروح شدند. کارشناسان پلیس راه علت این تصادف را عدم توجه به جلو از جانب راننده سواری پژو 405 اعلام کردند. البته برابر گزارش دریافتی سواری پژو 405 حامل افاغنه غیرمجاز بوده است.

- یکشنبه 3 آذر 1392؛ رئیس پلیس راه سیستان و بلوچستان از کشته شدن 10 نفر و زخمی شدن 9 نفر در یک سانحه رانندگی در محور سراوان – خاش خبر داد. در این حادثه 10 مهاجر افغان در تصادف جان باختند.

مثل آجر بچین

مهمترین مسئله برای قاچاقچیان انسان، مقدار پولی است که از این راه به دست می آورند. آنها پیه همه مشکلات و خطراتی که سر راهشان وجود دارد را به تن می مالند تا به مهمترین هدفشان که چیز جز پول نیست برسند. آنها خیلی خوب می دانند که هر چه آدم بیشتری با ماشینشان حمل کنند، پول بیشتری به جیب می زنند و به همین دلیل است که از هر راهی استفاده می کنند تا مهاجران بیشتری را در ماشینشان جاسازی کنند.

سرهنگ شرافتی، رئیس پلیس راه شمال استان سیستان و بلوچستان در گفتگو با سرنخ می گوید: «قاچاقچیان انسان یا همان انسان برها برای اینکه بتوانند هر بار تعداد بیشتری از اتباع افغانی را وارد ایران کنند تغییراتی در خودروی خود ایجاد می کنند. به طور مثال، آنها با تقویت موتور خودرو و یا تقویت شاسی و تغییر در ابعاد صندوق عقب خودرو می توانند بیشتر از حد مجاز به سرنشینان خودرو اضافه کنند بدون اینکه پلیس بتواند از روی ظاهر ماشین متوجه ماجرا شود.

آنها شاسی ماشین را طوری تقویت می کنند که عقب ماشین به خاطر بار زیاد نمی خوابد و به راحتی می تواند این بار را حمل کند. آنها پس از ایجاد تغییرات در ماشین، روش های تازه ای هم در قرار دادن انسان ها به داخل ماشین به کار می برند. بیشتر آدم برها از پژو جی ال ایکس استفادئه می کنند و مسافرانشان را درست مثل قالب های آجر در کنار هم می چینند، طوری که گاهی وقت ها می توانند بیشتر از 5 نفر را در صندوق عقب جاسازی کنند. به همین خاطر است که وقتی خبر مبنی بر تصادف خودروهای حامل مهاجران غیرقانونی منتشر می شود، نخستین چیزی که باعث تعجب و تاسف همه می شود، تعداد بالای قربانیان است؛ چرا که وقتی در یک پژو بیشتر از 10 مسافر قاچاقی جاسازی می شوند، احتمال افزایش تعداد قربانیان هم بیشتر می شود.

خودروی افغانی کش

بیشترین خودرویی که از آن برای حمل مهاجران غیرقانونی افغانی استفاده م شد، پژو 405 است. بیشتر مهاجران افغانی از همان زمانی که توسط قاچاقچیان انسان از مرز عبور می کنند، سرنوشتشان با این خودرو گره می خورد تا زمانی که به مقصد برسند؛ چرا که این خودروهات قابلیت این را دارند که با کمی تغییر در بدنه آن، فضایی را برای جای دادن تعداد زیادی مهاجر ایجاد کنند و به همین دلیل بسیاری از کسانی که کار جابجایی مهاجران غیرقانونی را انجام می دهند و به «آدم بر» یا «قاچاق بر» معروفند، از این خودرو برای انتقال مهاجران استفاده می کنند.

اما آمار بالای تصادفات این خودروها در جاده ها و کشته شدن مسافران آنها باعث شد که این خودروها در بین مردم سیستان و بلوچستان به «خودروی افغانی کش» معروف شوند. شاید کمی باور کردن این موضوع سخت باشد که قاچاقچیان در یک خودروی پژو جی ال ایکس، 11 تا 15 نفر انسان را جاسازی کنند اما ماجرا حقیقت دارد چرا که برای مهاجران فرقی نمی کند که برای رسیدن به مقصد سوار پژو شوند یا عقب یک وانت و کامیون یا در صندوق اتوبوس جاسازی شوند.

آنها چه مسیری را انتخاب می کنند

قاچاقچیان انسان بعد از سوار کردن مسافران به خودروی خود، سعی می کنند بهترین مسیر را برای رسیدن به مقصد انتخاب کنند. بهترین مسیر از دید آدم برها، مسیرهایی است که نظارت پلیس در آنجا کمتر است و ایست و بازرسی کمتری در آنجا مستقر است. سرهنگ شرافتی در این باره می گوید: «قاچاقچیان انسان تمام مسیرهای فرعی و اصلی استان را مثل کف دستشان می شناسند. آنها بیشتر، راه های فرعی مثل جاده نایین را برای تردد انتخاب می کنند چرا که در این مسیرها به دلیل تردد کم، حضور پلیس نیز کمتر است. آنها با انتخاب این مسیرها سعی می کنند ریسک گیر افتادنشان را به حداقل برسانند. پس از انتخاب مسیر، نوبت به زمان حرکت می رسد که برای آدم برها، بهترین زمان حرکت، شب هاست چرا که هم جاده ها خلوت تر است و هم خطر شناسایی شدن کمتر.

فرار با تونل دود

آدم برها خوب می دانند که در صورت دستگیر شدن، خودروی آنها 6 ماه توقیف می شود. به همین دلیل حاضرند دست به هر کاری بزنند تا گیر نیفتند. یکی از راه هایی که آنها برای فرار از دست پلیس به کار می برند استفاده از تونل دود است. اگر از حوادث خانو های حرفه ای باشید، حتما به خاطر دارید که قاچاقچیان مشروبات الکلی چگونه با ایجاد دود غلیظ در هنگام فرار از دست پلیس، سعی می کردند که نا پدید شوند.

سرهنگ شرافتی می گوید: «قاچاقچیان انسان هم برای اینکه به دام پلیس نیفتند از حقه دود استفاده می کنند. آنها یک ظرف روغن را در جلوی ماشین قرار می دهند که می تواند روغن را از طریق شلنگ به روی اگزوز انتقال دهد. وقتی آنها از سوی پلیس شناسایی شده و تحت تعقیب قرار می گیرند، برای اینکه بتوانند از دید ماموران پنهان شوند، با فشار دادن دکمه ای، کاری می کند که روغن از داخل ظرف به روی لوله اگزوز منتقل شود.»

مسیر قاچاق

آمارها نشان می دهد بیشتر مهاجران غیرقانونی به ایران، اتباع کشور افغانستان هستند. سرهنگ شرافتی با اشاره به اینکه مناطق مرزی استان سیستان و بلوچستان بسیار گسترده تر از استان خراسان است، می گوید: «کنترل و نظارت بر روی مرزها کار بسیار سخت و دشواری است اما خوشبختانه در چند سال اخیر با اقدامات بسیار خوب نیروی انتظامی این مرزها تحت کنترل قرار گرفته است اما باز هم قاچاقچیان انسان با این همه کنترل و نظارت اقدام به جابجایی اتباع خارجی می کنند.» از طرفی موقعیت جغرافیایی استان هم به این امر کمک می کند، چرا که اگر اتباع افغانی از خراسان قصد ورود به ایران را داشته باشند مسیرهای صعب العبور زیادی پیش رویشان قرار دارد، به همین خاطر با ورود به کشور پاکستان، خود را به مرزهای شمالی سیستان می رسانند و از آنجا توسط قاچاقچیان انسان از مرز سراوان عبور کرده و با سوار شدن به خودروهایی که بیشتر پژو 405 هستند وارد خاک ایران می شوند.»

رئیس پلیس راه شمال استان سیستان و بلوچستان ادامه می دهد: «مرز سراوان یکی از نقاطی است که قاچاقچیان از آنجا مبادرت به نقل و انتقال اتباع افغانی به داخل ایران می کنند اما مقصد نهایی آنها شهرهای بزرگی مثل اصفهان، شیراز، کرمان، بم و تهران است. در این میان برخی از قاچاقچیان هم برای وارد کردن مهاجران به خاک ایران، از مسیرهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان مثل ایرانشهر استفاده می کنند که میزان قاچاق از این مناطق خیلی کمتر از سراوان است.»

پول بده

قاچاقچی ها هم برای هر مسیر قاچاق نرخ خاصی دارند؛ نرخی که بسته به شرایط متغیر است و مهاجران افاغنه هم که برای ورود به ایران و شروع یک زندگی جدید، پیه همه چیز را به تنشان مالیده اند، راهی جز پرداخت پول ندارند. سرهنگ شرافتی می گوید: «هزینه هایی که این اتباع برای ورود به ایران به قاچاقچیان انسان پرداخت می کنند بستگی به تعداد بازرسی های داخل مسیر، دوری یا نزدیکی مقصد دارد. مثلا اگر کسی بخواهد از مرز سراوان وارد ایران شودو مقصدش زاهدان باشد هزینه کمتری پرداخت می کند و اگر مقصدش شهرهایی مثل شیراز یا اصفهان باشد هزینه بیشتری را باید پرداخت کند. با اینحال مهمترین خطری که این افراد را تهدید می کند، نه رها شدن از سوی قاچاقچیان انسان و نه دستگیری از سوی پلیس ایران است. این افراد ممکن است سرنشین یکی از همین خودروهایی باشند که به خاطر سرعت زیاد در جاده های کشور تصادف می کنند و در این صورت مهمترین خطر برای آنها، خطر مرگ است.»

ما در ایران زندگی می کنیم و در فرهنگ ما، ازدواج انتخاب یک شریک برای زندگی نیست؛ بلکه انتخاب یک خانواده و یک قوم است. به همین دلیل است که خانواده نقی بسیار مهم را در آینده زندگی مشترک بازی می کند. گذشته از اینکه خانواده در کشور ما تاثیر بسیار زیادی بر زندگی مشترک می گذارد.

شاید باید پا را فراتر بگذاریم و بگوییم که این عنصر مهم، یعنی خانواده نقشی حیاتی در ازدواج دارد. در کشور ما خانواده ها هم می توانند یک رابطه به ظاهر عاشقانه را به ازدواجی پرتنش تبدیل کنند و هم برعکس از یک رابطه کاملا معمولی، زندگی موفقی بسازند. پختگی مرد و ویژگی های شخصیتی اعضای خانواده او (به ویژه مادر) میزان اهمیت این موضوع و تاثیرگذاری اش را می تواند تغییر دهد اما با تمام این اوصاف، نمی شود تاثیر خانواده بر آینده زندگی مشترک را نادیده گرفت.

راه سختی در پیش دارید

آنچه که در مورد تفاوت های خود و خانواده نامزدتان گفتید، می تواند بیانگر این موضوع باشد که میان شما تفاوت های جدی ساختاری وجود دارد. مسئله ای که مطرح می کنید؛ یعنی اختلاف بین خانواده ها، فقط محدود به موارد کوچک، در حد اختلاف سلیقه نیست. مسئله این است که شما و خانواده او، از لحاظ فرهنگی و مذهبی با هم سنخیت چندانی ندارید.

شاید وقتی رسما عروس آن خانواده شدید، با گوشزد کردن، کنایه، نگاه های معنادار و حتی تحت فشار گذاشتن همسرتان برای تغییر دادن شما تلاش کنند. آنچه بدیهی است، این است که شباهت بیشتر زوج در این موارد، احتمال ساختن زندگی موفق را بالا می برد و وجود تفاوت های گسترده غیرقابل حل، می تواند آرامش روانی شما و همسرتان را دستخوش نوسان کند.

به رفتارهای جزیی دقت کنید

گذشته از اینکه رفتار او در جمع خانواده و دوستان را باید زیر نظر بگیرید، به رفتارهای روزمره نامزدتان هم باید توجه کنید. او چطور رانندگی می کند؟ آیا در اوج خستگی و ترافیک، هنگامی که یک نفر راه او را می بندد، می تواند خشمش را کنترل کند یا خیر؟

با خانواده ها به سفر بروید

اهمیت مسافرت های کوتاه و همراه با خانواده نادیده نگیرید. در ملاقات های کوتاهی که با نامزدتان دارید، ممکن است او برای کنترل رفتارهایش تلاش زیادی به خرج دهد و بهترین حالت خودش را به شما نشان دهد اما در یک مسافرت چند روزه، امکان کنترل کردن رفتارها کمتر است و نامزد شما و خانواده اش، بیشتر خود واقعی شان را نشان خواهند داد.

یادتان نرود که همه آدم هادر بهترین شکل به جلسه خواستگاری می آیند اما همیشه به آراستگی و آرامش آن شب نخواهند بود. چند روز زندگی در کنار آنها باعث می شود که تحمل خود را هم در برخورد با خانواده او بسنجید. پس به یک مسافرت دسته جمعی بروید.

مستقل و مصمم باشید

در بسیاری مواقع در کنار اینکه می توانید حرمت خانواده را حفظ کنید، به آنها بقبولانید که زندگی مال شماست و خودتان می توانید آن را مدیریت کنید. نامزد شما سی ساله است. اتگر مردی جا افتاده و مستقلی از نظر مالی و تصمیم گیری باشد و اگر در مورد این موضوع اشراف داشته و نظری مشخص داشته باشد، بهتر می تواندش رایط و نیازهای شما را به خانواده اش توضیح دهد. در صورتی که نامزد شما نسبت به این انتخاب اطمینان دارد، باید در مقابل خانواده اش از این تصمیم دفاع کند. نامزدتان باید با گفتگو با خانواده و توضیح دلایلش، آنها را نسبت به درست بودن این تصمیم قانع کند.

لجبازی نکنید

به خانواده هایتان اطمینان دهید که تعصبی روی حرفتان ندارید. بگویید که فعلا در مرحله شناخت هستید و اگر دلیل محکمی ثابت کرد که در کنار هم خوشبخت نمی شوید، می توانید در مورد این رابطه تجدید نظر کنید.

جوش نیاورید

عصبانی نشوید. دلایلتان را با آرامش اما محکم و جدی بیان کنید و هنگام قانع کردن خانواده تان، از کوره در نروید. عصبانیت شما باعث خواهد شد که آنها به منطقی بودن تصمیم تان شکل کنند. از طرف دیگر سعی کنید در مقابل تندی خانواده تان بهترین واکنش را نشان دهید. واکنش درست شما در برابر عصبانیت خانواده تان، می تواند آرام آرام آتش این بحران را خاموش کند.

خانواده شما به مرور خواهد پذیرفت که همانطور که برای شما لباس انتخاب نمی کنند و نظر شما را در مورد پوشش تان نادیده نمی گیرند، در مورد موضوع بسیار مهمی چون ازدواج هم نمی توانند نظر شما را نادیده بگیرند. پس تا رسیدن به چنین باوری، هنگام مشاهده رفتار ناخوشایند آنها آرامش خود را حفظ کنید و بدون توهین محیط را ترک کنید.

از نظرتان دفاع کنید

با خانواده تان وارد جنگ کلامی نشوید اما اجازه ندهید که آنها هم به انتخاب شما توهین کنند و در مورد نامزدتان بدگویی کنند. با وجود احترام گذاشتن به بزرگترها، باید بتوانید از نامزد خود و تصمیمی که گرفته اید شجاعانه و محترمانه دفاع کنید. یادتان نرود که دیگران این رابطه را از زاویه دید شما می بینند و همانقدر که برای نامزدتان احترام قائل هستید به او احترام می گذارند.

به رخ دیگران بکشید

نه تنها در دوران نامزدی که بعد از ازدواج هم باید تلاش هایتان را برای به دست آوردن نظر مثبت خانواده ها ادامه دهید. در مقابل دیگران از همسرتان تعریف کنید و ویژگی های مثبتش را پررنگ کنید.اگر شما بتوانید احساس رضایت از تصمیمی را که گرفته اید به خانواده ها منتقل کنید، به مرور تنش های میان شما کمتر خواهد شد. عصبانی و هیجان زده نشوید و در عین حال روی حرف و خواسته خود بایستید.

بگویید چرا؟
اگر خانواده شما یا نامزدتان اصرار دارند که با فرد دیگری ازدواج کنید، گذشته از بیان دلایلی که باعث می شود نامزد فعلی تان را انتخاب کنید، دلایلی را که باعث می شود با آن فرد دیگر ازدواج نکنید هم مطرح کنید.

مشاوره را فراموش نکنید

اگر همسرتان نمی تواند با گفتگو خانواده اش را به این وصلت راضی کند، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید، چرا که فرد متخصص در جایگاه قدرت است و احتمال اینکه خانواده ها حرف او را بپذیرند بیشتر است. از طرفی همیشه طرفین یک دعوا به حرف و نظر نفر سوم به ویژه اگر در آن زمینه متخصص باشد بیشتر توجه می کنند.

برای آنکه همسرتان را بهتر بشناسید او را در آینه خانواده اش ببینید؛ پس دقت کنید

- ریشه همه ما خانواده است. پس هنگام انتخاب شریک زندگی تان این ریشه را نادیده نگیرید. ببینید که ارتباط نامزد شما با دیگر اعضای خانواده اش به چه شکل است و خواهر و برادرها یا پدر و مادر او چطور با هم برخورد می کنند.

- تصور نکنید که این روابط به زندگی شما ارتباطی ندارد. هر کدام از این موارد به ظاهر بی اهمیت در زندگی آینده شما و همسرتان می تواند به موضوعی بسیار مهم و حتی تهدیدکننده تبدیل شود.

- رفتار نامزدتان را در محیط کار و در گروه دوستان و آشنایان نادیده نگیرید.
 گرچه انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با سایر انقلاب​های قرن بیستم کمترین میزان خشونت را داشت اما شاهد رشد پدیده​ای به نام افراط گرایی در آن هستیم.

هر انقلابی یک دوره ترمیدور دارد. ترمیدور اصطلاحی است که از زمان انقلاب کبیر فرانسه در ادبیات علوم سیاسی راه یافته و به دوره​ای گفته می شود که خشونت​ها و ترورها پایان می​باید. در انقلاب اسلامی ایران همه چیز فرق می کرد. اولا در مقایسه با سایر انقلاب​ها دوره خشونت و ترور بسیار کوتاه​تر و آرام​تربود و از سوی دیگر به فاصله کمی از انقلاب یک جنگ فرسایشی خارجی به ایران تحمیل شد تا انقلابیون یک دشمن مشترک داشته باشند و کمتر به هم بپردازند. 

با این وجود یک چیز از دوره اول انقلاب به یادگار به دوره های بعدی انتقال پیدا کرد و آن افراطی گری بود. افراطی گری پدیده مشترک همه دولت​های پس از جنگ است. با این تفسیر دوره ترمیدور انقلاب اسلامی را باید دوره ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی بدانیم چرا که در این دوره شاهد کمترین حد از افراطی گری هستیم و کشور در یک آرامش نسبی به سر می​برد.

دولت سازندگی و کمترین میزان افراط گرایی

البته این به این معنا نیست که در دوره ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی هیچ حرکت افراطی رخ نداده باشد. به عنوان مثال در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری ایشان برخی از طرفداران وی به دنبال تصویب طرحی در مجلس شورای اسلامی بودند که بتوانند هاشمی را برای سومین بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری بکنند که البته به سر انجام نرسید.

هاشمی اما بعد از ریاست جمهوری اش بیشتر با افراطی گری مواجه شد تا در زمان ریاستش. در دوره اصلاح طلبان و در زمانی که جریان قتل​های زنجیره​ای مطرح شد برخی چهر​ه​های افراطی بر او تاختند. بارزترین نمونه این افراطی​ها اکبر گنجی بود و کتاب " عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری​" اش بود. اما اوج حملات به او از انتخابات ریاست جمهوری نهم آغاز شد. اگر تا حدودی در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی​نژاد هجمه​ها علیه وی کمتر به رسانه​ها کشیده می​شد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 این اختلافات علنی تر شد و حامیان احمدی​نژاد در تخریب شخصیت وی از هیچ کاری کوتاهی نکردند. اتهامات تنها منحصر در شخص او نبود بلکه خانواده هاشمی رفسنجانی کانون این اتهامات بودند.

ماهیت دوگانه دولت اصلاحات و افراط​گرایی دوگانه

افراطی گری در دوره اصلاحات شکل دیگری به خود گرفت. سید محمد خاتمی با شعار جامعه مدنی و توسعه سیاسی به ریاست قوه مجریه رسید. این دوره از تاریخ سیاسی ایران شکل تازه​ و متفاوتی با دوره ی پیش از این داشت. اگر تا پیش از این همه نهادهای حاکمیت ایران با هم همسو بودند در این دوره قوه اجرایی و در دوره​ای قوه مقننه به دست جناح چپ افتاد و سایر نهادها در دست جناح راست باقی ماند. به همین دلیل ماهیت دولت خاتمی ماهیت دوگانه و متضاد بود. از یک سو شکل و شمایلی حاکمیتی داشت و از سوی دیگر وجهه​ای اپوزیسیونی به خود گرفته بود. به همین ترتیب ماهیت گروه​های افراطی هم دوگانه بود. 

گروه​هایی که به دولت خاتمی فشار وارد می​کردند و گروه​هایی که از طریق دولت به سایر نهادها فشار وارد می آوردند. در نیتجه این فشارها اتفاقات زیادی در صحنه سیاسی کشور به وقوع پیوست. شاید مهمترین آن​ها ماجرا کوی دانشگاه تهران بود. در این ماجرا عده ای از دانشجویان در پی توقیف روزنامه سلام به اعتراض پرداختند و این اعتراض به خیابان هم کشیده شد. در مقابل عده​ای از نیروهای افراطی جناح راست که در دوره​های بعد به نیروهای خودسر موسوم شدند با ورود به کوی دانشگاه تهران به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند.  اتفاق دیگری که در دوره اصلاحات افتاد  ماجرای قتل​های زنجیره​ای بود.

در این دوره همچنین جریان اصلاح​طلب یا دوم خردادی توانستند در انتخابات مجلس ششم اکثریت کرسی​های پارلمانی را به دست آورند. همین موضوع باعث برخی تنش​های دیگر نیز در صحنه سیاسی کشور شد. بارزترین نمونه آن تنشی بود که در جریان لایحه اصلاح قانون مطبوعات به وقوع پیوست که با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب به پایان رسید. 

در نهایت و در آستانه انتخابات مجلس هفتم و عدم احراز صلاحیت گسترده نیروهای اصلاح طلب جمع کثیری از نمایندگان مجلس ششم استعفا دادند که این خود یک اتفاق بزرگ در تاریخ انقلاب به شمار می رود. در تمام این دوران سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سعی می​کرد آرامش را در فضای سیاسی کشور ایجاد کند. همین مشی او باعث شد که در اواخر دوره ریاست جمهوری وی عده ای از حامیان او شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند.

دولت​های نهم و دهم و معنای جدید افراطی گری

دوره ریاست جمهوری محمود احمدی​نژاد معنای جدیدی به واژه افراطگرایی داد. اگر تا پیش از این گروه​های افراطی راست و چپ له یا علیه یک رئیس جمهور وارد عمل می​شدند در این دوره این خود رئیس جمهور بود که متهم به افراطی گری بود. افراطی گری در این دوره محدود به عرصه سیاسی نبود. سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد و فرهنگ همگی بهره​ای از افراط را داشتند. در سیاست خارجی  اظهار نظرهای عجیب و غریب رئیس جمهور درباره هلوکاست، قطعنامه​های شورای امنیت و مدیریت جهانی باعث اعمال انواع و اقسام تحریم​ها علیه ایران شد. در داخل و در درون دولت هم جریانی ظاهر شد که مورد حمایت رئیس جمهور بود حرکت​های افراطی نشان می​داد و بعدها به جریان انحرافی موسوم شدند. 

نمونه​های حرکت​های افراطی این گروه دم زدن از دوستی با مردم اسراییل و مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام بود. این جریان بزرگترین بهانه مخالفان دولت برای هجمه علیه دولت و رئیس آن شد. مهمترین اتفاقی که در دوره دولت های نهم و دهم به وقوع پیوست اعتراضات و وقایعی بود که در پی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم روی داد. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نتیجه انتخابات را نپذیرفتند و حامیان آن​ها در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابان ها ریختند. طیفی از جریان راست مقصر اصلی حوادث پس از انتخابات را این دو نامزد ریاست جمهوری می دانستند. در مقابل خیلی​ها هم بر این باور بودند که مقصر اصلی این حوادث خود محمود احمدی​نژاد بود. به زعم این دسته اظهارات جنجالی و اتهاماتی که وی در جریان مناظره​های انتخاباتی علیه بسیاری از سران نظام مطرح کرد باعث بر انگیخته شدن بخشی از جامعه شد.

حتی پس از فروکش کردن اعتراضات خیابانی هم ماجرای افراطگرایی در دولت​های نهم و دهم پایان نیافت. جریان​های افراطی که در این دوره به خودسر موسوم شده بودند ، هر از گاهی حضور خود را در عرصه سیاسی و رسانه​ای کشور نشان می دادند. نمونه آن ها را می​توان در حادثه 22 بهمن ماه سال 91 در قم دید. در جریان مراسم بزرگذاشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در قم عده​ای از نیروهای خودسر به سخنرانی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی تعرض کردند و حتی به سمت وی لنگ کفش پرتاب کردند. پیش از آن نیز عده​ای سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی را در سالروز درگذشت امام خمینی را به هم ریختند.

همه این افراط گرایی​ها باعث شد تا مردم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به نامزدی رای بدهند که شعار اعتدال می​داد. حسن روحانی با حمایت گسترده نیروهای معتدل دو جناح راست و چپ بر مسند قدرت نشست اما این به معنای پایان افراط گرایی نبود. اگرچه هنوز مدت زیادی از عمر دولت یازدهم نمی​گذرد اما در همین زمان کوتاه نیز ما شاهد برخی از افراطگرایی​ها بوده​ایم. نمونه این افراط گرایی را می توان در بازگشت روحانی از سفر به نیویورک مشاهده کرد. پس از بازگشت روحانی از سفر به نیویورک و سخنرانی در سازمان ملل عده​ای برای حمایت از مواضع وی به فرودگاه مهرآباد تهران رفتند. در مقابل عده​ای دیگر هم برای اعتراض به وقایعی که در این سفر به وقوع پیوسته بود به فرودگاه رفتند. در جریان این اتفاق لنگه کفشی به سوی رئیس جمهور جدید ایران پرتاب شد.

افراط گرایی در دولت اعتدال گرا

دولت روحانی با شعار اعتدال بر سرکار آمده است و سعی کرده است که در این چندماه اخیر آرامش را به فضای سیاسی کشور بازگرداند. با این وجود به نظر می​رسد همچنان گروه​هایی هستند که از این امر ناراضی هستند و این نارضایتی خود را در برخی از حرکات افراطی نشان می دهند. انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب​های قرن بیستم کمترین میزان خشونت را داشته است اما به نظر می​رسد در ازای این، مسئله افراط و افراطی گری عنصر جدایی ناپذیر این انقلاب بوده است. اگر کسانی در اول انقلاب در لوای شعارهای انقلابی دست به اقداماتی افراطی نظیر کوتاه کردن موی بلند مردم یا رنگ کردن دستان کسانی که لباس آستین کوتاه می​پوشدند، می زدند امروز هم هنوز عده​ای با شعارهای افراطی اقدام پرتاب لنگه کفش می​کنند.