رابطه جالب کار و گروه خونی

پژوهش‌های تازه نشان می‌دهد گروه‌های خونی مختلف افراد می‌تواند باعث ایجاد ویژگی‌های جسمی خاص در آنها شود. افرادی که گروه‌های خونی مشابه دارند به غذاهای خاصی گرایش دارند و سیستم ایمنی بدنشان شبیه هم عمل می‌کند تاحدی که در ژاپن رستوران‌هایی تاسیس شده که به افراد براساس گروه‌خونی‌شان غذاهای خاصی را پیشنهاد می‌کند. اما فقط این نیست. افراد با داشتن گروه‌های خونی مشابه ویژگی‌های شخصیتی خاصی هم از خود بروز می‌دهند. رفتار این افراد در محیط‌های متفاوت رفتارهای خاص و مشابهی است. در این شماره چیزهایی درباره رفتار افراد با گروه‌های خونی متفاوت در محل کار خواهید خواند.

گروه خونی O

افراد دارای گروه خونی O رقابت‌جو و فردگرا هستند و همین موضوع باعث می‌شود آنها با ساختار محیط‌های کاری کاملا راحت هماهنگ شوند.

با انگیزه‌های پول‌درآور

این افراد باانگیزه و هدف‌گرا هستند و مسیرشان برای خودشان کاملا روشن است. آنها معمولا به رده‌های بالا در شغل‌شان خواهند رسید. جالب است بدانید ملکه الیزابت دوم هم این گروه خونی را داشته است. این نکته را هم درباره آنها باید بدانید که برخلاف گروه‌های خونی دیگر این افراد نمی‌توانند خودشان از پیشرفت خودشان خشنود باشند. آنها برای خوشحال بودن به‌شدت به تایید دیگران، تحسین اجتماعی و ترقی مقام نیاز دارند، برای همین است که معمولا مایل هستند خودشان را به رخ دیگران بکشند.

افراد دارای گروه خونی O بیشتر از همه در زمینه‌های فروش و راهبری مناسب هستند. در تحقیقی که در دو موسسه فروش اتومبیل انجام شده به این نتیجه رسیده‌اند که بهترین فروشندگان گروه خونی O دارند. این افراد سخنرانان خوب و بسیار خوش‌بیان هستند. یک ویژگی مهم افراد دارای گروه خونی O این است که می‌توانند اهداف حرفه‌ای شغل‌شان را با رؤیاها و مقاصد فردی خودشان ادغام کنند و از کارشان لذت ببرند. اگر دیدید این اشخاص مخصوصا در اوایل کار دائم شغل عوض می‌کنند نباید نگران باشید. آنها به‌زودی شغل مناسب خود را پیدا خواهند کرد. در واقع آنها ممکن است دیرتر به شغل  مورد علاقه خود دست پیدا کنند اما وقتی شغل مورد نظرشان را پیدا کردند چندین سال در آن دوام می‌آورند. افراد دارای گروه خونی O حس ششم خوبی برای مال‌اندوزی دارند و به نظر می‌رسد پول درآوردن در خون آنهاست، بنابراین هر شغلی که سرمایه‌گذاری یا شم مالی داشته باشد برای آنها مناسب است. آنها می‌توانند فرصت خوب را برای سود مالی پیدا کنند. همچنين می‌توانند بفهمند چگونه نقشه‌شان را اجرا کنند که به نتیجه برسد. تحقیقات نشان داده بیشتر افرادی که در بورس موفق بوده‌اند گروه خونی O دارند.


گروه خونی A 

افراد دارای گروه خونی A سخنرانان بسیار بد و کسل‌کننده‌ای هستند. آنها محسنات زیادی دارند که سخنرانی جزء آنها نیست. 

یا پلیس یا آتش‌نشان

بهترین شغل برای‌ افرادی با این گروه خونی شغلی است که بتوانند در آن از توانایی‌شان در تمرکز بر جزئیات استفاده کنند. آنها خیلی کم اشتباه می‌کنند و به ندرت پیش می‌آید دقت و تمرکزشان را از دست بدهند. همچنين می‌توانند حسابدار، نویسنده، تدوینگر یا کتابدار خوبی باشند. این افراد تخیل قوی‌اي دارند که معمولا آنها را وادار می‌کند خیالبافی کنند. این تخیل به آنها در موارد گوناگون کمک می‌کند اما اگر قرار باشد تمرکزشان به هم بخورد تنها می‌تواند به‌خاطر داشتن این تخیل قوی باشد. این افراد روی صحنه و مقابل دوربین هم خوب هستند و در نمایشنامه نویسی استعداد دارند. اما یادتان باشد هیچ‌وقت آنها را مجری یا سخنران نکنید. آنها نمی‌توانند دستور بدهند. اگر در موضع مدیریت قرار بگیرند همه را کلافه می‌کنند. اما به دليل جزئی‌نگری و مسئولیت‌پذیری به‌راحتی می‌توانند درکنار یک مدیرعامل قرار بگیرند و تمام کارهای او را مدیریت کنند. آنها بسیار سختگیر هستند، می‌توانند منشی‌هایی عالی باشند و در کنار افرادی که گروه‌خونیAB  و  B دارند و بلندپرواز هستند به‌خوبی عمل کنند. در مواجهه با این افراد اصلا لازم نیست نگران کم‌کاری‌شان باشید. آنها آنقدر مسئولیت‌پذیر هستند که بتوانند به تنهایی و بدون نیاز به تذکر کسی کارشان را انجام دهند. 

تحقیقات نشان داده علاوه بر منشی‌ها و حسابدارها و شغل‌های دیگر گفته شده، بهترین پلیس‌ها، آتش‌نشان‌ها و مسئولان تحقیق گروه خونی A دارند. به نظر می‌رسد آنها ساخته‌ شده‌اند تا به این جهان بی‌نظم کمی نظم اهدا کنند. اگر خودتان این گروه خونی را دارید بهتر است به دنبال کارهایی بروید که نیاز به تمرکز داشته باشد. شما در آنها عالی خواهید بود و بهتر است شغل‌های مدیریتی را کنار بگذارید. اگر به دنبال استخدام یک منشی یا حسابدار خوب هستید می‌توانید از این افراد کمک بگیرید.


گروه خونی B

افراد دارای گروه خونی B معمولا بااستعدادترین هنرمندها هستند و در کارهای هنری از بقیه کارها موفق‌ترند. آنها استعداد هنر را از کودکی با خود همراه دارند. البته معمولا در ریاضی، علوم و درس‌های دیگر به خوبی آنچه در هنر هستند، نیستند.

هنرمند و فراموشکار

آنها همیشه به دنبال هیجان هستند و هرگز در زندگی برنامه‌ریزی نمی‌کنند. این را می‌توانید در لباس پوشیدن آنها هم ببینید. آنها چیزهایی را با هم هماهنگ می‌کنند و می‌پوشند که تصورش برای افراد عادی بسیار مشکل است. این افراد با اعتماد به نفس بالایی که دارند می‌توانند همین مدل لباس پوشیدن را همه‌گیر کنند.

افرادB اصلا با چارچوب‌ها راحت نیستند. به هیچ‌عنوان نمی‌توانید از آنها توقع قانونمداری به شکل معمولش را داشته باشید. به‌راحتی قرارهای ملاقات‌شان را فراموش می‌کنند، پس اگر با آنها کار می‌کنید باید این ویژگی را در آنها بپذیرید و از آن دلگیر نشوید. آنها از وراجی و چاپلوسی متنفرند پس به هیچ‌عنوان تملق آنها را نگویید. خودشان هم متملق نیستند. همیشه بی‌پرده و رک حرف می‌زنند و این ویژگی آنها در محل کار معمولا برای‌شان مشکل درست می‌کند. آنها نمی‌توانند احساسات خود را پنهان کنند و آدم‌هایی بسیار حساس هستند. به هیچ‌عنوان نمی‌توان از آنها انتظار پیروی کورکورانه داشت. باید دلیل کار را برای آنها توضیح بدهید و آنها را مجاب کنید، در غیر این صورت نمی‌توانید آنها را به انجام کاری که می‌خواهید مجبور کنید.

این افراد معمولا ولخرج هستند. ناتوانی در کنترل اوضاع مالی از ویژگی‌های آنهاست، پس بهتر است سراغ شغل‌هایی مثل حسابداری که به دقت نیاز دارد، نروند. این افراد یک‌دنده هستند. معمولا نظر دیگران برای‌شان مهم نیست و آن را به حساب نمی‌آورند. آنها سخت می‌توانند بقیه را هدایت کنند و مجبورکردن آنها به انجام کاری که دوست ندارند بسیار دشوار است. آنها بهتر است به‌طور مستقل و برای خودشان کار کنند تا شریکی و برای دیگران. آنها به سختی می‌توانند فرمان بدهند یا فرمان ببرند.


گروه خونی AB

آنها همیشه درباره‌ کاری که انجام می‌دهند تردید دارند، هیچ‌وقت از کار خود راضی نیستند حتی اگر به بالاترین موفقیت‌ها برسند. 

بهترین پرستار‌ها و معلمان

افراد با گروه خونی AB آنها نمی‌توانند کاری را انجام دهند که در آن لازم باشد خودشان تصمیم اصلی را بگیرند چون تردید تصمیم‌گیری آنها را به شدت آزار خواهد داد. آنها همیشه خود را در انتخاب‌ها آزار می‌دهند و فکر می‌کنند هیچ‌وقت به چیزی که می‌خواهند، نخواهند رسید. آنها بهتر است بیشتر از هر چیزی به میل درونی خود نگاه کنند و کاری را قبول کنند که با انجام دادن آن لذت می‌برند. بهتر است این نکته را بیشتر از بقیه نکات کار مدنظر قرار دهند.

این افراد می‌توانند رهبران تیمی عالی باشند به شرطی که اهداف از قبل برای آنها تعریف شده باشد. اگر تصمیم‌گیری را از عهده‌ آنها خارج کنید آنها بسیار عالی ظاهر خواهند شد. این افراد هم از انتقاد بیزارند و این کار آنها را دچار نگرانی و اضطراب می‌کند. صداقت با این اشخاص اصلا درست نیست. آنها دوست دارند مورد تمجید قرار بگیرند. البته به دروغ تظاهر به چاپلوسی نکنيد چون آنها آنقدر باهوش هستند که بتوانند به‌راحتی دروغ را از رفتار عادی تمیز دهند. اگر در محل کار با افراد دارای گروه خونی AB درگیر شدید، سعی کنید قبل از هر کاری آنها را قانع کنید. یادتان باشد که آنها بسیار زیرک هستند و به‌راحتی می‌توانند استدلال شما را مخدوش کنند. بهتر است با آنها طوری رفتار کنید که احساس کنند در محل کار مفید هستند. این به آنها انگیزه می‌دهد و تردیدهای‌شان را کم می‌کند. اگر مجبور شدید از آنها انتقاد کنید بهتر است منطقی این کار را انجام دهید و آنها را قانع کنید.

بهترین گروه‌های کاری حول این افراد شکل می‌گیرد. آنها اگر شغل‌شان را دوست داشته ‌باشند مدت‌ها و به‌راحتی آن را انجام می‌دهند. آنها توانایی بسیار خوبی در انجام کارهای پرتنش و مهم دارند. در شغل‌هایی که ارتباط با دیگران را می‌طلبد مثل مددکاری، پرستاری و معلمی بسیار خوب هستند. مکمل ایده‌آل برای افراد دارای این گروه خونی افراد دارای گروه خونی B است.

شستن یا نشستن؛ مساله این است. منظورمان ظرف‌های خانه است که در فرهنگ ما تصور می‌شود شستن‌شان فقط کار زن‌هاست. البته مردها در بیرون خانه به ظرف شستن به چشم یک شغل نگاه می‌کنند و عار نمی‌دانند اگر به کسی بگویند کارگر رستورانند و ظرف می‌شویند.

بعضی مردها هم در جشن‌ها و عزاها با افتخار ظرف‌ها را می‌شویند و برای این که گوی سبقت را از دیگران بربایند و اخلاص خود را بیشتر نشان دهند از ابتدا با همه شرط می‌کنند که «ظرف‌ها امروز مال من». اما داستان ظرف شستن در خانه متفاوت است، آنقدر متفاوت که بعضی‌ها مردانگی را به تر نکردن حتی یک ناخن در آشپزخانه می‌دانند.


زن‌های زیادی از این وضع گله دارند. آنها از پدران و پسران و شوهرانی می‌نالند که دست به سیاه و سفید نمی‌زنند و حتی اگر زن خانه بیمار باشد باز هم به تلنبار ظرف‌ها در سینک آشپزخانه بی‌اعتنایی می‌کنند. این گزارش سعی دارد به نگاه‌های متفاوت نسبت به ظرف شستن مردها نگاه کند و بیابد که آیا این کار ویژه زن‌هاست؟ آیا ظرف شستن آقایان در خانه کار خوبی است؟

چرا بعضی مردها حاضرند ماشین ظرفشویی برای خانه بخرند، اما خودشان برای شستن ظرف‌ها آستین بالا نزنند؟ و این که آیا خوب است ما به همه فامیل نشان دهیم که شوهری داریم که کار خانه را هم می‌کند؟

پدر تماشاچی پسر تماشاچی


قبل از هر چیز می‌خواهیم کمی به عقب برگردیم، یعنی زمانی که مردان امروز پسربچه‌ای بیش نبودند و در خانه پدری شاهد فعالیت بی‌پایان مادر در خانه و استراحت پدر بودند. پدران و مردان امروز که حالا به احتمال زیاد خودشان هم مرد خانه هستند مردانی بوده‌اند بی‌اعتقاد نسبت به کار‌کردن مرد در خانه.

از نگاه آنها وظیفه مرد کار‌کردن و به قول خودشان جان کندن در بیرون خانه است و وظیفه زن هم اداره امور منزل، از شستن و پختن گرفته تا جمع و جور‌ کردن بچه‌ها. این نوع تقسیم وظیفه‌کردن در فرهنگ ما موضوعی جا افتاده است، بویژه در زمانی دورتر از امروز که ما مشغول حرف زدن درباره آن هستیم.

در خانه‌هایی که چنین فرهنگی در آنها حاکم است زن که مادر خانه باشد همیشه مشغول کار و تلاش است و کمتر لحظه‌ای دیده می‌شود که او دست روی دست بگذارد و استراحت کند. مرد هم که پدر خانه است برای امرار معاش تلاش می‌کند، اما برگ برنده‌اش این است که دست کم وقتی پا به خانه می‌گذارد اسباب رفاه و آسایش او فراهم است. مرد در فرهنگ ما وقتی به خانه می‌رسد خدمات می‌گیرد، در حالی که زن همواره در حال خدمات‌دهی است.

طبیعی است مرد خانه که استراحت را حق خود می‌داند چشم انتظار رسیدن چای، میوه و آب می‌ماند و در حالی که مشغول خوردن است به فکرش خطور نمی‌کند زنی که در آشپزخانه مشغول کار است نیز خسته است و بی‌انصافی است اگر مسلسل‌وار از او تقاضا داشته باشیم.

در این میان تکلیف ظرف‌های کثیف حاصل از ناهار و شام هم مشخص است و شکی نیست که آنها سهم زن است. حالا تصور کنید در چنین شرایطی پسر خانه از چه کسی الگو می‌گیرد؛ خب معلوم است از پدرش، چون علم روان‌شناسی ثابت کرده که کودکان رفتارها را از طریق دیدن یاد می‌گیرند و وقتی هم که شخصیت‌شان در کودکی شکل بگیرد احتمال تغییر آن در بزرگسالی خیلی کم است.



مادران بی‌تقصیر نیستند
وقتی از پسر تماشاچی حرف می‌زنیم منظورمان همان جنس مذکری است که چه در خانه پدری باشد و چه تشکیل خانواده بدهد و خودش مرد خانه بشود، نسبت به امور منزل بویژه شستن ظرف‌ها بی‌اعتناست، چون می‌داند زنی در خانه است که همه کارها را پیش می‌برد؛ زنی که فقط وظیفه‌اش را انجام می‌دهد و تازه اگر کارهایش را خوب به پایان ببرد زنی مثل مادر شوهرش شده است.

گفته بودیم پسرانی که چنین تفکری دارند این را از پدرشان آموخته‌اند، اما بی‌انصافی است اگر فقط از پدران حرف بزنیم و به مادران اشاره نکنیم. منظورمان آن دسته از مادرانی است که هنوز هم فکر می‌کنند کار خانه مخصوص دخترهاست. به گمان آنها برای مرد ننگ است اگر در خانه کار کند یا به خفتی چون ظرف شستن تن بدهد.

از دید این مادران که مادران شوهران امروز هستند اگر پسر در خانه خودش کار کند یعنی عروسی تنبل در خانه است که کارها را به دوش شوهر می‌اندازد. همین است که برخی مادرشوهرها و عروس‌ها بر سر این موضوع آبشان در یک جوی نمی‌رود و نسبت به هم  دل چرکین‌ هستند.

وقتی از عیوب مادران می‌گوییم حتما باید از عیوب همسران هم بگوییم، چون مردان زیادی وجود دارند که نسبت به کارهای خانه علاقه نشان می‌دهند، اما وسواس‌های زن خانه آنها را پس می‌زند و از انجام هر کمکی منصرف می‌کند. برخی زن‌ها، مردها را به تمیزی نمی‌شناسند، یعنی فکر می‌کنند آنها کارهای خانه را سرسری انجام می‌دهند و اگر ظرف یا رختی بشویند فقط کار زن را چند برابر می‌کنند.

از دید این زن‌ها، مردها نمی‌توانند چربی ظرف‌ها را خوب از بین ببرند، برای همین بهتر است که هیچ وقت اسکاچ به دست نشوند و کمتر نزدیک آشپزخانه و دم دست زن خانه ظاهر شوند. اما این اشتباه است، این طرز تفکر فقط مردان را از کار خانه و همکاری‌کردن با همسر دلسرد می‌کند، برای همین است که می‌گوییم دید برخی زن‌ها نسبت به توانایی‌های مردان نیاز به اصلاح دارد.



زن چه کاره است، مرد چه کاره؟

اگر چند دهه قبل بود خیلی راحت‌تر می‌شد گفت که کدام کار وظیفه زن است و کدام کار وظیفه مرد، اما حالا که خیلی از زن‌ها مانند مردها در بازار کار هم حضور دارند و بیشتر انرژی خود را در بیرون خانه صرف می‌کنند، درباره تفکیک وظایف باید محتاط‌تر قضاوت کرد.

در همه دنیا و در همه فرهنگ‌ها خانه‌داری را وظیفه زن می‌دانند، در فرهنگ ما هم این‌چنین است، حتی اگر زنی بیرون از خانه کار کند و همزمان با شوهر یا حتی دیرتر از او به خانه برسد. شاید هم این‌گونه تفکیک وظیفه‌کردن دور از منطق نباشد، چون جنس، روحیات و توانایی زن به گونه است که برای اداره‌کردن امور خانه مناسب‌تر است، اما این حرف هرگز به این معنی نیست که مردان امروز هم مثل نسل‌های قبل باید تماشاچی باشند و از زنی که در بیرون خانه بیشتر انرژی‌اش را صرف حضور موفق در اجتماع کرده در خانه نیز از جان مایه بگذارد و به خانواده خدمت ارائه کند.

 البته ناگفته نماند بیشتر زنان شاغل به علت محدودیت زمانی، توان ویژه‌ای در انجام کارها دارند به طوری که هم به شغل‌شان می‌رسند و هم به امور خانه و تازه آنهایی که نمی‌خواهند بهانه به دست شوهر یا سایر عیب‌جویان فامیل بدهند کارهای منزل را با تدبیر بیشتری پیش می‌برند که البته جای تحسین دارد.

ولی با این حال زن خانه هر چقدر هم که توانا و پرتلاش باشد باز نیاز به کمک و همراهی دارد و این دقیقا آن چیزی است که برخی مردان به آن اعتقاد ندارند. در میان کارهای خانه نیز ظرف شستن چالشی‌ترین موضوع است که اکثر قریب به اتفاق مردان علاقه‌ای به آن ندارند.

البته این هم ناگفته نماند که مردان با محبت زیادی نیز هستند که نه‌تنها ظرف شستن را وظیفه‌ای اشتراکی میان خود و همسر می‌دانند، بلکه در بقیه کارها نیز حضوری فعال دارند و کانون خانواده‌شان را با حس مسئولیت‌پذیری گرم نگه می‌دارند.



وظایف مردانه، وظایف زنانه

اگر چند دهه قبل بود خیلی راحت‌تر می‌شد گفت که کدام کار وظیفه زن است و کدام کار وظیفه مرد، اما حالا که خیلی از زن‌ها مانند مردها در بازار کار هم حضور دارند و بیشتر انرژی خود را در بیرون خانه صرف می‌کنند، درباره تفکیک وظایف باید محتاط‌تر قضاوت کرد.

در همه دنیا و در همه فرهنگ‌ها خانه‌داری را وظیفه زن می‌دانند، در فرهنگ ما هم این‌چنین است، حتی اگر زنی بیرون از خانه کار کند و همزمان با شوهر یا حتی دیرتر از او به خانه برسد. شاید هم این‌گونه تفکیک وظیفه‌کردن دور از منطق نباشد، چون جنس، روحیات و توانایی زن به گونه است که برای اداره‌کردن امور خانه مناسب‌تر است، اما این حرف هرگز به این معنی نیست که مردان امروز هم مثل نسل‌های قبل باید تماشاچی باشند و از زنی که در بیرون خانه بیشتر انرژی‌اش را صرف حضور موفق در اجتماع کرده در خانه نیز از جان مایه بگذارد و به خانواده خدمت ارائه کند.

البته ناگفته نماند بیشتر زنان شاغل به علت محدودیت زمانی، توان ویژه‌ای در انجام کارها دارند به طوری که هم به شغل‌شان می‌رسند و هم به امور خانه و تازه آنهایی که نمی‌خواهند بهانه به دست شوهر یا سایر عیب‌جویان فامیل بدهند کارهای منزل را با تدبیر بیشتری پیش می‌برند که البته جای تحسین دارد.

ولی با این حال زن خانه هر چقدر هم که توانا و پرتلاش باشد باز نیاز به کمک و همراهی دارد و این دقیقا آن چیزی است که برخی مردان به آن اعتقاد ندارند. در میان کارهای خانه نیز ظرف شستن چالشی‌ترین موضوع است که اکثر قریب به اتفاق مردان علاقه‌ای به آن ندارند. البته این هم ناگفته نماند که مردان با محبت زیادی نیز هستند که نه‌تنها ظرف شستن را وظیفه‌ای اشتراکی میان خود و همسر می‌دانند، بلکه در بقیه کارها نیز حضوری فعال دارند و کانون خانواده‌شان را با حس مسئولیت‌پذیری گرم نگه می‌دارند.



کاری با هزار فایده


ظرف شستن مردان در خانه را می‌شود به شکل دو دست دید که سیم و اسکاچ به دست می‌گیرد و ظرف‌ها را آغشته به مایع ظرفشویی و مملو از کف می‌کند و بعد آنها را زیر شیر آب می‌شوید و در جای مخصوص قرارشان می‌دهد. اما همین کار را می‌شود به شکل دو دست مهربان دید که به علت علاقه به همسر با وجود همه خستگی‌هایش روی دو زانو قرار می‌گیرد و بلند می‌شود و به سمت آشپزخانه می‌رود.

 مردی که در خانه کار می‌کند بویژه مردی که حاضر می‌شود ظرف‌ها را بشوید و از این طریق راهش را از بسیاری از هم جنس‌های خود جدا کند، انسان قابل احترام و قدردانی است نه به این علت که کار همسر را سبک می‌کند، بلکه به این علت که او مردی متعهد به زندگی است، کسی که همه سازهای مخالف علیه خود را می‌شنود، اما به حرف‌های بی‌اساس اهمیت نمی‌دهد، کسی که می‌داند زن خانه، پیشخدمت شوهر و فرزندان نیست و او هم نیاز به استراحت، احترام و همدلی دارد.

 چنین مردی کسی است که برای خود در جمع خانواده، جایگاه قائل است که یک روز باید در کارهای فنی ظاهر شود و روزی در کاری که به ظاهر زنانه به نظر می‌رسد. چنین مردی از روی ترس ظرف نمی‌شوید، بلکه با اسکاچی که به دست دارد قلب همسرش را جلا می‌دهد و او را خوشحال می‌کند از این که شوهری چنین همراه دارد، مردی که می‌داند در خانه وظیفه‌ای بالاتر از خوردن و ریختن و پاشیدن دارد.

مردی که در خانه کار می‌کند شاید خودش نداند که چطور در قلب همسرش جا باز می‌کند و در ازای زحمتی که می‌کشد چه سرمایه‌ای به دست می‌آورد. سرمایه این مردان، محبت همسر، رضایت قلبی، دوستی، همدلی و همراهی است که ناخودآگاه به فرزندان هم منتقل می‌شود و این یعنی حس خوب خوشبختی که نتیجه‌اش به آرامش رسیدن همه اعضای خانواده است.



مردم چه می‌گویند؟


فرهنگ ما فرهنگی دهن‌بین است یعنی همیشه منتظر است ببیند مردم چه می‌گویند. مردم در ذهن ما توده‌ای ناشناسند که هویت‌شان دقیقا معلوم نیست، اما همیشه کارهای ما را رصد می‌کنند و درباره‌مان نظر می‌دهند. در مورد کار‌کردن مردها در خانه هم همین‌طور است یعنی به محض این که فامیل متوجه شوند مردی در کارهای خانه به همسرش کمک می‌کند به قضاوت‌کردن مشغول می‌شوند.

این قضاوت‌ها طیف وسیعی را نیز شامل می‌شود؛ از بهترین و تحسین‌برانگیزترین حرف‌ها تا بدترین و تندترین قضاوت‌ها. آنهایی که تحسین می‌کنند، می‌توانند جزو فامیل دور یا نزدیک زوج‌ها باشند، آنهایی که مذمت می‌کنند نیز می‌توانند از هر دو گروه باشند.

 پس این که مثلا می‌گوییم برخی مادرشوهرها با کار‌کردن پسرشان در خانه مشکل دارند به این معنی نیست که مادر زن‌ها این‌گونه نیستند یا این که مثلا همه اقوام مرد با کار‌کردن پسری از فامیل خود مشکل دارند یا همه اقوام زن طرفدار شوهر پرکار دختر فامیل خود هستند.

اما اگر از موارد استثنا و گروه‌های اقلیت صرف‌نظر کنیم، به طور کلی چند گروه با کار‌کردن مرد در خانه بویژه رفتن او در آشپزخانه و بستن پیشبند و شستن ظرف مخالفند. گروه اول مادر و پدر پسر هستند. آنها کار خانه را وظیفه عروس می‌دانند و ناراحت می‌شوند از این که پسرشان را مشغول ارائه خدمات ببینند.

گروه دوم، مادر و پدر دختر هستند، مادر از این بابت که فکر می‌کند مردم دخترش را چشم می‌زنند و پدر از این بابت که باید غرغر‌های همسر و مقایسه‌شدن‌های دائمی‌اش با داماد را بشنود. این پدر زن‌ها، داماد پر کار در خانه را تهدیدی برای صلابت خود می‌دانند و به همین علت سعی می‌کنند با هر روش ممکن او را از کار‌کردن در خانه منصرف کنند.

وضع برادر عروس و داماد هم تقریبا این‌گونه است چون وقتی داماد مقابل چشم همگان ظرف می‌شوید این توقع را در همسران آنها ایجاد می‌کند که شوهران آنها هم باید چنین رفتاری در خانه داشته باشند یعنی توقعی که برادران حاضر به برآورده‌کردن آن نیستند.

از اینها که بگذریم بقیه افراد فامیل، دوستان و آشنایان هم تقریبا با توجیهات مشابه، قضاوت‌های مشابهی در این باره دارند که البته نباید کتمان کرد که در بین همه این آدم‌ها کسانی هستند که با دیده تحسین به چنین مردانی می‌نگرند و از این بابت که او مردی مهربان، همدل و همراه با همسرش است مورد تشویق قرارش می‌دهند.



تجربه شیرین تجرد

مردها دو دسته‌اند ؛ اول آنهایی که به حرف مردم گوش می‌دهند و هر طرف که دیگران بگویند سر کج می‌کنند و می‌روند و دوم مردانی که اراده‌ای قوی و قدرتی بی‌نظیر برای تصمیم گیری دارند و خودشان انتخاب می‌کنند که چه رفتاری برای بهتر شدن زندگی مشترکشان داشته باشند.

گروه اول همان‌هایی هستند که یا از روی تعصب یا از سر بی‌مسئولیتی، خود را جدا از همسر و خانه می‌دانند و به کار خانه بخصوص ظرف شستن به چشم وظیفه‌ای جدا نشدنی از زنان نگاه می‌کنند و حتی اگر فراغت هم داشته باشند اطراف آشپزخانه آفتابی نمی‌شوند. گروه دوم، اما مردانی دلسوزند که اگر وقت داشته باشند آستین بالا می‌زنند و نه تنها ظرف‌ها را می‌شویند بلکه از شستن لباس‌ها، دستمال کشیدن کف آشپزخانه، خالی‌کردن سطل زباله و حتی پختن غذا مضایقه نمی‌کنند.

شاید این مردها آنهایی هستند که یک دوره طولانی تجرد را تجربه کرده‌اند و زندگی دور از خانواده به آنها آموخته که مرد هم مثل زن می‌تواند از پس کارهای خود و خانه بربیاید. در واقع زندگی مجردی این فرصت را به آدم‌ها می‌دهد که خودشان را مسئول زندگی و سرنوشت خود بدانند و برای داشتن زندگی بهتر تلاش کنند. شاید هم به همین علت است که مردانی که دوره مجردی طولانی داشته‌اند وقتی متاهل می‌شوند نیز در کارهای خانه مشارکت می‌کنند و نقش فعالی در زندگی دارند.

البته این وضع شامل حال همه مردهای مجرد نمی‌شود؛ چون در بین آنها کسانی که بارشان را به دوش همخانه‌های خود می‌اندازند یا هنوز برای انجام کارهایشان به کمک پدر و مادر چشم دارند نیز زیادند.

 درست است که همه مردم دوست دارند بهترین و سعادتمندترین زندگی مشترک را داشته باشند، ولی بعضی کارها که شاید متوجه آنها هم نباشید، به رابطه شما آسیب می زنند. در واقع شما عمداً این کارها را انجام می دهید، زیرا معتقدید که کار درستی هستند، ولی درست برعکس آن صحیح است. از اشتباهات زیر دوری کنید تا زندگی مشترک شما دوام یابد.

سکوت می کنید.

1. صبر می کنید تا شوهرتان در صورت نیاز به چیزی به حرف بیاید.

آقایان دوست دارند قوی باشند، نه آسیب پذیر و بسیاری از آنها حس می کنند که نمی توانند به داشتن نیازهای بیشتری اعتراف کنند. اگر او حس کند که شما زیادی سرتان شلوغ است یا نیاز او را قبول نمی کنید، ساکت می ماند و درمانده می شود. از او بپرسید که به چه فکر می کند و چه می خواهد. صبر نکنید تا خودش آن را مطرح کند، زیرا به احتمال زیاد هرگز این کار را نخواهد کرد.

کمی تشکر کنید.

2. شما به شوهرتان نمی گویید چقدر از او سپاسگزارید.

چه او نان آور باشد چه پدری بیکار باشد، باید از تلاش های او قدردانی کنید، در غیر این صورت فکر می کند سربار است. حتی اگر شما هم پا به پای او کار می کنید، باید تشکرات قلبی خود را به او نشان دهید. کمبود تقدیر و سپاسگزاری در زندگی مشترک بیزاری می آفریند.

گودال های عشقی

3. شما کمبود شور جنسی خود را نادیده می گیرید.

اگر او از شما تقاضای رابطه جنسی می کند و شما معمولاً دست رد به سینه اش می زنید، به تدریج به سوی زناشویی بی عشق خواهید رفت. اگر شما حال و حوصله اش را ندارید، این مسئولیت به گردش شماست که دلیلش را بفهمید. شاید دلیلی روانی یا عاطفی داشته باشد، ولی اینکه به این مشکل رسیدگی کنید، نشان می دهد که برایتان مهم است. با پزشک خود حرف بزنید و راه حلی پیدا کنید. اینکه این قضیه را نادیده بگیرید، انگار او را نادیده گرفته اید.

عمل کردن بهتر از حرف زدن است.

4. شما شکایت می کنید که او به شما محبت نمی کند، در حالیکه این کار را می کند.

شوهرتان هر چقدر هم یک دل نه صد دل عاشق شما باشد، به احتمال زیاد درباره آن با شما حرف نمی زند. او احساسات خود را از طریق پدری کردن برای بچه ها و یا زدن چمن های باغچه نشان می دهد. با آنکه شما منتظر گفتگویی طولانی در مورد عشق هستید، ولی نباید این نوع بیان احساسات و عشق و حمایت او را نادیده بگیرید.

رقبای پیشین

5. بطور ناخودآگاه خواستگارهای قبلی خود را بت می کنید.

بعضی از خانم ها با گذشت زمان و محو شدن بدی های خواستگاران پیشین، از آنها تعریف و تمجید می کنند. یادتان باشد که این کار بر روابط محکم هم تأثیر منفی می گذارد. صحبت کردن در مورد خوبی های خواستگاران قبلی، جر و بحث های بدی را با همسرتان شروع می کند. باید روی بهترین ویژگی های همسرتان تمرکز کنید و بجای مقایسه او با دیگران، ارتباط بهتری با او برقرار کنید.

خبر بد

6. معتقدید همه مردها بد هستند.

شاید در گذشته از سوی بعضی ها بدی هایی دیده باشید و منتظر باشید که شوهرتان هم مثل آنها شود. مشکل بزرگ اینجاست که هرگز نمی توانید رابطه خوبی با شوهرتان برقرار کنید، اگر هنوز روی همان باورها تأکید می کنید. آنچه اتفاق افتاده را بپذیرید و خودتان و دیگران را ببخشید و رفتار خود را عوض کنید. شروع تازه ای با همسرتان داشته باشید.

گمانه زنی نکنید.
7. گمان می کنید می دانید او به چه می اندیشد.

حدس و گمان، دشمنی می آفریند. بجای آنکه با شوهرتان حرف بزنید، در ذهنتان سناریو می نویسید. هر وقت دیدید در حال گمانه زنی هستید، خودتان را کنترل کنید. نگرانی های خود را با شوهرتان در میان بگذارید و واقعیت را جستجو کنید.

تک روی

8. شما به تنهایی سعی می کنید این رابطه را ادامه دهید.

تلاش از سوی یک نفر همیشه زندگی مشترک را به مشکل و دردسر می کشاند. رابطه با دو نفر شروع می شود. اگر یکی از این دو نفر حضور نداشته باشد یا از لحاظ عاطفی غایب باشد، هیچ ارتباطی نمی ماند. همیشه حواستان باشد که آیا شما به تنهایی رابطه را پیش می برید یا خیر، در این صورت از کارشناس و مشاور بخواهید که راهنمایی تان کند.

عادلانه مبارزه کنید.

9. زمانی که اختلاف نظر دارید، دیدگاه او را نادیده می گیرید.

اگر شوهرتان در دخل و خرج شما دخالت می کند، فوراً او را در مورد خرج های خودش سرزنش نکنید. زیرا در این صورت فقط وارد فاز حمله و دفاع می شوید و فرصتی برای درک همدیگر نمی یابید. لازم نیست در مورد همه چیز با هم توافق داشته باشید، ولی در عین حال باید دیدگاه یکدیگر را درک کنید.

جدی باشید.

10. شما برای برقراری ارتباط روی طعنه و کنایه تکیه می کنید.

منظورمان از این جمله شوخی ها و مزه پرانی ها نیست، بلکه زمانی است که شما با استفاده از طعنه و کنایه می خواهید حرف و پیام خود را برسانید. این یک روش انفعالی-تهاجمی برای بیان عصبانیت و آزردگی است. سعی کنید بجای نیش و کنایه زدن، حرفتان را رک و جدی و واضح بگویید.

کمبود ارتباط

11. هر روز با او تماس نمی گیرید.

شما خودتان می دانید که باید زندگی مشترک خود را تقویت کنید، ولی وقتی سرتان شلوغ می شود، دور شدن از هم آسان است. به عبارت دیگر شما به این باغچه آب نمی دهید. اگر حس می کنید که شوهرتان دیگر فقط برایتان یک همخانه است، از خودتان بپرسید که چرا از او دوری می کنید. اگر از جواب خود مطمئن نیستید، از تراپیست کمک بخواهید و مسئله را تا دیر نشده، حل کنید.

با تفريحات پرهزينه تهرانی‌ها آشنا شويد

تا همین چند سال پیش خیلی از کسانی که از تفریحات معمول و همیشگی خودمان خسته شده بودند، راهی امارات و ترکیه و مالزی می‌شدند تا تمام هیجان خود را آنجاخالی کنند. پارک‌های آبی کشورهای همسایه و برنامه هیجان‌انگیز بالون‌سواری و انواع و اقسام پروازها بود که به رخ‌مان کشیده می‌شد و صف طولانی مسافرانی را ایجاد می‌کرد که راهی می‌شدند تا جیب این کشورها را پرپول‌تر کنند اما در این چند سال اخیر اوضاع تا حدودی متفاوت شده است. حالا تمامی تفریحات اماراتی‌ها و ترک‌ها، در 2قدمی تهران و جزیره کیش و شهرهای رنگارنگ خودمان آمده تا کسانی که دنبال هيجان و شادي هستند، در همین ایران به هیجان برسند اما تمام این تفریحات برای خیلی‌ها از دور قشنگ است. هزینه‌های بالای آنها باعث می‌شود تا بسياري قید تفریح و خوشگذرانی را بزنند و در خانه فیلم تماشا کنند یا با سایت‌ها و فضاهای مجازی خود را سرگرم کنند. البته از طرف دیگر همین تفریحات پاتوق بعضی‌ها هم ست. براي اينکه تفريحات پرهيجان و پرخرج خودمان را بشناسيم اين مطلب را از دست ندهيد.

پول خرج کردن در آسمان

بالون 

می خواهید به آرزوی پرواز برسید اما این بار نه با هواپیما سوار شدن. پرواز، تجربه هیجان میان ابرهاست؛ تصور کودکی بيشتر ما که با نشستن در یک بالون بزرگ و رنگی شکل گرفته و همچنان ادامه دارد. این تصور کودکی حالا تحقق پیدا کرده و می‌تواند عملی شود. خریدن بلیت و بعد هم طی کردن ۴۰ دقیقه آرام لابه‌لای ابرها و بر فراز آسمان از آن اتفاقات آرام اما پرهیجان است. تجربه ای که کمتر پیش می‌آید و هنوز خیلی‌ها به سمتش نرفتند. آسمان دشت ری آرزوی پرواز شما را در بالون به راحتی به حقیقت می‌رساند. هر بالون می‌تواند ۵ نفر را حمل کند و قیمت بلیت برای هر نفر 380 هزار تومان است.

پاراگلایدر

پاراگلایدر اما تجربه دیگری از پرواز است. هیجانش چندین برابر بالون است و البته دل و جرات خودش را می خواهد. ممکن است کسی شما را همراهی نکند و همین احساس خطر را بیشتر می‌کند. پاراگلایدر این روزها آموزش هم داده می‌شود. دوره‌های آموزش  شامل آشنایی با قسمت‌های مختلف چتر یا پاراگلایدر، تمرین‌های کشیدن چتر بر زمین، پریدن از تپه کوتاه و بلند با چتر، پریدن با چتر همراه مربی و پرواز به تنهایی است که تمام تجهیزات توسط مربی در اختیار شما قرار می‌گیرد و قیمت آن برای شما تقریبا یک میلیون تومان تمام می‌شود. اگر بخواهید خودتان هم یک پاراگلایدر داشته باشید باید مبلغ قابل توجهی را پرداخت کنید.برای پروازهای تفریحی هم باید بلیت تهیه کنید که مبلغ آن برای هر نفر 120هزار تومان است. تجهیزات در اختیار شما قرار می‌گیرد و تنها چیزی که لازم دارید یک کفش مناسب و یک فلش است برای اینکه وقتی از پرواز شما فیلم گرفته می‌شود داخل فلش یا رم ریخته شود. اصلا هم نیازی نیست که در پروازهای تفریحی شما حتما آموزش دیده باشید بلکه مربی کاملا شما را کنترل می‌کند و هدایت شما را برعهده دارد.

تفریحات گران آبی

نام تفریحات مدرن این روزها در ایران و به خصوص تهران بیشتر شنیده می‌شود و در پایتخت حسابی  اوج گرفته و با ایجاد انواع دریاچه‌های مصنوعی طرفداران زیادی به دست آورده است. کایاک سواری، جت اسکی، شاتل، انواع قایق‌های موتوری و در یک کلام آب‌بازی همگی جزو تفریحات آبی پرخرج به حساب می‌آیند؛ تفریحاتی که برای لذت بردن از آن باید حساب و کتاب دقیق داشته باشید و بدانید که دقیقا چقدر پول توی جیب‌تان است. پس بايد بدانید که شما برای ۱۵ دقیقه قایق‌سواری با انواع قایق‌های تفریحی باید 25 هزار تومان بپردازید. البته هر قایق مخصوص قابل استفاده چند نفر است و همین می‌تواند هزینه شما را کم کند اما واقعیت این است که تفریح شما قرار نیست فقط به این یک مورد ختم شود. کایاک سواری هم15 هزار تومان هزینه دارد اما در عوض شما می‌توانید یک ساعت از این تفریح لذت ببرید. جت اسکی تا حدودی هزینه بالاتری دارد، شاید چون هیجان بیشتری هم به شما منتقل می‌کند، به همین دلیل ۱۵ دقیقه جت اسکی هزینه 55 هزار تومانی دارد. ۱۵ دقیقه اسکی روی آب هم 50 هزار تومان هزینه  دارد و برای سوار شدن شاتل باید70  هزار تومان هزینه کنید. البته ناگفته نماند شاتل مخصوص دو نفر است.

باشگاه‌هاي ورزشي

بي‌شک پرداختن جلسه‌اي 120 هزار تومان براي ساعتي ورزش كردن از عهده كمتر كسي برمي‌آيد. باشگاه‌هاي ورزشي اين روزها به مكاني براي تفريح جوانان تبديل شده است و مديريت اين باشگاه‌ها با توجه به حال و هواي جوانان امروزي وتوقعات آنها باشگاه هاي مجهزي را راه انداري کرده​اند. باشگاه‌ها با داشتن از جديدترين امكانات و تجهيزات ورزشي، شهريه يك ساله خود را با حساب 140 جلسه در سال و با توجه به محل و امکانات آن بین  800 تا 3 میلیون تومان قرار داده اند. با اين حال پرداخت 60 هزار تومان براي هر جلسه حضور در برخی از اين باشگاه‌ها از عهده كمتر كسي بر مي آيد و اين حضور در ادامه با استفاده از ديگر امكانات به بيش از صد هزار تومان در هر جلسه نيز خواهد رسيد. براي ثبت‌نام در باشگاه هاي ورزشي شهر اين نكته را هيچ‌گاه فراموش نكنيد كه اين گونه باشگاه‌ها يا نان امكانات خود را مي‌خورند يا برندي كه دارند، همين 2 نكته است كه برخي از اين مكان‌ها را به پاتوق افراد سرشناس تبديل مي‌كند. عضويت يك‌ساله با 2 روز در هفته حضور در اين باشگاه، براي‌تان 10 ميليون تومان آب مي‌خورد. در اين باشگاه​ها برخلاف بسياري از مجموعه‌هاي ورزشي امكان بازديد از سالن‌ها پيش از ثبت نام را نخواهيد داشت و در صورتي كه با درخواست شما موافقت شود با پوشش خاصي اجازه ورود به سالن‌ها را خواهيد داشت. كلاس‌هاي مجزا راهم مي‌توانيد با يك ميليون تومان ثبت نام كنيد. اينها تنها بخشي از امكانات و كلاس‌هاي جانبي مجموعه هاي ورزشي است؛ امكاناتي كه اگر شما را راضي نمي‌كند مي​توانيد با عضويت در اين باشگاه‌ها و جلب اطمينان سايرين، به دنياي باورنكردني تفريحات بي‌شمار اين روزهاي جوانان دست و دلباز وارد شويد؛ دنيايي كه اگر وارد آن شديد، نبايد فراموش كنيد كه تداوم حضور در آن، هزينه حداقل 2‌ميليون توماني در ماه را طلب مي‌كند.

موتورسواری

حالا می‌توان امید داشت که بیشتر مردم کشورمان حسرت یک روز هیجان‌انگیز را نداشته باشند. موتورهای چهار چرخ یا همان ATV از بازی‌هایی است که به تازگی جا افتاده. تجربه موتور سواری روی تپه ماهورهای مختلف می‌تواند حسابی یک روز کسل‌کننده را برای آدم تغییر دهد. ۲۲۵ هزار تومان هزینه یک موتور سواری هیجان‌انگیز است که البته باید لباس و تجهیزات لازم را به همراه داشته باشید چون در غیر این صورت باید از تجهیزات باشگاه استفاده کنید، البته بعضی از باشگاه‌ها غیر از امکانات مورد استفاده موتورهای ATV امکانات دیگری هم دارند، مثل استفاده از فوتبال دستی که می‌تواند خودش در چنین محیط‌هایی جالب باشد.

پاساژگردی

خیلی قدیم‌ترها تنها جایی که مردم برای خرید سراغ داشتند، بازارهای اصلی شهرشان بود اما با گذشت زمان شکل بازارها تغییر کرد و پاساژها با انواع و اقسام اسم و معماری در اکثر خیابان‌های پررفت‌وآمد دیده شدند. اگر در شب‌های تعطیل سری به این پاساژها بزنید با جمعیت زیادی روبه‌رو می‌شوید که خیلی از آنها مشتری نیستند و فقط برای گردش، استفاده از کافی شاپ،رستوران، کافی‌نت و فضای بازی کودکان به پاساژ آمده‌اند.

مرکز تجاری‌های بی‌شماری با حضور برندهای معتبر بین‌المللی  کیف، پوشاک، کفش، طلا، جواهرات، ساعت، لوازم آرایشی و ادکلن با عرضه برترین برندهای لوکس دنیا در چند سال اخیر افتتاح شده و به گفته مشتریان بعضی از آنها از لوکس‌ترین مراکز خرید شهر تهران است که می‌توان گفت که با دیگر مراکز خرید معتبر جهانی تفاوت چندانی ندارد و بودن و نشستن و حتی خرید از آن کیسه‌ای پر پول می خواهد.

بعضی از این پاساژها می‌تواند رنگ چهره‌تان را عوض کند. نمونه آن پاساژي است در خیابان الهیه كه چنان خوش نشسته که دهان هر عابری را باز نگه می‌دارد. وارد پاساژ که می‌شوی، بوتیک‌ها گوش تا گوش یک سالن بزرگ را پر کرده‌اند. در این پاساژ، ارزان‌ترین کالا تی شرت است که ارزان‌ترین آن را می‌توان با قیمت بیش از یک میلیون خریداری کرد. ارزان‌ترین شلوار جین این پاساژ 700 هزار تومان و ارزان‌ترین کمربندها 500 هزار تومان قیمت دارد. هر جفت کفش در این پاساژ به بیش از 3 میلیون تومان هم می‌رسد؛ البته کفش 2 میلیونی نیز هر از گاهی در ویترین این پاساژ خودنمایی می‌کند اما به نظر می‌رسد مشتریان تمایلی برای خرید آن ندارند. کمی سخت است که باور کنیم در این بازار، شلوار پارچه‌ای تا یک و نیم میلیون تومان قیمت دارد یا کفش زنان با مارک گوچی و مانگو و زارا هر کدام با حداقل ۹۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسند. کیف‌های زنانه نیز در این بازار ۸۰۰  تا ۸۵۰ هزار تومان قیمت دارند و در برخی مغازه ها کفش‌های زنانه 2 میلیونی نیز پیدا می‌شود. فروشندگان این پاساژها می گویند که مشتریان کفش در این پاساژ به طور میانگین کفش‌هایی بالاتر از یک و نیم تا 2‌میلیون تومان خریداری می‌کنند و تاکید دارند که این قیمت‌ها خیلی هم بالا نیست و خیلی‌ها متقاضی خرید این اجناس هستند. او همچنین می‌گوید «هر کسی نباید برای خرید و تفریح به این پاساژ بیاید چون اینجا جای هر کسی نیست»اکثر مشتریان من از جوانان به اصطلاح مایه‌دار شهر هستند که یا برای تفریح یا برای چشم و هم چشمی از این بازار خرید می‌کنند.

فروشندگان کیف و کفش زنانه می‌گویند برخی افراد در این بازار فقط در یک پروژه خرید بیش از ۱۳‌تا‌۱۴ میلیون کیف و کفش یا البسه دیگر خریداری می‌کنند. ساعت کمتر از 3میلیون در این پاساژ پیدا نمی شود و ساعت های تگ هویر و رولکس با قیمت‌های ۴۰ میلیون تا ۱۷۰ میلیون تومان پشت ویترین خودنمایی می‌کنند. بنابراین اگر روزی هوس کردید که در این پاساژها چرخی بزنید و نگاهی به مغازه ها و اجناس آنها بیندازید یادتان باشد هوس خرید کردن و سرزدن به کافی‌شاپ‌ها را فراموش کنید، در غیر این‌صورت فکرش هم برای‌تان گران تمام می‌شود.

پرهزینه‌ترین تورهای داخلی

گردشگري پس از صنعت نفت و اتومبيل‌سازي سومين صنعت پولساز دنياست. همه جای دنیا گران‌ترین هتل‌های‌شان را معرفی می‌کنند تا پولدارهای دنیا را به سمت خودشان بکشانند اما در ایران اینگونه نیست.سال ها تصور می شد که هتل عباسی اصفهان گران‌ترین هتل ایران است، در صورتی که با یک پرس‌وجوی ساده از قیمت چند هتل برای‌مان مشخص شد که این‌طور نیست.قيمت تورها و هتل‌هاي دو تا پنج ستاره در شهرهاي شيراز، كيش، تهران و مشهد از قيمت هتل‌هاي مشابه در دوبي، استانبول، كوالالامپور، آنكارا و... برابر است. مقايسه قيمت هتل‌هاي شهرهاي مختلف كشور با شهرهاي توريستي كشورهاي همسايه يا هم‌رده ايران نشان می‌دهد كه ايران به نسبت، جزو گران‌قيمت‌ترين كشورهاي جهان براي گردشگران محسوب مي‌شود. براي مثال در شهري مانند شيراز كه مي‌تواند جذابيت‌هاي بسياري براي گردشگران داشته باشد كمترين قيمت اقامت براي يك شب در هتل براي هر نفر 50هزارتومان است و بيشترين قيمت براي هر نفر 150تا 700هزار تومان است كه مختص اتاق‌هاي هتل پنج ستاره است. قيمت هتل، تنها نقطه گراني ارائه خدمات به گردشگران نيست چون مقايسه تورهاي شهرهاي داخلي ايران از تهران نشان مي​ دهد كه قيمت يك تور براي سه شب و چهار روز اقامت در شهرهايي مانند كيش، شيراز و مشهد با همه امكانات در شرايطي برابر، بيشتر از سفر به شهرهايي مانند استانبول، آنكارا، دوبي يا باكوست.

به عنوان مثال تيرماه جاري يك سفر با تور به كيش با اقامت سه شب و چهار روز در يك هتل پنج‌ستاره بدون هزينه ناهار و شام دست‌كم  800 هزارتومان هزينه برمي‌دارد، اين در حالي است كه سفري مشابه به دوبي با اقامت در يك هتل سه  ستاره و گشت روزانه به مراكز خريد براي ‫سه‌شب و چهار روز 900 هزارتومان هزينه دارد. در همين حال براي انجام يك تور داخلي سفر به كردستان و كرمانشاه براي سه شب و چهار روز از تهران دست‌كم 450هزار تومان بايد پرداخت، با وجود اين قيمت‌هاي بالا، گردانندگان تور مي‌گويند حدود 200هزار تومان از اين مبلغ، براي اقامت در هتل هزينه مي‌شود. قيمت تورها در ايران بسيار بالاست. مقايسه قيمت هزينه اقامت در هتل‌هاي مختلف از دو تا پنج‌ستاره در شهرهاي مختلف ايران مانند كيش، شيراز، اصفهان، تهران و مشهد با شهرهاي ديگر كشورهاي همسايه ايران نيز اين مسئله را ثابت مي‌كند. به نظر مي‌رسد پايين بودن تعداد هتل‌ها در ايران و اينكه مردم در هر شرايطي مجبور هستند از اين جاها استفاده كنند، به هتل‌داران اين اطمينان را داده است تا قيمت‌هاي خود را افزايش ‌دهند. پس اگر قصد دارید با این سبک تورها از شهر خود خارج شوید حتما با حساب پر راهی شوید.

کنسرت

قیمت‌های عجیب و غریب بلیت کنسرت‌هایی که این روزها برگزار می‌شود، مشکل بزرگی دارد که فقط یکسری اقشار خاص می‌توانند از این برنامه‌ها استفاده کنند. اگرچه با نگاهی به تبلیغات اینترنتی این کنسرت‌ها می‌شود به راحتی حدس زد که بیشتر آنها با استقبال خیلی خوبی مواجه می‌شوند. قیمت بلیت‌های این کنسرت‌ها از ۳۵ تا ۷۵ هزار تومان اعلام شده است، ولی بعضی از این منابع می‌گویند که بلیت وی‌آی‌پی این کنسرت‌ها تا ۱۰۰هزارتومان هم فروخته می‌شود. اما با این حال برنامه‌های موسیقی با استقبال خوبی برگزار می‌شوند و بلیت‌ها تا روز اجرا کاملا فروخته می‌شوند. حقیقت این است که وضعیت برگزاری کنسرت‌های موسیقی به خصوص در تهران چندان بد نیست اما شما به سختی می‌توانید در بین قشر متوسط جامعه کسی را پیدا کنید که توانایی خرید بلیت‌های 40 تا 100 هزار تومانی را داشته باشد. البته این را هم باید بگوییم که هیچ کنسرتی خالی نمی‌ماند. نهایتا کنسرت‌ها هم درآمد بدی برای هنرمندان و بعضا تهیه‌کننده‌ها ندارند اما کنسرت تبدیل شده است به یک کالای لوکس که فقط پولدارها می‌توانند از آن استفاده کنند. حقیقت آن است که هیچ‌کس از این وضعیت راضی نیست، غیر از عده​اي پولدار که برای‌شان چندان فرقی نمی‌کند بلیت کنسرت چه قیمتی باشد. 

آخر تابستان است و رونق بازارچه ها و نمایشگاه های مفید. آیا عواملی را که باعث می شوند بدون توجه به جیب و سلامت تان در این بازارها بچرخید و چیزهایی بخرید که به درتان نمی خوردند وبرایتان ضرر دارند، می شناسید؟

هر وقت می روم خرید،حالم بهتر می شود. گاهی چیزی هم نمی خرم اما باز حس بهتری پیدا می کنم. معمولا با جیب خالی برمی گردم؛ در حالی که نمی دانم آن همه پول را چکار کرده ام که هیچ یک از لوازم ضروری ام را نخریدم. این دفعه تصمیم گرفتم حساب خریدم را در ذهن نگه دارم ولی پایم که به بازار رسید، دیدم یکسری از فروشگاه ها حراجی دارند. 

کیفی دیدم که فروشنده می گفت جایی لنگه اش پیدا نمی شود؛ من هم آن را خریدم. کمی هم خرده ریز خریدم اما مغازه بعدی که رفتم، همین که کارت کشیدم، گفت «موجودی کافی نیست». هم کلی خجالت کشیدم و هم اینکه از خودم شاکی بودم که چرا باز پولم تموم شده و من متوجه نشده ام. واقعا باید چکار کنم؟ به نظر می رسد آگاهی از تله هایی که هنگام خرید سر راه افراد گسترده می شوند و اجتتناب از آنها بهترین راه حل ممکن است اما این تله ها کدامند؟


1- موقعیت: خرید جنس های ارزان قیمت

خطر: خرید اجناس به دردنخور

خانم ها با مقوله جینگیلی های ناقابل حسابی آشنا هستند: گل سرها، جوراب ها، لاک ها، دسبتندهای رنگارنگ، گوشواره های بدلی ارزان و ... از جمله این موارد است که می توان فهرستی بلندبالا ازشان تهیه کرد. قیمت آنها معمولا خیلی پایین است و چون کوچک هستند، به فروشگاه این اجناس که وارد می شوید با کوهی متنوع از آنها طرف می شوید و دوست دارید همه شان را بخرید! 

وقتی می بینید قیمت شان کم است، چندتا برمی دارید، فروشنده هم که می بیند مشتری خوبی پیدا کرده است، از انواع تکنیک ها برای معرفی کارهای دیگر استفاده می کند و خلاصه وقتی از مغازه بیرون می آیید، کلی چیزهایی خریده اید که اصلا برای خریدشان برنامه ای نداشتید و چون فکر می کنید قیمتشان کم بود، اصلا در حساب و کتابتان به حساب نمی آورید؛ غافل از اینکه یکی از آنها ارزان است اما وقتی شدند شش تا یا بیشتر، دیگر قیمتشان به چشم می آید.

بهترین کار این است که برای این موارد هم محدودیت تعیین کنید. قبل از اینکه به مرکز خرید بروید، با خودتان تصمیم بگیرید از این دسته اجناس، به چه چیزی واقعا نیاز دارید، اگر نیاز دارید، چه رنگی به کارتان می آید و با بقیه داشته هایتان ست می شود. بعد، در مرکز خرید، اگر وسوسه شدید که جینگیلی بخرید، فقط همانی را که درباره اش فکر کردید بخرید و سراغ بقیه نروید. با این کار، هم خریدتان محدود می شود و هم به کارتان می آید. نه اینکه مدت ها در کشوی میزتان بماند و خاک بخورد چون به کارتان نمی آید یا رنگش به هیچ یک از لباس هایتان نمی خورد. امتحان کنید. بعد از مدتی حسابی از این روش راضی خواهید بود.



2- موقعیت: خرید الکترونیکی


خطر: خرید بی حساب و کتاب


یکی از بلایای جان افرادی که خیلی نمی توانند جلوی خودشان را در خرید بگیرند، کارت های بانکی است. کارت های بانکی البته مفید و به صرفه هستند و لازمه معاملات دنیای مدرن. اما یک نکته در خرید دارند: وقتی با کارت خرید می کنیم، راحت تر پول خرج می کنیم. 

به گفته محققان، وقتی پول را به شکل اسکناس در دست می شماریم و پرداخت می کنیم، بیشتر حواسمان هست که زیاد خرج نکنیم ودقت بیشتری در خرید به خرج می دهیم اما وقتی کارت می کشیم، انگار حسی درونمان می گوید که پولی خرج نکرده ایم و بنابراین، نه دقت می کنیم و نه دلمان برای پولمان می سوزد!

بنابراین، اگر از دسته آدم های ولخرج هستید، بهتر است میزانی را که می خواهید خرید کنید، از همان اول انتخاب کنید. بعد به مان اندازه از عابربانک ها پول نقد بگیرید و در جیبتان بگذارید.

بدانید آن روز فقط قرار است با همین پول نقد خرید کنید و به خودتان اجازه استفاده دوباره از کارت بانکی را به هر بهانه ای ندهید. ببینید چقدر با موقعیت هایی مواجه می شوید که می بینید پول برای خرد چیزی ندارید و باید از آن بگذرید! اینها همان مواردی هستند که اگر بخرید، بعدا برایتان پشیمانی به بار می آورند!



3- موقعیت: پیشنهاد آخرین فرصت


خطر: خرید بدون تفکر


یکی از تکنیک های فریبنده فروشنده ها برای تشویق ما به خرید این است که بگویند این آخرین فرصت خرید است، دیگر از این جنس ها نمی آید، اصلا دیگر تولید نمی شود، دیگر گیرتان نمی آید، مغازه دیگری این کار را ندارد، خودش یک عدد بیشتر از آن ندارد و ... این تکنیک در بسیاری از موارد مشتری دو دل را وادار می کند جنسی را که ممکن است از دست بدهد، بخرد.

اگر کمی صبر کنید و چرخی در بازار بزنید، معمولا می بینید که خیلی مغازه های دیگر هم همان جنس را دارند. حتی اگر هفته بعد به همان مغازه بروید، در بیشتر موارد می بینید همان جنس همچنان آنجا وجود دارد.
مشابه این تکنیک، تکنیک حراج های کوتاه مدت است. فقط کسانی که هر روز از یک میدان یا خیابان خاص رد می شوند و به مدرسه، محل کار یا ... می روند، می دانند که خیلی از مغازه های آن مسیر، ماه هاست روی شیشه نوشته اند: «حراج تنها به مدت سه روز!»

این هم از آن تکنیک های فریبنده است که خوب مشتری را وادار به خرید می کند چون می ترسد موقعیت به دست آمده را از دست بدهد. سعی کنید در این موارد فریب نخورید و نترسید!



4- موقعیت: همراهان خوش خرید


خطر: خرید بیش از حد نیاز

تا به حال شده در مترو به فروشنده های دستفروش دقت کنید؟ زمانی که وارد یک واگن می شوند، شروع به تبلیغ جنس خود می کنند. خیلی وقت ها کسی توجه نمی کند اما همین که یک نفر در آن واگن چیزی از آن دستفروش خرید، ناگهان انگار دکمه خرید بقیه هم زده می شود و افراد زیادی در همان واگن خرید می کنند.

گویا همین که یک نفر متقاعد به خرید می شود، روی بقیه اثر می گذارد. این یکی از اثرهایی است که روانشناسان اجتماعی بدان می پردازد. ما دوست داریم همرنگ جماعت شویم. برای خیلی از کارهایمان به بقیه نگاه می کنیم. به اعتماد آنها اعتماد می کنیم و با کاری که می کنند همراه می شویم.

وقتی دو نفر دیگر را می بینیم که چیزی را می خرند، احساس می کنیم لابد لازم است و من تا حالا خبر نداشتم! برای همین هم آن را می خریم، حتی اگر تا قبل از آن اصلا احساس ضرورت درباره آن نکرده باشیم. این اطرافیان می توانند دوستانی باشند که با آنها به خرید می رویم، یا همراهان اتفاقی در مترو، پدیده تاثیر اجتماعی، درباره همه این اطرافیان اتفاق می افتد. پس مراقب باشید چیزهایی را نخرید که در واقع نیاز بقیه هستند، نه شما!



5- موقعیت: خرید به عنوان یک تفریح


خطر: خرج کردن بی حساب و کتاب


خیلی ها، به خصوص خانم ها، خرید رفتن را دوست دارند و از خرید کردن لذت می برند اما بعد از شادی خرید، گاهی احساس ندامت و پشیمانی سراغشان می آید. خیلی وقت ها با این واقعیت مواجه می شوند که بیش از آنچه قرار بود، پول خرج کرده اند، یا با یک بغل وسیله بدون استفاده باقی می مانند.

کمد خیلی از این خانم ها را که نگاه کنید، پر از لباس هایی است که هنوز بعد از چند ماه یا حتی چند سال، مارکشان کنده نشده و به همین نسبت، زیورآلات، لوازم آرایشی و ... وجوددارند که هیچ وقتاستفاده نشده اند. چرا این اتفاق می افتد؟ چه می شود که موقع خرید، حواسمان دیگر به این نکته ها نیست؟ ما که می دانیم چه می خواهیم و چقدر پول قرار است خرج کنیم، پس وقتی می رویم خرید چه اتفاقی می افتد؟ جواب ساده است؛ وقتی به خرید به عنوان تفریح نگاه می کنیم، موقع انجام آن بیشتر به فکر لذت بردن بیشتر هستیم و دیگر پاک حواسمان پرت و حساب و کتاب از دستمان خارج می شود.



6- موقعیت: در دسترس بودن اجناس


خطر: خرید اجناس غیرضروری

وقتی اجناس را طوری می چینند که کاملا در دسترس قرار می گیرند، گاهی آنقدر وسوسه برانگیز به نظر می رسند که آدم فکر می کند آنها را تنهاب رای ما چیده اند و ما هم فقط کافی است دستمان را دراز کنیم و هر یک را که می خواهیم برداریم، آن هم به عنوان هدیه.

اما وقتی بدون حساب و کتاب هر چه را که دم دستمان است برمی داریم، آن وقت موقع پرداخت دوزاری مان می افتد که قرار است پولش را هم بدهیم، آن هم نقد؛ بنابراین تازه آن وقت می فهمیم کلی چیز روی هم تلنبار کرده ایم که هیچ نیازی به آنها نداریم.

البته رنگ و حتی لوگوی محصولات هم چنین خطری برایمان ایجاد می کنند که آقندر بحث مفصلی است که آن را می گذاریم برای فرصتی دیگر.



7- موقعیت: قیمت های خط خورده


خطر: خرید با قیمت گران و غیرواقعی


چند روز پیش در سوپرمارکت، بسته دستمال کاغذی دیدم که رویش نوشته بود: 7+1. یعنی بسته هشت تایی را به قیمت بسته هفت تایی بخر! خیلی وسوسه کننده است نه؟ خیلی ها در همان نگاه اول و بدون تامل همان را برمی دارند و فکر می کنند چه خرید خوبی!

از روی کنجکاوی، قفسه دیگری را نگاه کردم که بسته های چهارتایی دستمال از همان مدل و مارک داشت. با تعجب متوجه شدم که قسمت بسته هشت تایی، حتی از دو برابر بسته های چهارتایی کمی بیشتر است! بنابراین، نه تنها یکی از دستمال های بسته هشت تایی رایگان نبود، تازه پول اضافه ای هم داشت می گرفت!

از این تکنیک ها فراوان استفاده می شود. قیمت هایی که رویشان ضربدر خورده می شود، ادعای ارائه بسته های رایگان، ادعای داشتن حجم اضافه رایگان و .... نمی توان گفت هرگز این ادعاها واقعیت ندارند اما در بسیاری از موارد، مبنای آنها فریب دادن مشتری است. اگر پیگیر قیمت ها باشید، می بینید فروشگاهی که ادعا می کند مانتوی 120 هزار تومانی را دارد 80 هزار تومان می فروشد و کلی منت سر خریدار می گذارد، درواقع مانتویی را که تا دو هفته پیش 70 هزار تومان بوده دارد حالا با این تکنیک به خوبی می فروشد.

چشم ما، سریع این جور برچسب ها را می بیند و تحت تاثیر قرار می گیرد. ما خیلی زود به دیده خود اعتماد می کنیم و به فکرمان معمولا نمی رسد که این یک کلک معکوس است، نه آنچیزی که داریم در ظاهر می بینیم. مغز بیچاره ما با این تکنیک های ساده خیلی راحت گول می خورد.

 آیــا می‌دانیــد ماشــین لباسشویی به این دلیل که یک دستگاه تمیزکننده است، لزوما تمیز و بدون آلودگی نیست و حتی چون آب در بخش‌های مختلف آن جريان دارد و رطوبت ایجاد می‌کند، فضای مناسبی برای رشد میکروب و باکتری است. لباس‌هایی که از ماشین لباسشویی بیرون آورده می‌شوند، شاید فاقد لک و کثیفی باشند ولی صددرصد تمیز نیستند. برای داشتن لباس‌هایی کاملا تمیز باید ماشین لباسشویی خود را هم هر چند وقت یک بار تمیز کنید. تعداد دفعات این کار در طول یک ماه بستگی به میزان استفاده شما دارد. اگر از ماشین لباسشویی خود برای شستن لباس نوزاد استفاده می‌کنید، مراحل شست‌و‌شوي ماشین لباسشویی را ترجیحا هر هفته انجام دهید. روش حمام‌کردن ماشین لباسشویی به شرح زیر است.

از محفظه مواد شوینده ماشین لباسشویی شروع کنید. انتهای این محفظه بعد از مدتی جرم می‌گیرد و لایه‌ای شبیه جلبک در دیواره‌های آن تشکیل می‌شود. به همین دلیل در اغلب ماشین لباسشویی‌ها این محفظه قابل درآوردن است. برای شستن محفظه و جداکردن جرم‌ها از مسواک و یک شوینده معمولی مثل پودر لباسشویی دستی استفاده کنید. 

در پایین ماشین لباسشویی، محفظه فیلتر قرار دارد که یکی از فضاهای آلوده ماشین لباسشویی محسوب می‌شود. فیلتر را خارج و با همان مسواک و شوینده بشویید. محفظه قرار گرفتن فیلتر را فراموش نکنید. در اطراف محفظه ورودی اغلب ماشین لباسشویی‌ها یک نوار لاستیکی وجود دارد که ترجیحا بعد از هر بار استفاده آن را با اسکاچ کفی تمیز و با یک حوله مخصوص این کار کاملا خشک کنید. بسیاری از مواقع آب چرکی در فضای میان نوارهای لاستیکی باقی می‌ماند و تخلیه نمی‌شود که نادیده‌گرفتن آن موجب ایجاد بوی بد در ماشین لباسشویی می‌شود. ترجیحا از ایجاد این بو خودداری کنید چون برطرف‌کردن آن کار آسانی نیست.

محفظه اصلی ماشین لباسشویی در ظاهر کاملا کملا تمیز است اما توجه کنید این محفظه سوراخ‌های بسیاری دارد که محل مناسبی برای ایجاد جرم و آلودگی است. برای تمیزکردن این محفظه هر ماه یک دور ماشین لباسشویی را خالی روشن کنید. برای تمیزی بیشتر بلور سودا یا یک قرص ماشین ظرفشویی داخل آن بيندازيد و ماشین را روشن کنید. حواس‌تان باشد که دمای آب  برای این کار حتما 60 درجه باشد که  قدرت تميزي بالایی دارد.

آخرین نکته هم اینکه برای جلوگیری از ایجاد بوی بد در ماشین لباسشویی بعد از هر بار استفاده در ماشین را برای چند ساعت باز بگذارید تا تبادل هوا صورت گیرد و کاملا خشک شود. سعی کنید به جای مایع‌های شوینده از پودر شست‌و‌شو استفاده کنید چون مایع شست‌و‌شو در محفظه‌ها باقی می‌ماند و از بین نمی‌رود. 

پیشنـهاد

در میان شوینده‌های خارجی 2محصولي متفاوت وجود دارد که برای حل رنگ گرفتگی لباس‌ها به شما کمک می‌کند؛ یکی محلول رنگبری مخصوص لباس‌هایی که در ماشین لباسشویی رنگ شده‌اند. لباس‌های رنگ گرفته را بعد از خیساندن در سودا، همراه با این محلول در ماشین لباسشویی بیندازید. 

 یک دستمال هم وجود دارد که از وقوع این مشکل جلوگیری می‌کند. کافی است یک ورقه از این دستمال را همراه با لباس‌های رنگی داخل ماشین لباسشویی بیندازید، کارگاه رنگرزی خانگی تعطیل می‌شود. مشابه ایرانی این محصولات هنوز تولید نشده و می‌توانید نمونه‌های خارجی آنها را از سوپرماركت، فروشگاه‌های شهروند و هایپر استار خریداری کنید. 

7 روش عالی برای تمیزی خانه

برای تمیز کردن خانه و وسایل آن باید برخی نکات خانه داری را بدانید تا به کمترین زحمت، بهترین نتیجه را بگیرید.

شستن پنجره ها

چه راهی آسان تر و سریع تر از دستمال تمیز یا روزنامه می تواند شیشه را تمیز کند؟ شاید بگویید تی های پلاستیکی مخصوص شست‌وشوی پنجره. بله. این تی ها در اندازه های مختلف در فروشگاه ها عرضه می شوند. برای شروع، اسفنج آنها را داخل سطلی از آب گرم فرو کنید و چند قطره صابون مایع در آن بچکانید. با آن شیشیه را خیس و آلودگی ها را پاک کنید. آب کثیف اسفنج را  بگیرید و بقیه قسمت های پنجره را بکشید. پنجره را باید از بالا به پایین بشویید.

برق انداختن ظروف مسی

این روش تمیز کردن ظروف مسی موجب حیرت همه می شود. تنها چیزی که برای برق انداختن مس نیاز دارید لیموترش و نمک درشت است. مقداری آب لیمو را با نمک مخلوط کنید و سپس روی سطح مس بکشید تا برق بیفتد.

واکس زدن وسایل چوبی


بسیاری از وسایل چوبی خانه یک لایه محافظ از جنس پلی یورتان دارند اما وسایل قدیمی این لایه را ندارند و باید با کمک واکس های مخصوص آنها را در برابر رطوبت و گردوخاک محافظت کنید. واکس مخصوص چوب خریداری کنید. واکس های روشن برای همه چوب ها مناسب هستند اما برای چوب های تیره بهتر است واکس تیره خریداری کنید. ابتدا سطح مورد نظر را با دستمال نمدار تمیز کنید سپس یک لایه نازک واکس روی آن قرار دهید و با دستمال خشک روی آن بکشید. حدود 10 تا 25 دقیقه بگذارید روی چوب بماند و سپس محکم روی میز بکشید تا جلا پیدا کند.

از بین بردن جرم و کپک


برای جلوگیری از ایجاد کپک باید همیشه همه سطوح را خشک نگهدارید تا قارچ ها در آن قسمت رشد نکنند. در زیرزمین هایی که سیستم تهویه درست و حسابی ندارند یک فضای باز درست کنید، از فن یا دستگاه رطوبت گیر استفاده کنید، یک چراغ را روشن نگهدارید تا رطوبت را از بین ببرد یا یک بسته ماده جاذب یا خشک‌ساز در آنجا قرار دهید.

مراقبت از سنگ مرمر

برای تمیز کردن سنگ مرمر باید از آب گرم و شوینده های طبیعی استفاده کرد. سنگ را با دستمال نمدار تمیز کنید. لکه ها را خیلی نرم بکشید تا پاک شوند. اسید موجود در میوه ها باعث خورده شدن سنگ مرمر می شوند. سنگ های مرمر معمولا با روکش محافظ عرضه می شوند. اما برای از بین بردن لکه های باقی مانده می توانید از ضماد استفاده کنید که در ابزار فروشی ها موجود است. پس از استفاده از آن، سنگ را تمیز کنید.

تمیز کردن ظروف چدنی

برای تمیز کردن ظروف چدنی، کمی نمک درشت داخل آن بریزید و با اسفنج سطح آن را خیلی نرم بکشید. نمک نوعی پاک کننده و صیقلی دهنده طبیعی است که روغن و چربی های باقی مانده را جذب می کند و از بین می برد. پس از این کار، ظرف را آبکشی و خشک کنید.
شستن وان حمام

این روش ضدعفونی کننده نیست اما باعث تمیزی وان حمام می شود. یک قاشق چایخوری صابون مایع و چند قطره روغن آنتی باکتریال همچون روغن درخت چای، اوکالیپتوس، رزماری یا نعنافلفلی را در یک پیمانه جوش شیرین بریزید. کمی آب به آن اضافه کنید و با استفاده از اسفنج روی سطح وان بکشید.

در 10 روز گذشته سه تذکر جداگانه در حوزه های فرهنگی و اجتماعی از سوی نمایندگان مجلس به دولت داده شده است. درباره اکران یک فیلم سینمایی، مرخصی زایمان زنان و بحث قلیان. این طلیعه یک دوره کشاکش مدنی میان قوه مقننه با دولت است که شاید در عرصه موسیقی و شبکه های اجتماعی نیز شاهد آن باشیم.

چالش های فرهنگی و اجتماعی حالا کم کم پیش روی دولت گسترده می شوند. کم تجربگی برخی از چهره های منصوب به طیف دولت در مصاحبه ها و کامنت گذاری ها فضا را به شکل غیرمنصفانه ای پرتنش کرده است. در این میان و با رادیکال شدن فضا حالا چالش های دیگری میان دولت و بخش هایی متنفذ از جامعه شکل می گیرد. چالش هایی در ظاهر کم اهمیت اما در اصل حاوی دو نوع نگاه به جامعه، حقوق شهروندی و نقش حکومت در کنترل آفت های اجتماعی.

اینجا هفت حوزه را برایتان انتخاب کرده ایم و با هم مرور می کنیم چالش های غیرقابل اجتناب پیش رو را. چالش هایی که شاید برخی از آنها با رویه معتدل حسن روحانی کمرنگ بشوند اما در هر حال حضور خواهند داشت. در هر حوزه نیز یکی از اعضای دولت نقش لیدر را ایفا می کند و در کانون توجه رسانه ها قرار دارد.

وقتی بحث فیس بوک و رفع فیلتر آن می شود همه یاد محمد جواد ظریف و خط شکنی او به خاطر فعال بودنش در این شبکه اجتماعی می افتند. در بحث ممیزی کتاب علی جنتی وزیر ارشاد میانه رو به میدان آمده و سیاستمدارانه برای رفع محدودیت ها تلاش می کند. در حوزه گشت ارشاد و لزوم تعدیل برخی از مقابله های گشت امنیت اخلاقی رئیس جمهور شخصا به میدان آمده. او سیاستمدارانه به طیف های مذهبی جامعه اطمینان لازم را داده است اما به نرمی از پلیس خواسته است که مواجهه انتظامی در حوزه پوشش بانوان در اولویت آخر باشد.

مسئله ای که با توجه به وقایع دو، سه هفته گذشته به نظر می رسد مورد توجه و عنایت سردار احمدی مقدم قرار گرفته است. البته فعلا ...! اظهارات اخیر محمد علی نجفی دوباره بحث درباره قلیان را داغ کرده. مسئله ای به ظاهر کم اهمیت که به یک زورآزمایی بین طیف های مختلف سیاسی بدل شده است: آیا دولت و حاکمیت حق دارند قلیان را محدود کنند؟

حوزه تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها نیز از حوزه های ملتهب دو سه سال گذشته بود. وزیر علوم پیشین بالاخره از سال 90 مقدمات تفکیک جنسیتی در برخی از دانشگاه ها را فراهم آورد و مسئله سهمیه بندی جنسیتی برای دانشجویان را نیز وسط کشید. طرحی که با پشتیبانی مراجع و بخش بزرگی از روحانیت روبرو شد اما حالا مولاوردی معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور بحث تفکیک جنسیتی را با صراحت به زیان جامعه عنوان می کند.

دیدگاه خانم معاون درباره عدم لزوم افزایش مرخصی زایمان از 6 ماه به 9 ماه آن هم به علت اینکه مرخصی بیشتر موجب تهدید جایگاه شغلی آنهاست هم با واکنش منفی نمایندگان زن مجلس روبرو شد. تفاوت دیدگاه های مجلس و دولت البته پیش از این در حوزه فرهنگی هم ظهور پیدا کرده بودو بحث ها در موردمعرفی فیلم گذشته به آکادمی اسکار و اکران فیلم هایی نظیر پل چوبی هم داغ شده بود. وقتی رییس کمیسیون فرهنگی مجلس از انتخاب گذشته انتقاد و اکران پل چوبی را مستوجب بازخواست از مسئولان دانست. 

در آخرین اتفاق در این حوزه علی جنتی، وزیر ارشاد درباره تک خوانی خانم ها گفت: «هر کس در اظهار نظر شخصی خود در این باره آزاد است اما نظر واحدی حتی بین مراجعه تقلید هم در این زمینه وجود ندارد. بعضی از مراجع تقلید گفته اند تک خوانی خانم ها اگ رموجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و الان هم بین مراجع هم نظر واحدی در بین تک خوانی خانم ها وجود ندارد.»

در پرونده هفت صبح نگاهی داریم به این شش چالش و بحث جمع آوری ماهواره ها که هنوز اظهارنظر رسمی درباره آن صورت نگرفته است.

فیس بوک


درست از روزی که دولت یازدهم سکان اجرایی کشور را در دست گرفت بحث رفع فیلتر فیس بوک هم داغ شد. حضور فعال برخی اعضای کابینه در این شبکه اجتماعی احتمال رفع فیلتر آن را تقویت کردو محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات هم از تشکیل کمیته ای برای بررسی حضور اعضای دولت در فیس بوک خبر داد.


فرمانده ناجا هم در سخنرانی خود اعلام کرد پلیس با عضویت در شبکه های اجتماعی مخالف نیست تا این اظهارات چراغ سبزی برای رفع فیلتر تعبیر شود. اوج این خوش بینی ها در شامگاه 26 شهریور ماه رخ داد که کاربران داخل ایران در کمال تعجب بدون فیلترشکن به فیس بوک دسترسی پیدا کردند اما چند ساعت بعد همه چیز به روال قبل بازگشت و مسئولان شرکت ارتباطات زیرساخت گفتنداین رفع فیلتر چند ساعته صرفا به علت نقص فنی رخ داده است.

این روندکج دار و مریز تا پایان شهریور ماه ادامه داشت تا اینکه در مهر ماه و شروع فصل پاییز ورق کاملا برگشت. وزیر ارتباطات اعلام کرد «قول و قراری برای رفع فیلتر فیس بوک نداشتیم.» و خرم آبادی دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه هم آب پاکی را روی دست کاربران ریخت و گفت «فیس بوک سایت جاسوسی است و هیچ برنامه ای برای رفع فلیتر این سایت وجود ندارد.»

شخص وزیر ارتباطات هم اما چند روز بعد درخصوص عضویت بعضی از مسئولان دولتی پاسخگویی را به عهده خود آنها گذاشت. همچنین سخنگوی وزارت امور خارجه و معاون حقوقی رئیس جمهور عضویت خود را در فیس بوک تکذیب کردند، صفحه شخصی محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه هم هک شد تا خوش بینی ها به یکباره از بین برود. در کنار شایعه رفع فیلتر فیس بوک با فعال شدن صفحه منتسب به حسن روحانی در توئیتر بحث رفع فیلتر این سایت هم همواره مطرح بوده اما در مورد آن هم بعید به نظر می رسد رویکردهای فعلی به این زودی تغییر کند. به نظر می رسد چالش درباره فیس بوک از آن چالش های ادامه دار و لاینحل باشد. به خصوص پس از اتفاقی که به نعیمه اشراقی منسوب شد.



ممیزی کتاب


«اگر قرآن هم وحی الهی نبود و این کتاب آسمانی را به دست برخی از این کارشناسان می دادند حتما این کتاب رد می شد و می گفتند برخی واژه ها در قرآن هست که خلاف عفت عمومی است و ایراد دارد.» این اظهارات شگفت انگیز اواسط مهر ماه از سوی وزیر ارشاد ایران بیان شد. او در جایی دیگر هم گفته بود اعضای هیات های نظارت و ممیزی اگر نتوانند خود را با سیاست های جدید انطباق دهند جایگزین می شوند.

بدون شک خوشبین ترین کارشناسان و فعالین فرهنگی هم هنگام معرفی علی جنتی به مجلس گمان نمی کردند او تا این حد دیدگاه مسامحه و مساهله گرانه ای داشته باشد. تقریبا جلسه ای نیست که وزیر ارشاد درآن شرکت کند و از نگاه بسته به حوزه نشر و کتاب انتقاد نکند. چند روز پیش معاون او هم در جلسه ای گفته بود ممیزی کتاب یکی از دغدغه های وزارت است.

حالا مسئولان وزارت ارشاد گفته اند کتاب هایی که در این چند سال اخیر توقیف شده اند دوباره بررسی می شوند. به هر حال هنوز این موضع گیری های علی جنتی موجب هجمه اصولگرایان به او نشده اما به راحتی می توان پیش بینی کرد به زودی سایت ها و رسانه های محافظه کار آستین بالا بزنند و وزیر ارشاد را آماج حملات انتقادی خود قرار دهند. این مسیر چند روز پیش استارت خورد که 13 نماینده مجلس به وزیر ارشاد درباره ممیزی کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی تذکر دادند.



گشت ارشاد


با روی کار آمدن حسن روحانی فعالیت گشت ارشاد مدتی کمرنگ شد و همین اتفاق گمانه های زیادی درباره تغییر رویکرد گشت ارشاد مطرح کرد. اما در انتهای شهریور ماه با گذشت حدود دو ماه از روی کار آمدندولت یازدهم فعالیت های گشت ارشاد تشدید شد و پس از آن بود که بحث ها در مورد ادامه فعالیت گشت ها جدی تر شد. نیروی انتظامی به عنوان مجری این طرح و رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای انقلاب فرهنگی همواره دو ضلع تاثیرگذار در این حوزه محسوب می شوند و به همین دلیل رئیس جمهور در نقطه کانونی انتظارات قرار گرفت.

اگر در حوزه های دیگر مطالبات مردم از سطوح معاون و وزیران پیگیری می شد اما در این حوزه خاص همه نگاه ها به سوی رئیس جمهور بود. برخلاف سایر حوزه ها که تیم روحانی با صراحت و سرعت اقدام به موضع گیری و تصمیم می کردند اما حوزه گشت ارشاد و پوشش ها جایی بود که حسن روحانی تصمیم گرفت به آرامی حرکت کند. اولین موضع رسمی روحانی با تاکید بر حساسیت موضوع اخلاقی – اجتماعی عفاف و حجاب و لزوم اهتمام به آن، از همه مردم اخلاق مدار بیان شد او از جوانان دعوت کرد با رعایت این دستور دینی، هنجارهای موئرد قبول اکثریت جامعه را محترم بشمارند.

رئیس جمهور همچنین از نیروی انتظامی خواست در برخورد با این موضوع، اجرای قانونرا با رویکرد اخلاقی و با رعایت کرامت انسانی و به دور از هرگونه افراط و تفریط پیگیری کند و به وزیر کشور نیز ماموریت داد تا موضوع را در شورای اجتماعی کشور مطرح کند. برخی کارشناسان ماموریت رئیس جمهور به وزیر کشور برای بررسی موضوع در شورای اجتماعی کشور را نشانه ای از تغییر رویکرد گشت ارشاد در آینده دانستند.

فرمانده نیروی انتظامی هم در یکی از صحبت های خودش از رویکرد رئیس جمهور نسبت به مسئله عفاف حجاب تقدیر کرد تا اینکه چندی بعد روحانی دومین موضع گیری رسمی خود را صورت داد. او در صحبت های خودش گفت اگر در مسئله حجاب تذکری لازم است، آن تذکر باید از مدرسه و دبیرستان و دانشگاه و مساجد و علما و حوزه ها آغاز شود و آخرین مرحله کاری است که به تذکر پلیس می انجامد، پلیس نباید بار همه را خود به تنهایی بر دوش گیرد. با این همه رویکرد جدید در مورد حوزه حجاب و عفاف آنچنان آشکار نشده و فرمانده نیروی انتظامی هم همچنان در صحبت های خودش بر ادامه فعالیت در حوزه عفاف و حجاب تاکید کرده است.



قلیان


تا چندس ال پیش هیچ کس گمان نمی برد قلیان به موضوعی مهم و تاثیرگذار جامعه تبدیل شود و از رئیس جمهور و معاونان او تا نیروی انتظامی و دیوان عدالت اداری درباره آن نقش آفرینی کنند. قلیان از زمانی به موضوع مورد بحث و جدال تبدیل شد که با دستور وزارت بهداشت و رئیس جمهوری وقت مصرف قلیان در قهوه خانه ممنوع شد.

پس از آن بود که صاحبان قهوه خانه به این موضوع معترض شدند و احمدی نژاد دستور آزادسازی مصرف قلیان را صادر کرد. ماجرا اما به همین موضوع ختم نشد و نیروی انتظامی همچنان با مصرف قلیان در قهوه خانه ها مخالفت می کرد و اعتراض ها حتی به دیوان عدالت اداری هم کشیده شد. پس از ادامه پیدا کردن جنجال ها آیین نامه جدیدی به تصویب رسید که مصرف قلیان تنها برای خانم ها ممنوع شد حکه در حال حاضر در حال اجرا شدن است.

دو روز پیش اما نجفی رئیس سازمان گردشگری نسبت به این قانون معترض شد و گفت: «اگر جلوی قلیان را بگیریم همراه با قلیان چیزهای دیگری هم وارد فضای خانه می شود. حالا بنده با همسرم یا دخترم رفتیم قلیان بکشیم دو پک هم آنها بزنند چه مشکلی دارد؟ می دانم خیلی ها با حرف های من مخالف هستند اما ببینیم مجموع محدودیت ها قابل دفاع هستند؟

اگر نبود بدانیم بعضی محدودیت ها را زیاد به مردم تحمیل می کنیم و در تصمیمات، تردید کنیم. اگر بناست قلیان باشد، برای زن و مرد نبایدتفاوت باشد.»

روز گذشته اما همین اظهار نظرات واکنش نمایندگان مجلس را در پی داشت و پرده دیگری از اختلاف نظرهای مجلس و دولت در حوزه های اجتماعی آشکار شد. در پایان جلسه علنی روز گذشته مجلس، بیش از 20 نفر از نمایندگان – که اسامی آنها از تریبون مجلس اعلام نشد – نسبت به سخنان روز گذشته رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری تذکر دادند. در تذکر نمایندگان، سخنان نجفی در مصاحبه زنده تلویزیونی، مغایر شئونات مسئولان نظام، ضد علمی و ضد فرهنگی خوانده شده و خواستار خودداری از تکرار چنین مطالبی و اصلاح آن شدند.

همچنین احمدی لاشکی نماینده نوشهر و چالوس نیز در تذکری شفاهی خطاب به رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفت: «به رغم اینکه خدمت ایشان ارادت دارم اما آقای دکتر نجفی نکته ای را فرمودند که جای بحث دارد. اینکه ایشان گفتند بحث قلیان و قلیان کشی برای خانم ها آزاد است، جای تعجب دارد.»

او از گفتگوهایش با پزشکان عضو در مجلس خبر داد و به نقل از آنها گفت که یک پک قلیان برابر 40 نخ سیگار است. بر این اساس این نماینده مجلس نتیجه سخنان رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را یک آسیب جدی خواند و گفت: «به جای اینکه به حوزه سلامت، کمک کنیم، چنین عارضه ای به بخش سلامت وارد می کنید؟ ایشان باید روشن و شفاف اعلام کنند که این حرفشان چیزی جز آسیب به سلامت جامعه نیست.»



ماهواره


تاکنون هیچگونه اظهارنظر و موضع گیری رسمی درباره این موضوع نشده اما با توجه به صحبت های روحانی در زمان تبلیغات انتخابات به نظر می رسد در آینده باید منتظر اتفاقاتی در این حوزه باشیم. روحانی در مناظره دوم خود گفته بود: «من تعجب می کنم مدتی پیش در یکی از رسانه ها شنیدم که نیروی انتظامی اعلام کرده می توانیم با «راپل» روی پشت بام خانه ها برویم زیرا یک مکان خصوصی نیست و مال یک فرد نیست. از این مسئله دچار حیرت شدم. اگر پشت بام فضای مشاع است، برای صاحبان آن آپارتمان مشاع است نه بین مالکان و نیروی انتظامی و سربازی که می خواهد وارد پشت بام شود. افرادی که در این زمینه تحقیق کرده اند گفته اند جمع کردن دیش ها هیچگونه نتیجه و اثری نداشته است و آمار و ارقام نشان می دهد تعداد زیادی از مردم (در برخی آمار حدود 50 درصد) به رسانه های بیگانه نگاه می کنند. بنابراین ورود به حریم خصوصی در اینجا کاری ممنوع است.»



سینما و موسیقی


«وقتی فیلمی با همکاری سرمایه گذارانی غیر ایرانی، در فضایی غیر از ایران و با بهره گیری از بازیگرانی بیگانه ساخته می شود لزومی ندارد که به عنوان نماینده ایران پا به رقابت های بین المللی بگذارد. فیلمی همچون گذشته می تواند نماینده کشور فرانسه باشد. در ایران فیلم های بهتری نیز ساخته شده است که می تواند با شرکت در عرصه های بین الملل نمایانگر فرهنگ غنی و کامل ایران باشد.»
این انتقاد و گلایه نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس نهم نسبت به تصمیم بنیاد فارابی برای معرفی فیلم «گذشته» فرهادی به آکادمی اسکار است. احمد سالک معتقد است که اگر خواهان شرکت در جشنواره اسکار هستیم باید از فیلم هایی استفاده کنیم که دارای نقاط مثبت و همسو با ارزش های انقلاب اسلامی باشد.

او همچنین عقیده دارد، ف6یلم هایی که توسط فرهادی ساخته می شود به جز سیاه نمایی در نمایش آثار خود هیچگونه نکته مثبتی برای تبلیغ ارزش های دین و انقلاب جمهوری اسلامی ندارد. این در حالی است که تیر انتقاد کمیسیون فرهنگی مجلس به ساخته های داخل کشور هم برخورد کرده است. 

به طور مثال سالک در بخش دیگری از صحبت هایش به نمایندگی از اعضای کمیسیون فرهنگی به فیلم «پل چوبی» مهدی کرم پور هم انتقاداتی وارد کرده و گفته است: «بخشی از کاری که ما در مورد وزارت ارشاد انجام می دهیم در مورد فیلم هاست مثلا از بعضی فیلم ها تعجب می کنیم که در شرایط فعلی و در این شلوغی ها پخش شد، مثلا فیلم «پل چوبی» که خیلی مسئله دارد و با صراحت هم این را می گوییم وزارت ارشاد باید در اکران و پخش آن نظارت بیشتری اعمال می کرد.»
اما تقابل میان دولت جدید و مجلس قدیمی در عرصه سینما و موسیقی به همینجا ختم نمی شود. هنوز اختلاف نظر کمیسیون فرهنگی مجلس و دولت درباره تصمیم وزارت ارشاد برای معرفی فیلم «گذشته» فرهادی به اسکار حل نشده بود که روز گذشته علی جنتی، وزیر ارشاد جدید درباره حضور تک خوان های زن در تئاترها نقطه نظر متفاوتی را مطرح کرد.

علی جنتی در پاسخ به پرسشی درباره افزایش تک خوان های زن و مغایرت آن با نظر بعضی مراجع اعلام کرده است که طبق نظر مراجع اگر صدای تک خوان ها موجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند. نقطه نظری که به نظر می رسد با وجود دیدگاه های قبلی مجلسی ها چندان به مذاق نمایندگان خوش نیاید و در روزهای آینده انتقادات زیادی را در پی داشته باشد. برگزاری یک اپرا در تهران و کنسرت بانوان در قزوین از همین نشانه هایی از اعتراضات پیش رو را آماده کرده است.



اجتماع و زنان


شهیندخت مولاوردی یکی از چهره هایی است که به خاطر اظهارنظرات متفاوتش با اعضای فراکسیون زنان مجلس، در چند روز گذشته خبرساز شده است. مولاوردی که به تازگی سمت معاونت رئیس جمهور در امور زنان و خانواده را به عهده گرفته، به لایحه مجلس درباره افزایش مرخصی زایمان زنان از شش ماه به 9 ماه انتقاداتی را وارد کرده است که همین موضوع باعث شد روز گذشته اعضای فراکسیون زنان مجلس تذکرات خود را در قالب نامه به رئیس جمهور جدید ارسال کنند.

اعضای فراکسیون زنان مجلس به طور کلی معتقدند که اظهارنظر مولاوردی درخصوص مرخصی زایمان برخلاف اصول تحکیم خانواده است. فاطمه آلیا، عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی درباره متن این نامه می گوید که به دلیل اظهارنظرهای غیرکارشناسانه معاون رییس جمهور در امور زنان درخصوص افزایش مرخصی زایمان مادران، 18 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به رییس جمهور تذکر داده اند.

نیره اخوان بیطرف هم یکی دیگر از اعضای فراکسیون زنان مجلس است که می گوید: «معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده معتقداست افزایش مرخصی زایمان زناندر طولانی مدت به نفع خانم ها نیست ولی به اعتقاد من اگ راز منظر اصالت کار به این موضوع نگاه کنیم و اصالت را به کار و اشتغال بدهیم این موضوع درست است چون بسیاری از کارفرمایان نمی پذیرند که کارمندشان 9 ماه را به مرخصی برود و چون کارفرمایان نفع خودشان را در نظر می گیرند ممکناست به از دست دادن کار خانم ها منجر شود اما ما باورمان این است که افزایش مرخصی زایمان حق مادران و تکلیف دولت است که به پاس تشکر از بانوانشاغلی که خالصانه در دستگاه های دولتی زحمت کشیده اند، در زمانی که نیاز به این مرخصی دارند باید این مرخصی را داشته باشند و وظیفه دولت است که با این نوع مشوق ها از بانوانش اغل در بخش های دولتی و خصوصی تشکر کنند.»

اعضای فراکسیون زنان در واقع معتقدند که این نوع موضع گیری ها و اظهارنظرهای فمنیستی در جامعه ما نخ نما شده است و دیگر کسی به این اظهارنظرها توجهی نمی کند اما مولاوردی برخلاف نظر زنان مجلس معتقد است که افزایش مرخصی زایمان برای زنان نه یک فرصت و امتیاز، بلکه تهدیدی برای شغل آنهاست. او این نکته را مطرح می کند که به جای ارائه چنین طرح هایی بهتر است تسهیلات زنان شاغل افزایش یابد و این طرح نیز نباید منجر به حذف زنان در بازار کار شود. برای همین چنین طرح هایی تنها تا جایی که به حضور اجتماعی زن آسیب نرسد، مفید است.

 برای همه ما پیش آمده، روزهای بعد از یک اتفاق ناخوشایند، بیشتر فکر ‌کنیم و بعد از رفع خشم  و عصبانیت، به این نتیجه برسیم که سهم قابل‌توجهی در بروز اتفاق داشتیم. حرف‌های نامربوط زدیم و عکس‌العمل‌های شتاب‌زده انجام دادیم. در چنین شرایطی بهترین تصمیم عذرخواهی است؛ طلب بخشش، پیش از اینکه کدورت تبدیل به کینه شود. اگر به هر دلیل رویارویی با کسی که از شما کدورتی به دل گرفته، کار ساده‌ای نیست یا فکر می‌کنید با چشم در چشم شدن دست و پای‌تان را گم می‌کنيد، راه‌های دیگر را تجربه کنید.

در جست‌وجوی سنبل بنفش 

هر گلی معنا و مفهومی دارد. همان‌طور که گل رز نشانه عشق و محبت قلبی است، برای طلب بخشش و عذرخواهی باید سراغ سنبل بنفش بروید. سنبل بنفش همیشه و در همه ماه‌ها موجود نیست و فقط در روزهای منتهی به بهار می‌توانید از سنبل بنفش برای عذرخواهی استفاده کنید ولی به هر حال گل معجزه می‌کند. توصیه می‌شود در چنین موقعیتی به جای چند شاخه گل یا دسته گل از گلدان گل تزئین شده استفاده کنید. اگر قصد عذرخواهی از همسرتان را دارید، بهترین انتخاب همان گل رز است تا محبت قلبی شما را در کنار این عذرخواهی نشان دهد. برای بقیه افراد، از ترکیب دو مدل گل، ترجیحا یک گل لوکس‌تر در کنار گلی ساده‌تر و رایج‌تر استفاده کنید تا هم احترام را نشان دهد و هم صمیمیت پشت این عذرخواهی را.

عذرخواهی در چند وعده 

گاهی اوقات اشتباهی فراتر از عذرخواهی در یک وعده دچار شدید و باید برای یک عذرخواهی مفصل برنامه‌ریزی کنید. یکی از این روش‌ها ارسال کارت، گل و... در چند روز پیاپی است. روز اول را با کارت شروع کنید. روز دوم، گل بفرستید و روز سوم یک جعبه شکلات. برای روز چهارم هم به یک هدیه فکر کنید. در این موقعیت لازم نیست هدیه گران باشد، فقط کافی است چیزی باشد که او علاقه دارد. سعی کنید این کار را در ساعت مشخصی انجام دهید که میزان اهمیت موضوع را نشان دهید.

عذرخواهی سنتی 

اگر سری به کتابفروشی بزنید، حتما کارتی با مضمون عذرخواهی پیدا مي‌كنيد. این کارت به جای شما صحبت خواهد کرد. طلب بخشش با ارسال کارت پستال از طریق پست، از 3 تا 7 روز زمان نیاز دارد. اگر به اندازه کافی زمان ندارید، بهتر است از روش‌های دیگر استفاده کنید. درضمن رفتن تا کتابفروشی و پست ممکن است شما را در انجام این کار تنبل کند، پس همین حالا که مصمم هستید، یکی از روش‌های سریع را انجام بدهید.

به سبک دیجیتال 

کافی است آدرس ای‌میل دوست یا آشنای رنجیده خودتان را داشته باشید، در این صورت با یک وبگردی ساده می‌توانید از او عذرخواهی کنید. سری به یکی از سایت‌های کارت الکترونیک بزنید و همان کارت‌پستال را به شیوه الکترونیک به ایمیل او ارسال کنید. تعدادی از این سایت‌ها را به شما معرفی می‌کنیم: 

www.egreetings.com
www.bluemountain.com
www.123greetings.com

یک تکنیک پرخطر

 اگر می‌خواهید در عذرخواهی متفاوت باشید و کاری انجام دهيد که طرف شما  از کارتان شگفت‌زده شود، سراغ روش‌های پرخطر بروید. مثلا کف دست‌‌تان بنویسید، من را ببخش و در مسیر رفت‌وآمد دوست‌تان منتظر بمانید. در موقعیت مناسب از جلوی او رد شوید و کف دست‌تان را نشان دهید یا نیمه شب با اسپری روی دیوار روبه‌روی خانه‌شان بنویسید: «من را ببخش.» با نگهبان محل کارش طرح رفاقت بریزید و روی میز او یک یادداشت با دست‌خط خودتان بگذارید تا اول وقت با ورود به محل کار شگفت زده شود. این روش‌ها کمی به فیلم هندی شبیه است اما در مورد سختگیرترین آدم‌ها جواب می‌دهد، مطمئن باشید.

هدیه‌ای از جنس کتاب 

در هر کتابفروشی، میزی با انواع کتاب‌های فانتزی کوچک و بزرگ به چشم می‌خورد. حتما روی این میز، کتاب بامزه‌ای که شما را به یاد دوست‌تان بیندازد، خواهید یافت. با هدیه دادن چنین کتاب‌هایی می‌توانید او را به خنده وادارید و فضای قهر و دلخوری موجود بین خودتان را بشکنید. 

احساساتی ترین مردمان دنیا کدامند؟

راضی ترین، خوشحال ترین، عاطفی ترین و ... هر کدام از این صفت ها را برای مردم کدام کشورها می توان به کار برد؟ محققان به این سوال پاسخ داده اند.

چهار سال پیش بود که مطرح ترین موسسه نظر سنجی جهان، اولین قدم را برای اندازه گیری شادی مردم جهان برداشت. موسسه گالوپ از سال 2009، از مردم 150 کشور جهان خواست تجربه احساسی روزانه شان را بیان کنند تا احساسات مثبت و منفی را که آدم های کشورهای مختلف جهان، هر روز با آن روبرو می شوند، بررسی کند؛ برای مثال از مردم کشورهای مختلف پرسیده می شد که «آیا دیروز حسابی لبخند زده و یا خندیده اید؟» و پاسخ «بله» به چنین سوالی، خبر از عاطفی تر بودن آنها می داد. 

تقریبا تمام کشورهای جهان در این بررسی شرکت کردند و سرانجام نتیجه نهایی این نظرسنجی جهانی منتشر شد. رنگی که هر کشور در نقشه با آن مشخص شده، از میزان عاطفی بودن مردم آن خبر می دهد. با نگاهی به رنگ های نقشه، می بینید که تا دریافت عنوان شادترین و احساساتی ترین مردم جهان چقدر فاصله داریم. اگر می خواهید درباره جزییات این بررسی بیشتر بدانید، بعد از نگاه کردن تصویر، مطالب این دو صفحه را هم مرور کنید.

1- ایرانی ها کمتر از آنچه فکر می کنند شادند


ما ایرانی ها همیشه خودمان را یکی از احساسی ترین و شادترین ملت های جهان می دانیم و خیلی هم روی این مسئله اصرار داریم امان عجیب است که بررسی های موسسه گالوپ این نظر را کاملا تایید نمی کند و می گوید ما ایرانی ها آنقدر هم که فکر می کنیم احساساتی یا خوشحال نیستیم. نتیجه های نظرسنجی چند ساله این موسسه حاکی از آن است که ما هم مثل بسیاری دیگر از کشورهای شرق، در میانه راه احساساتی بودنو شادی قرار داریم و گاهی یادمان می رود تا پایان روز، حتی یک بار لبخند بزنیم. اگرچه یک نظرسنجی نمی تواند صددرصد ویژگی های یک جامعه را نشان دهد اما می تواند هشداری باشد مبنی بر اینکه شاید تمام حقیقت آن چیزی نیست که ما فکر می کنیم.

2- فیلیپینی ها عاطفی ترین مردم جهانند

فیلیپین و السالوادور چه ربطی به هم دارند؟ هر یک از این دو کشور در یک گوشه از جهان واقع شده اند و مذهب، نژاد و سنت هایی به شدت متفاوت دارند اما با وجود یک دنیا تفاوت میان این دو کشور، نظرسنجی نشان می دهد که فیلیپینی ها رکورددار عاطفی بودن هستند و السالوادوری ها در رتبه دوم قرار دارند.

3- سنگاپوری ها دل ندارند؟


حتما از مسافران سنگاپور شنیده اید که این کشور ماشینی ترین نقطه جهان است. این موضوع در پژوهش های گالوپ هم اثبات شد و نظرسنجی نشان داد که عاطفی بودن، موضوعی است که کمتر سنگاپوری برای آن ارزش قائل می شود. برای مردمی که مدام به فکر توسعه و رشد اقتصادی هستند، خنثی ماندن بهترین راه فرار از استرس های هر روزه است و به همین دلیل از کودکی به آنها آموزش داده می شود که کمتر به خودشان به عنوان یک فرد و احساساتشان توجه کنند.

4- روس ها اهل حساب و کتابند

ما روس ها را آدم های حساب گر و اهل معامله ای می دانیم و اگر کمی سرما و همیشه سفید بودن سرزمین های آن منطقه از برف را هم به یاد بیاوریم، نمی توانیم انتظار گرمایی در وجود این مردم داشته باشیم. پژوهش های گالوپ هم بر این تصور قدیمی ما مهر تایید می زند و می گوید کشورهای شوروی سابق، بعد از سنگاپور در رتبه دوم بی احساسی قرار دارند. بد نیست بدانید که آنها از بزرگترین مصرف کنندگان سیگار جهان هم هستند.

5- خاورمیانه ای ها خیلی هم خوشحال نیستند


مردمی که روزی ادعا می کردند شادترین شکورهای جهانند، به سوال های گالوپ پاسخی که حاکی از چنین آرامشی باشد ندادند. نظرسنجی، موج احساسات منفی را در عراق، بحرین، و فلسطین نشان می دهد و شاید هم طبیعی باشد که جنگ های نابرابر در این مناطق و تلاش برای دفاع از خود و هویت خود، فرصت شاد بودن را از این مردم گرفته است. البته در این بررسی توضیحی درباره شادتر بودن مردم عربستان سعودی نسبت به اهالی لیبی، الجزایر و مراکش داده نشده و منتشر کنندگان این نتایج|، تنها به ارائه تصویری آماری اکتفا کرده اند.

6- آفریقایی ها نمی خندند


با وجود فقر و گرسنگی که در بسیاری از کشورهای آفریقایی وجود دارد، مگر دیگر مجالی هم برای شادی و احساسات مثبت باقی می ماند؟ شاید به همین دلیل است که آفریقایی ها کمتر از دیگر مردم جهان شادی و لبخند را تجربه می کنند. اگر هم در کشورهای شمال آفریقا نوری از احساسات مثبت دیده می شود، احتمالا به دلیل وابستگی فرهنگی آنها با کشورهای شاد اروپایی است.

7- کانادایی ها از ما احساساتی ترند

با نگاهی به این نقشه می بینید که وضعیت احساسات در کشورهای آمریکای شمالی و جنوبی، آمریکای لاتین و کانادا، از بسیاری از کشورهای جهان بهتر است. برخلاف تصوری که غربی ها را ماشینی و بی روح می داند، این کشورها جزو 15 کشور احساساتی جهان هستندو از طرف دیگر، کشورهای عربی مانند عمان و بحرین هم، رتبه بالایی در این زمینه دارند.

8- زبان انگلیسی و اسپانیایی شادی آور است


بررسی ها نشان می دهدت کشورهایی که به زبان های انگلیسی و اسپانیایی صحبت می کنند بسیار عاطفی و شاد هستند. براساس نتیجه هایی که گالوپ به دست آورده، هر جا صحبت از شادی به میان می آید، آمریکایی های لاتین پیشقدم می شوند. پاناما، پاراگوئه و ونزوئلا از شادترین کشورهای جهان هستند. بله! ونزوئلا! همین کشور دوست خودمان.

73 درصد

یکی از شادترین مردمان جهان هلندی ها هستند چون شغل مناسب دارند. در سال 2012. 73 درصد افراد 15 تا 64 ساله استخدام شده اند و نرخ بیکاری در این کشور 5/1 درصد است.

83 درصد


بررسی ها نشان می دهد میزان شادی کشورها با افزایش طول عمرشان ارتباط مستقیم دارد. سوئیسی ها که شادترین مردمان جهان هستند، به طور متوسط نزدیک به 83 سال عمر می کنند.

98 درصد


در نظرسنجی ها معلوم شده شهروندان ایسلندی نسبت به سایر کشورها شبکه حمایتی قوی تری دارند. حدود 98 درصد از شهروندان گفته اند در مواقع نیاز می توانند روی کمک دوستان و افراد خانواده حساب کنند.

94 درصد


کیفلیت عالی آب و هوا در دانمارک دلیل اصلی شاد بودن دانمارکی هاست چون 94 درصد آنها اعلام کرده اند چون از کیفیت آب و هوای کشورشان راضی هستند. از زندگی احساس رضایت بالایی دارند. سال گذشته دولت دانمارک 5/59 درصد از تولید ناخالص ملی را برای رفاه شهروندان هزینه کرده است.

آیا می‌دانستید همه چیزهایی که در خانه شما هست تاریخ مصرف دارند؟ می‌دانید چه زمانی باید برای نو کردن وسیله‌ها هزینه کنید؟

بهداشت یک خانه عامل مهمی برای حفظ سلامت افراد ساکن در آن است که البته به نظافت و تمیزکاری محدود نمی‌شود بلکه بخش بسیار مهمی از آن به دور انداختن لوازمی مثل دارو، مسواک و بالشت که تاریخ مصرف آنها گذشته ربط پیدا می‌کند. دانستن طول عمر مفید وسایل خانه بخش مهمی از بهداشت یک خانه است که باعث می‌شود شما سالم‌تر باشید، خواب راحت‌تری داشته باشید و از ابتلا به بعضی بیماری‌ها در امان بمانید و در کل زندگی سالم‌تر و بهتری داشته باشید.

دوست‌تان را هر 10سال عوض کنید

تشک خود را هر 5 تا 10 سال حتما عوض کنید و یک تشک نو بخرید. بهترین و استانداردترین تشک‌های خواب حداکثر 9 یا 10 سال قابل استفاده هستند. بنا بر توصیه‌های موسسه ملی خواب، بهترین زمان برای استفاده از یک تشک 5 تا 7 سال است. نتایج یک مطالعه در دانشگاه اوکلاهاما نشان می‌دهد تقریبا تمام افرادی که جای خواب کهنه‌شان عوض می‌شود و روی تشک جدیدی می‌خوابند به مراتب کمتر دچار کمردرد شده و خواب راحت‌تری دارند.


زیر سری یک ساله

سالی یک‌بار بالشت خود را دور انداخته و یک بالشت نو بخرید. بهتر است بدانید که مو و چربی بدن شما بعد از یک سال خوابیدن روی بالشت به داخل آن نفوذ کرده و باعث آلودگی مواد داخل بالشت می‌شود که این خود زمینه‌اي مناسب برای رشد باکتری و ایجاد آلرژی و رشد جانداران ریزآلرژی‌زایی به‌نام کنه خانگی را فراهم می‌کند. البته این را هم بدانید که استفاده از روکش یا روبالشتی عمر بالشت را بیشتر می‌کند. 

پارچ‌هایی که عمرشان خوب است
پارچ‌های تصفیه آب را می‌توانید کمی بیش از تاریخ مصرف آن نگه دارید. به گفته ریک آندرو، مدیر کنترل کیفیت شرکت بین المللی NSF که شرکت ناظر بر کیفیت و عملکرد فیلتر‌های آب در سطح بین‌المللی است، آن دسته از پارچ‌های تصفیه آب که موادی مثل سرب را هم تصفیه می‌کنند تا مدتی بعد از پایان تاریخ مصرف‌شان هم قابل استفاده هستند. پارچ‌های تصفیه آبی که دارای نشانگر زمان انقضا هستند (مثلا چراغ علامت‌دهنده) را می‌توان بیش از مدت توصیه شده استفاده کرد و این را هم بدانید که فیلتر‌های آنها هر بار به‌جای 4 لیتر آب حدود 5/4 لیتر را تصفیه می‌کنند. پارچ‌هایی که این نشانگر را ندارند حتی مدت بیشتری قابل استفاده بوده و گفته می‌شود که می‌توان هر بار مقدار لیتر آب بیشتری را تصفیه كرد.

محلول نگهداری لنز را زود به زود عوض کنید

این محلول را بعد از 3 ماه دور بریزید. دکتر لوئیز اسکلافانی، استادیار رشته چشم پزشکی دانشگاه شیکاگو می‌گوید به محض باز شدن در محلول نگهداری لنز این محلول در معرض باکتری‌های هوا قرار گرفته و ممکن است آلوده شود به ويژه اگر در آن به موقع گذاشته نشود یا در ظرف به شکلی باشد که محلول خارج شده دوباره به داخل ظرف برگردد.

قرص‌های ویتامین هم خراب می‌شود

ویتامین‌ها حداکثر تا 2 سال قابل مصرف هستند. به گفته دکتر اوبرمیر، رئیس بخش تحقیقات موسسه مطالعاتی consumerlab.com آزمایشات بخش خصوصی و مستقل نشان می‌دهند که بیشتر قرص‌های ویتامین و مکمل‌های غذایی در صورتی که در هوای خشک و خنک نگهداری شوند تا 3 سال قابل مصرف هستند. البته یادتان باشد اگر ویتامینی تاریخ انقضا ندارد حداکثر تا 2 سال بعد از تاریخ تولید آن مصرف کنید به دلیل اینکه این ویتامین مدتی را هم در انبار یا مغازه بوده است.

تا ابد عمر می‌کند به‌شرطی که...

شما می‌توانید تخته گوشت خود را هیچ وقت دور نیندازید. البته به شرط اینکه آن‌را کاملا ضدعفونی کرده و تمیز نگه دارید تا باکتری‌هایی مثل E.coli روی آن رشد نکند. دکتر برندا ویلسون، استادیار رشته میکروبیولوژی از دانشگاه ایلنوز در این مورد می‌گوید: «تخته گوشت خود را هر زمان که دل‌تان خواست دور بیندازید. حتی تخته‌ای که پر از شیار شده است هم چنانچه بعد از هر بار استفاده خوب ضدعفونی شود تا هر زمان که بخواهید قابل استفاده است.» اما بهترین روش برای ضدعفونی كردن تخته گوشت این است که آن را با مایع ظرفشویی و آب داغ بشوييد و سپس در محلولی از یک لیوان سرکه سفید و 4 لیوان آب به مدت 5 دقیقه قرار دهید و بعد آب بکشید و با حوله کمی خشک کنید و در نهایت بگذارید در معرض هوا کاملا خشک شود.

قابل توجه خانم‌ها

برای جلوگیری از عفونت چشم ریمل خود را بعد از 6 ماه استفاده دور بیندازید. اپلیکاتورهایی که در ریمل، خط چشم و سایه وجود دارد هنگام استفاده مرتبا در معرض باکتری‌های موجود در هوا قرار می‌گیرند که می‌تواند باعث ایجاد عفونت چشم شما شود. به گفته دکتر جان بی لی، رئیس تحقیقات انجمن محصولات نگهدارند و بهداشتی، بعد از 6 ماه دیگر مواد نگه‌دارنده نمی‌توانند اثر باکتری‌ها را خنثی کنند. محصولات آرایشی مایع مثل کرم‌پودر که با چشم‌ها تماس ندارند را حتی می‌توان تا 2 سال استفاده کرد. محصولات پودری و رژ لب نیز دارای مواد نگه‌دارنده‌ای هستند که می‌توان تا 3 سال از آنها استفاده کرد.


پماد‌های پوستی‌تان را کی باید عوض کنید؟

پماد‌های ضد باکتری را تا يك سال می‌توان استفاده کرد و بعد از آن باید دور انداخته شوند. بعد از يك سال ممکن است این پماد‌ها سالم باشند اما ترکیب شیمیایی آنها تغییر می‌کند و در نتیجه تاثیر درمانی آنها کم می‌شود. 

آب به شامپو نبندید

شامپوهای مخصوص ضد شوره سر را می‌توان تا 3 سال استفاده کرد. بیشتر شامپوهای درمانی چنانچه دارای تاریخ انقضا نباشند تا 3 سال قابل استفاده هستند. یادتان باشد که اضافه کردن آب به باقی‌مانده یک شامپو باعث رقیق شدن مواد نگهدارنده آن و در نتیجه کم شدن تاثیر شامپو می‌شود. پس بهتر است آن چند قطره آخر را دور بریزید.

عمرندارد

 الکل طبی تاریخ مصرف ندارد. به گفته دکتر ابیگل سالیرز، استاد میکروبیولوژی دانشگاه النوی، در واقع الکل طبی تاریخ انقضا نداشته و می‌توان تا هر زمان که تمام شود از آن استفاده کرد.

 به واقعیت وجودی او فکر کنید؛ به جای فکر کردن به خاطرات زیبایی که با هم داشتید و لحظات خوبی که با هم سپری کردید، به همه آن چیزهایی فکر کنید که در طی این مدت، شما را رنج می داد و مکدرتان می کرد. حالا دیگر وقت آن رسیده که خیالپردازی را کنار بگذارید و واقع بین باشید؛ پرده رؤیا را کنار بزنید و به چهره واقعی مردی نگاه کنید که این همه سال شما را فریب داده است.

2- بپذیرید و درک کنید که رابطه ای که بر اساس عشق حقیقی، صمیمیت، صداقت و تعهد بنا نشده باشد، رابطه سالمی نیست و دیر یا زود، از هم می پاشد؛ بنابراین در برابر وسوسه برگشتن و از سر گرفتن رابطه، قاطعانه مقاومت کنید.

3- به زن و فرزندان او فکر کنید و قبول کنید که همسر او هم زنی مثل شماست که آرزو دارد، تنها مالک قلب و وجود همسر خود باشد؛ بنابراین خودتان را فریب ندهید و بگذارید وجدانتان او را به زندگی واقعی اش برگرداند.

4- فراموش کردن به این معنی نیست که طرف مقابل را در ذهن و خاطره و یادتان به ناگهان نابود کنید؛ فراموش کردن حقیقی به این معناست که باید به جای او، به فکر خودتان باشید.

5- خودتان را باور داشته باشید. همه آدم های دنیا در یک نفر خلاصه نشه است؛ هر چند شما در عشق شکست خورده اید اما هنوز مردان شایسته ای زیادی هستند که ممکن است در مسیر زندگی شما قرار بگیرند و خواهان ازدواج با شما باشند.

6- خوشبین باشید و نیمه پر لیوان را ببینید و به جای اینکه فکر کنید «من عشقم را از دست داده ام»، فکر کنید «من الان مجردم» و به جای اینکه فکر کنید «کسی را که خیلی وقت بود می شناختم، از دست داده ام»، فکر کنید که «حالا باید با آدم های زیادی آشنا بشوم». خوشبین بودن به شما کمک می کند که زودتر فراموش کنید.

7- اینکه طرف مقابل، شما را با وجود همه عشقی که به او داشتید رها کرد، به این معنی نیست که شما جذاب و دوست داشتنی نبوده اید؛ آنچه که اتفاق افتاده، فقط و فقط به این معنی است که به شما فرصت دوباره ای داده شده که همسری بیابید که درست به همان اندازه ای که شما دوستش دارید، شما را دوست داشته باشد و برایتان ارزش قائل شود.

8- درگیر این فکر وسواس گونه نشوید که ای کاش او را ترک نکرده بودید. بپذیرید و باور کنید که هیچ انسانی مجاز نیست خود را اسیر کسی کند که مناسب او نیست.

9- کسی که احساسات شما را می شنود و می بیند اما هیچ پاسخی به آن نمی دهد، کسی که نسبت به شما و رنج هایتان بی تفاوت و منفعل است، مردی که از آرزوهای شما باخبر است اما شما و نیازهایتان را نادیده می گیرد، قطعا به هیچ عنوان شایسته عشق ورزی نیست. هیچ دلیلی ندارد که ما خودمان را به کسی تحمیل کنیم که دوستمان ندارد، زیرا همانطور که پیش از این نیز گفتیم، عشق، احترام، علاقه، تعتهد و صمیمیت، خصوصیاتی هستندکه در یک رابطه باید متقابل باشند واگر رعایت نشوند، نتیجه ای جز احساس کسالت و پوچی و سرخوردگی ندارند.

10- با خودتان به شکلی منطقی و سازنده مواجه شوید. لزومی ندارد وانمود کنید که غصه ای ندارید اما لازم است که برای فرار از شرایط پیش آمده، شرایط بهینه ای برای خود مهیا کنید. گاهی یک سفر تفریحی به منطقه ای خوش آب و هوا یا ثبت نام در یک کلاس هنری که با ذائقه و استعداد شما همخوانی دارد و یا معاشرت بیشتر با دوستانی که از وضعیت روحی شما باخبرند، می تواند تغییری بزرگ در روحیه تان ایجاد کند.

11- زمان هایی را نیز به تنهایی بگذرانید. سعی کنید از استقلال کنونی تان شاد باشید. لازم است که یاد بگیرید به تنهایی و بدون وابستگی به دیگران شاد باشید وگرنه نمی توانید فردی را که بعدها قرار است به زندگی تان بیاید، شاد کنید.

12- همه یادگاری های رابطه قبلی را از خود دور کنید؛ فراموش کردن یک فرد، مستلزم این است که در آینده زندگی کنید؛ نه در گذشته! همه عکس ها، فیلم ها، هدیه ها و هر چیز دیگری که به او مربوط می شود را جمع کنید و در جایی دور از دسترس و دیدتان بگذارید. شاید درابتدا کار ناراحت کننده ای باشد اما به تدریج روحیه تان را بهتر خواهد کرد.

13- یک کاغذ بردارید و همه احساساتتان را روی آن بنویسید. با این روش وقتی توانستید به خوبی این شوک عاطفی تان را پشت سر بگذارید، با خواندن آن نوشته ها خواهید فهمید که چقدر قوی بوده اید که توانسته اید آن را فراموش کنید.

14- به جای تمرکز روی غم و غصه های فعلی تان به زمانی فکر کنید که هنوز درگیر این رابطه نشده بودید. حال به این فکر کنید که پنج سال دیگر در چنین شرایطی چه حسی خواهید داشت و به این بیندیشید که آن موقع، غصه ها و رنج امروزتان برایتان چه مفهومی خواهد داشت.

15- از جسمتان به خوبی مراقبت کنید. به طور مرتب ورزش کنید و اگر آنقدر غصه می خورید که تصور می کنید ممکن است به جسمتان آسیب بزند، حتما با یک مشاور مشورت کنید.

16- به هیچ عنوان برای فراموش کردن فرد قبلی به فرد جدیدی متوسل نشوید. برای آنکه دوباره بتوانید با شیوه ای صحیح و منطقی به کسی دل ببندید، به گذشت زمان نیاز دارید. دل بستن به یک فرد جدید برای فرار از دلبستگی قبلی، کار منصفانه ای نیست. بگذارید به مرور زمان آدم هایی در زندگی تان پیدا شود که اگر به آنها فرصت بدهید، برایتان احترام و ارزش زیادی قائل می شوند.

17- از اشتباهاتتان درس بگیرید و وقتی دنبال فرد جدیدی هستید که عشقتان را با او سهیم شوید، با انجام اشتباهات قبلی، یک دلشکستگی دیگر را رقم نزنید. اشتباهات و تقصیرات خودتان را در رابطه قبلی بپذیرید و سعی کنید دیگر آنها را تکرار نکنید.

نکات طلایی


* کسی را که شما فقط برایش یک سرگرمی اوقات فراغت هستید، به اولویت زندگی تان تبدیل نکنید.

* وقتتان را برای کسی که با شما وقت نمی گذارد، تلف نکنید.

* اگر احساس عصبانیت و افسردگی دارید، سعی نکنید انتقام بگیرید؛ فقط در مورد آن با یکی از دوستانتان حرف بزنید. هیچ کسی ارزش این همه ناراحتی و غصه شما را ندارد.

* یادتان باشد که بالاخره فراموشش خواهید کرد اما باید از انجام کارهایی که شما را به یاد او می اندازد، پرهیز کنید.

* اشکالی ندارد اگر گاهی احساس ناراحتی و تنهایی کنید. گاهی اوقات حتی گریه ممکن است حالتان را بهتر کند. مهم این است که در این روند، هر روز حالتان بهتر از روز قبل باشد.

* زمان بهترین داروست؛ این را به خاطر داشته باشید.

* تلفنتان را عوض کنید تا مدام پیام های قبلی را چک نکنید.

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که هر چند فراموش کردن خیلی سخت است اما اصلا دلیلی ندارد که به خاطر دلبستگی و عادت، تن به هرگونه رابطه، بی احترامی و بی محبتی بدهیدو به دیگران اجازه دهید هر طور که می خواهند، با شما رفتار کنند. شما لایق بهترین ها هستید! این را همواره به خاطر داشته باشید.

عینک آفتابی‌ های از ما بهترون

حتی ابرهای پاییزی و زمستانی هم دلیل نمی‌شوند که عینک‌های آفتابی از تب و تاب بیفتند. بازار این عینک‌ها همچنان داغ داغ است درست مثل آفتابی‌ترین روزهای تابستانی و اتفاقا وقتی پای قیمت‌های میلیونی این عینک‌ها  به میان می‌آید این بازار داغ‌تر هم می‌شود. این گزارش نگاهی است به گران‌قیمت‌ترین عینک‌های آفتابی که این روزها پشت ویترین مغازه‌ها جا خوش کرده‌اند، عینک‌هایی که برای خرید آنها دست‌کم باید 3  میلیون تومان هزینه کنید!

نگین‌ نشان!

بولگاری در طراحی عینک جدیدش که اتفاقا جزو طراحی‌های با تعداد محدود این برند هم هست سراغ ترکیبی از نگین‌های سوارفسکی رفته است. فریم کائوچویی این مدل به خاطر طرح  گربه‌ای و وزن سبکش یکی دیگر از امتیازهای این مدل است. با قیمتی میلیونی و نه چندان مناسب!

ببر نشان!

این عینک آفتابی که برای آن باید چند میلیون تومان هزینه کنید یکی از طراحی‌های جدید برند کارتیه است. عینکی ساده که ویژگی متمایزکننده آن استفاده از نشان ببر (درست مثل دیگر طراحی‌های این برند) در طراحی دسته آن است. قیمت بالای این مدل هم به دليل روکش طلایی است که در دسته‌های آن به کار رفته است.

خلبان نشان!

عینک خلبانی شوپارد یکی دیگر از  عینک‌های گران‌قیمت بازار این روزهاست. نقطه متمایزکننده این مدل هم نگین‌های کار شده در دورتادور فریم این مدل است. این نگین‌های گران قیمت که در پر تعدادترین حالت روی فریم و بخشی از دسته عینک جا خوش‌کرده‌اند از نگین‌های گران‌قیمت سوارفسکی هستند. بنابراین انتظار قیمت متعادلی از آن نداشته باشید.

طلا نشان!

یکی دیگر از عینک‌های گران قیمت این روزها، عینک جدید لويی ویتون است. عینکی کاملا ساده  که برای تمام سادگی‌اش باید چند میلیون تومان هزینه کنید! ویژگی این عینک، دسته نسبتا پهن آن با روکش طلاست. البته از  چهارخانه‌های همیشگی لویی‌ویتون که در اوج ظرافت روی این دسته کار شده‌است هم نباید غافل ماند!

شنل نشان!

عینک آفتابی گران قیمت بعدی، طراحی جدید شنل  است. عینکی بسیار ساده که ویژگی آن تکرار زنجیرهای آشنای شنل روی دسته‌های عینک، البته در اوج ظرافت است.  امتیاز دیگر این عینک که همچنان از طراحی‌های تعداد محدود شنل  است وزن سبک آن است. برای این عینک کائوچویی شنل نشان باید آمادگی پرداخت چند میلیون تومان را داشته باشید !


کریستال نشان!

یکی از عینک‌های سوارفسکی که اتفاقا در تعداد محدود هم تولید شده همین مدل است. عینکی پرنگین و اتفاقا بسیار سنگین! این مدل ترکیبی است از گران‌قیمت‌ترین کریستال‌های سوارفسکی و به همین اعتبار هم نباید از آن انتظار قیمت مناسبی داشته باشید!
 دو حالت دارد. اینکه خانواده، موردی را برای شما در نظر گرفته اند یا اینکه خودتان کسی را پیدا کرده اید. اگر حالت اول است که خب دعوایی نداریم. سرتان را مثل بچه آدم پایین می اندازید و می روید خواستگاری یا اینکه قبول می کنید بیایند خواستگاریتان اما اگر حالت دوم به وقوع پیوسته، 

شما باید راهی پیدا کنید تا یک جوری سر صحبت را با والدین گرامی خود باز کنید که ضمن آن به پررویی و بی حیایی هم متهم نشوید. این شما و این راهنمای اینکه چگونه به پدر مادر خود بگوییم زن / شوهر می خواهم؟

1- در مورد دخترها اوضاع کمی پیچیده تر است؛ چرا که اصولا هرگونه اظهار تمایل آنها برای ازدواج به عنوان «چشم سفیدی» برداشت می شود. ولی خب همانطور که آن پسر بیچاره با هزار بدبختی موضوع را با خانواده اش در میان گذاشت، شمای دختر هم باید این کار را بکنید؛ چرا که چند وقت است فهمیده اید نگاه های یکی از همکلاسی/ همکارهایتان نسبت به شما عوض شده و طرف هزار بار سعی کرده تا به دلایل واهی با شما صحبت کند. در آخرین مرحله هم یکی از دوستان مشترکتان را خفت کرده که آدرس یا شماره تلفنتان را برایش بگیرد. شما هم (خودمانیم دیگر) اگر قصد ازدواج نداشتید، یک جوری می پیچاندید ولی جوری آدرس و شماره را دادید که طرف چشم بسته هم بتواند بیاید خواستگاری؛ چرا که از قدیم گفته اند کو شوهر؟!


2- شما می دانید که ظرف یکی دو روز آینده، خانواده پسر با خانواده شما تماس می گیرند و خب دلتان نمی خواهد در همان بدو ارتباط، همه چیز از دست برود. تصمیم می گیرید خودتان اقدام به زمینه سازی کنید. برای این کار هم کسی مطمئن تر از مادر نیست. منتها بنابر همان سنت قدیمی که دختر نباید از شوهر حرف بزند. مانده اید چطور سر صحبت را باز کنید. شما هم می توانید از یک نفر سوم استفاده کنید اما این کار باعث خواهد شد تا حرف شما مثال سقز در دهان مردم بیفتد. چون یقینا آن نفر سوم هم از جماعت نسوان است و نخود در دهانش خیس نمی خورد پس واسطه را بی خیال شوید و بالینک مستقیم عمل کنید.

3- از آنجایی که دخترها استاد طاقچه بالا گذاشتن و ناز کردن و لوس نمودن خویش هستندو شما هم از این قاعده مستثنا نیستید، دنبال راهی می گردید که هم با دست پس بزنید و هم با پا پیش بکشید. بنابراین می توانید با این جمله که «یه پسری هست ...» بحث را کلید بزنید. بعد که سوالات مادر شروع می شود، طبیعتا شما این جمله را می گویید که «اون خیلی اصرار داره که بیاد خواستگاری و ...» یا اینکه «ولی من که فعلا نمی خوام ازدواج کنم ...» با گفتن این جمله، مادر به نیت شما پی می برد ولی برای آنکه ضایعتان نکند می گوید «خب پس هیچی دیگه. اگر زنگ زدند می گم نیایند» در این لحظه فشار شما افت شدیدی می کند و با عجله می گویید «نه. حالا بذار بیان. آخه خیلی اصرار کرده» و مادر لبخندی می زندو می گوید باید با پدرت صحبت کنم. در این لحظه شما به اتفاق خود پناه می برید و نفس نفس می زنید.

4- شب که ابوی محترم به خانه می آیند، جلسه تشکیل می شود. طی این نشست، رنگ صورت شما نوسان کنتراست بین سرخ و سفید را تجربه می کند و هر بار که می خواهید سوال پدرتان را جواب دهید، صدایتان خروسک می شود. اینجا هنوز این نکته که شما خیلی هم در فکر ازدواج نیستید به شدت توی ذوق می زند. بعد از چند سوال و پی بردن خانواده به اینکه شما هم مایل به آمدن خواستگار هستید، پدرتان با گفتن این جمله که «پس اگر زنگ زدند، بگو تشریف بیارن»، کمی از استرس شما می کاهد اما با خطور این فکر که «حالا اگر خواستگارها آمدند من چی بپوشم؟»، اتسترس بار دیگر به شما هجوم می آورد.

5- خب، حالا مامان طرف، پشت خط است و دارد با مامان شما صحبت می کند. بعد از کلی تعارف و اینجور حرف ها، بالاخره قرار را برای فردا بعدازشهر می گذارند. شما هم که کنار مادرتان ایستاده اید یا از توی اتاف به حرف هایش گوش می دهید، قند در دلتان آب می شود و در دلتان جیغ می کشید. در این لحظات دیگر از سرخ و سفید شدن خبری نیست. چون از دیروز تا حالا 60 بار درباره «آقای» فلانی با مادرتان حرف زده اید و از کمالاتش گفته اید. فقط حواستان باشد که خیلی هم از «آقای» فلانی تعریف نکنید چون داماد تعریفی هم چندان آینده درخشانی ندارد!

6- حالا شب است و شما به راحتی خوابیده اید چون از بعدازظهر، تمام در و همسایه و فامیل با دخترهای ترشیده شان فهمیده اند که شما خواستگار دارید و چشمشان ردآمده. بنابراین به راحتی می خوابید و خواب هم نمی بینید.حتی. راستی، آن نکته کنکوری در مورد شما هم صدق می کند!

چی بگویم؟ قرار است در جلسه اول کمی با هم آشنا شوید. این کمی هم یعنی با سلایق و علایق هم آشنا شوید نه اینکه بردارید همان اول بحث نظر طرف مقابل را در رابطه با حرکت جوهری ملاصدرا و اصالت اخلاق بپرسید.

دقت کنید: قرار است یک عمر با هم زندگی کنید، پس به رفتار و گفتار همدیگر دقت کنید نه اینکه حواستان به گل قالی و مارک تلویزیون و پرده های قشنگ اتاق باشد. مثلا موقع حرف زدن توجه کنید ببینید که طرف مقابلتان می تواند چهارتا جمله درست و حسابی بگوید؟ اگر نه که کلا بی خیال شوید.

موبایل خاموش: همان اول کار، موبایلتان را خاموش کنید تا نشان دهید برای بقیه اهمیت قائل هستید نه اینکه مدام سرتان توی موبایل و پیامک دادن و انگری بردز باشد.

خودتان باشید:
 شما هر چقدر هم که بازیگر خوبی باشید، بالاخره یک روز لو می روید. پس سعی کنید خودتان باشید و دروغ نگویید. غلو هم نکنید. شما با 25 سال سن نهایتا دو سال سابقه کار دارید. کسی از شما توقع بیل گیتس بودن ندارد. دخترها هم الکی کلاس نگذارند که هر روز 200 تا خواستگار دارند، تابلو می شوند.

لابی کنید: خانواده تان را نفروشید اما اگر نظرتان درباره هم مثبت بود، یکسری قرار و مدار را همانجا توی جلسه دو نفره تان بگذارید. مثلا همانجا سر تعداد مهریه با هم به توافق برسید. البته توافق نهایی قطعا با نظر پدر و مادرتان انجام می شود.

چی بپوشم؟ همان لباسی را بپوشید که اگر مثلا یکسری مهمان غریبه و نامحرم دیگر داشتید، می پوشیدید. اینجوری خانواده داماد می فهمند که شما چه جور آدمی هستید و حجابتان در جمع چطور است. فقط حواستان باشد که خیلی جوگیر نشوید که با چادر مشکی توی جمع بیایید. نه شگون دارد نه اینکه اصلا درست است. یک چادر با رنگ روشن به شدت توصیه می شود، همچنین کت و دامن با رنگ روشن.

چی بگویم؟ از قدیم رسم بر این بود که دخترها در جلسه خواستگاری و در حضور باقی افراد چیزی نمی گفته اند، این هم دلیلش همان سنگین بودن است؛ یعنی شما نباید خودتان را خیلی مشتاق ازدواج نشان بدهید، هر چند که واقعیت چیز دیگری است!

چای بیاورید: اصلا هم لوس و سبک نیست. این در واقع یکی از سیاستمدارانه ترین کارهایی است که در خواستگاری انجام می شود؛ چرا که داماد هم راه رفتن عروس را می بیند و هم قد و قواره اش را، هم اینکه بالاخره در آن لحظه تعارف چای، می تواند نگاهی به صورت عروس بیندازد. اصلا هم اشکال ندارد. بی خودی گیر ندهید.

سوال بپرسید:
 پسرها استاد پیچاندن هستند، پس تا می توانید از دیگران کمک بگیرید و سوال های خوب و به درد بخور بپرسید تا طرف نتواند الکی جواب بدهد. سوال خوب هم یعنی سوال کاربردی، مثلا چه فایده ای دارد که نظر پسر را درباره کشتار خمرهای سرخ و موضعگیری اش در رابطه ایران و آمریکا بدانید؟

ناز کنید: با لوس کردن از زمین تا آسمان فرق دارد. یعنی برندارید توی همان جلسه اول، بله را بگویید که یک وقت پسر را هوا بردارد که هر چی بگویم قبول می کند.کمی عزت نفس و مناعت طبع، بدجوری به کارتان می آید.

مارپل نشوید: شما هم تحقیق کنید حتی بیشتر از خانواده پسر اما کارهای خز نکنیدکه یک وقت خدایی نکرده آبروی پسر را ببرید. برای مثال دیده شده برادر عروس با داماد به استخر رفته تا ببیند روی بدنش خالکوبی دارد یا نه! آخر این هم شد تحقیق؟

به خودتان برسید: درست است که مهم اخلاق است و اینها ولی خب بنده خدا داماد هم دل دارد. نمی شود با قیافه پف کرده و درب و دغان جلویش بنشینید و توقع داشته باشید عاشق اخلاق ورزشکاریتان بشود. پس کمی به خودتان برسید. البته در در حد عروسی رفتن.

چه جوری پذیرایی کنم؟ خواستگاری، مهمانی نیست که طرف مقابل انتظار شام و ناهار داشته باشد. کمی میوه و یک لیوان چای هم کفایت می کند. در فصول گرم ولی شربت خنک فراموش نشود که نیاوردنش مساوی با به هم خوردن مراسم است. راستی، حواستان به سرمایش و گرمایش خانه هم باشد.

مرام داشته باشید: در اینکه شما دختر خوب و شایسته ای هستید، شکی نیست و این طلا جواهرات هم اصلا قابل شما را ندارد ولی پسر جوان یک لا قبا از کجا این همه پول بیاورد؟ باید دو سه سال سر کار برود یا نه؟ پس کمی مرام داشته باشید و اذیتش نکنید.

چه کسی باشد؟
 رزمایش که نمی خواهیم برگزار کنیم. قصد هم نداریم به خانواده داماد نشان بدهیم که ببینید ما چقدر فامیل داریم. پس همان خانواده خودتان کفایت می کند. حالا اگر پدر بزرگ و مادربزرگ هم بودند، بد نیست.

نشد که نشد: اصلا خواستگاری به این معناست که دو طرف همدیگر را می بینند، صحبت می کنند و بعدا نظر خودشان را اعلام می کنند حالا به هر دلیلی پسر، نظرش موافق نبوده یا خانواده اش قبول نکرده اند، دنیا که به آخر نرسیده است. چیزی که زیاد است، پسر خوب. واقعا؟!
دو حالت دارد. اینکه خانواده، موردی را برای شما در نظر گرفته اند یا اینکه خودتان کسی را پیدا کرده اید.

اگر حالت اول است که خب دعوایی نداریم. سرتان را مثل بچه آدم پایین می اندازید و می روید خواستگاری یا اینکه قبول می کنید بیایند خواستگاریتان اما اگر حالت دوم به وقوع پیوسته، شما باید راهی پیدا کنید تا یک جوری سر صحبت را با والدین گرامی خود باز کنید که ضمن آن به پررویی و بی حیایی هم متهم نشوید. این شما و این راهنمای اینکه چگونه به پدر مادر خود بگوییم زن / شوهر می خواهم؟

1- اینجا مرحله صفرم است. جایی که شما فرشته آرزوهایتان را در جایی مثل محل کار یا دانشگاه دیده اید و حس کرده اید همانی است که سال ها دنبالش بوده اید. باید یک جوری شماره تلفنی یا آدرسی از طرف پیدا کنید. البته قطعا حواستان هست که قصدتان ازدواج است. برای این کار، استفاده از یک دوست مشترک، بدجوری به درد می خورد. فقط حواستان باشد که آن دوستتان را درست و حسابی توجیه کنید تا بلایی که سر محمد منصوری در پناه تو آمد، سر شما درنیاید. از ما گفتن بود.

2- خب حالا باید راه مناسبی برای در میان گذاشتن این موضوع با خانواده پیدا کنید. اگر کلا با پدر و مادرتان راحتید که اصلا نیاز نیست این راهنما را بخوانید و همین جور زارتی مسئله را عنوان کنید اما اگر از فراکسیون اکثریت هستید، به دقت به این فرامین گوش فرا دهید. البته دیده شده که عده ای با استفاده از روش های سینه به سینه اقدام به اطلاع رسانی می کنند. روش هایی اعم از نخوردن دستپخت مامانی، نشستن جوراب ها به مدت یک ماه، گوشه گیر شدن و ... تا آنکه کار به آنجا برسد که یکی از اعضای خانواده بگوید: «چیه؟ زن می خوای که این کارها رو می کنی؟» و این چنین سر صحبت باز شود اما از آنجایی که همه خانواده ها چنین قدرت تحلیلی ندارند، روش های دیگری توصیه می شود.

3- ابتدا مسئله را با کسی که راحت تر هستید در میان بگذارید. خواهر یا برادر بزرگتر، گزینه مناسبی است. در بعضی موارد، خاله و عمه هم پیشنهاد می شود (به شرطی که خودشان دختر دم بخت نداشته باشند.) برای طرح مسئله استفاده از جمله آشنای «یه دختری هست تو دانشگاه/ محل کار که ...» حسابی طرفدار و کاربرد دارد. سپس با ایجاد یک جلسه دورهمی و نشان دادن خود به عنوان کسی که نمی داند اینجا کجاست و او کیست از فرد رابط بخواهید تا موضوع را بازگو کند. در این لحظت تنها به گل قالی نگاه کنید نه چهره پدر و مادر. طبیعی است که ابتدا جا می خورند و پس از لحظاتی به شرایط استاندارد برمی گردند. شاید این تعادل روحی، چند روزی هم طول بکشد.

4- بعد نوبت جلسه بازجویی است که مدیریتش را مادر محترم برعهده دارد و خواهرها نقش کاتالیزور را در آن ایفا می کنند. سوالات اولیه بیشتر حول این می چرخد که خب کی هست و چه شکلی هست وش بیه کدام سوپراستار سینما است. بعد مسائل جدی تر می شودو شما باید بدانید که مثلا عموی دختر خانم در کدام اداره کار می کند، یا ماشین پدرش چیست؟ وقتی بیشتر سوالات را با «نمی دانم» جواب دادید، نوبت به دلسوزی می رسد. در اینجا مادر و خواهر، با یادآوری دوران طفولیت شما، به سمت خاطره بازی حرکت می کنند. منتها شما گول نخورید و از همه بخواهید تا در موضوع صحبت کنند. برای این کار، نگاه کردن به چهره در هم پدر که نگران خرج عروسی است، اصلا توصیه نمی شود. بهتر است با جمله ای مثل «آدرس/ شماره اش را هم دارم» توجهات را معطوف خود کنید.

5- حالا که احتمالا شب است و دیر وقت. برای همین، تماس را بگذارید برای یک وقت بهتر. می توانید یکی از افراد مؤنث خانواده را ببرید نزدیک محل کار/ تحصیلتان و از دور، طرف را نشانش دهید. فقط حواستان باشد که تابلوبازی درنیاورید. برای تماس بهتر است که مادرتان با مادر طرف صحبت کند و قرارهای اولیه را بگذارند تا برای اولین جلسه تشریف ببرید «بنده منزل». در تمامی این مراحل، از مخالفت های خانواده با ازدواج شما به این علت که «هنوز بچه ای و پول نداری و سربازی نرفتی و ...» چشمپوشی شده است. مهم این است که بتوانید فعل خواستن را صرف کنید.

6- حالا شما در شب خواستگاری قرار دارید. احتمالا تا صبح خوابتان نمی برد و اگر هم خوابتان ببرد، کابوس اینکه پدر عروس بزند له و لورده تان کند، رهایتان نمی کند. نکته کنکوری اینکه از زمان آغاز بحث های اولیه تا روز خواستگاری، خوردن سیر و پیاز و غذاهایی مثل میرزاقاسمی را بی خیال شوید. خواستگاری می روید. شمال که نیست!

چی بگویم؟ قرار است در جلسه اول کمی با هم آشنا شوید. این کمی هم یعنی با سلایق و علایق هم آشنا شوید نه اینکه بردارید همان اول بحث نظر طرف مقابل را در رابطه با حرکت جوهری ملاصدرا و اصالت اخلاق بپرسید.

دقت کنید: قرار است یک عمر با هم زندگی کنید، پس به رفتار و گفتار همدیگر دقت کنید نه اینکه حواستان به گل قالی و مارک تلویزیون و پرده های قشنگ اتاق باشد. مثلا موقع حرف زدن توجه کنید ببینید که طرف مقابلتان می تواند چهارتا جمله درست و حسابی بگوید؟ اگر نه که کلا بی خیال شوید.

موبایل خاموش: همان اول کار، موبایلتان را خاموش کنید تا نشان دهید برای بقیه اهمیت قائل هستید نه اینکه مدام سرتان توی موبایل و پیامک دادن و انگری بردز باشد.

خودتان باشید:
 شما هر چقدر هم که بازیگر خوبی باشید، بالاخره یک روز لو می روید. پس سعی کنید خودتان باشید و دروغ نگویید. غلو هم نکنید. شما با 25 سال سن نهایتا دو سال سابقه کار دارید. کسی از شما توقع بیل گیتس بودن ندارد. دخترها هم الکی کلاس نگذارند که هر روز 200 تا خواستگار دارند، تابلو می شوند.

لابی کنید: خانواده تان را نفروشید اما اگر نظرتان درباره هم مثبت بود، یکسری قرار و مدار را همانجا توی جلسه دو نفره تان بگذارید. مثلا همانجا سر تعداد مهریه با هم به توافق برسید. البته توافق نهایی قطعا با نظر پدر و مادرتان انجام می شود.

چی بپوشم؟ خواستگاری، مخصوصا جلسه اول، یک مجلس بی نهایت رسمی است. برای همین بی خیال تیپ های اسپرت مثل شلوار قرمز و تی شرت سفید کوتاه بشوید. خواستگاری است، پارک که نمی روید! پوشیدن کت و شلوار یا شلوار یا کت تک، به شدت پیشنهاد می شود

کی بروم؟ کوه که نمی خواهید بروید کله صبح راه افتاده اید. هنوز هم آنقدر صمیمی نشده اید که ناهار را مهمان مادر زن جان باشید. برای همین قرار را برای بعدازظهر بگذارید. مثلا اگر در نیمه نخست سال هستید، ساعت 5 و 6 و اگر در نیمه دوم سال هستید، ساعت 3 و 4.

با چی بروم؟ اگر ماشین دارید که هیچی اما اگر ماشین ندارید، بهترین راه گرفتن آژانس است. نه اینکه 5 نفری سوار موتور سی جی 125 پدرتان شوید و گل و شیرینی را هم در خورجین موتور بگذارید. فکر اتوبوس و مترو را هم از سرتان بیرون کنید. هم بوی دود می گیرید هم تیپتان به فنا می رود به علاوه گل و شیرینی.

با کی بروم؟ جنگ که نیست یک ایل راه بیندازید. تازه جلسه اول است. خودتان و پدر و مادر و نهایتا خواهر و برادر بزرگتران کافی است. از آوردن هرگونه بچه هم خودداری کنید، به خصوص بچه ای که به شما علاقه وافری دارد.

چی ببرم؟ خدایی نکرده مجلس ختم نیست که تاج گل سفارش بدهید. یک دسته گل کوچک و شیک، به علاوه یک جعبه شیرینی تر، کارتان را راه می اندازد. خسیس بازی هم در نیاورید که شیرینی تر ضرر دارد و کیک یزدی برای سلامتی مفید است!

چکار کنم؟ فقط عادی باشید. نه آنقدر ساکت و سر به زیر باشید که همه فکر کنند هنوز دهنتان بوی شیر می دهد یا خدایی نکرده لال هستید، نه آنقدر خودمانی شوید که با هر جمله بی مزه پدر عروس، هارهار بخندید و با دست به پشتش بزنید، در ضمن در تمام مدت باید یک چشمتان به عروس هم باشد و البته، اینکه تمام ظرف میوه جلویتان را بخورید و از مامان جدید بخواهید یک چای لیوانی هم برایتان بریزد، نه تنها نشانه کول بودن و صمیمیت شما نیست، بلکه نشانگر شخصیت شما است.

چند بار بروم؟ مذاکرات 1+5 نیست که هی جلسه بگذارید و شیرینی و گل و میوه و چای. نهایتا سه جلسه برای آشنایی کافی است. برای وزارت اطلاعات که نمی خواهید استخدام کنید.

زیاد حرف نزنید: اصلا بزرگتر برده اید برای چه؟ آثار باستانی که با خودتان حمل نمی کنید. بگذارید آنها بیشتر صحبت کنند و هر جا نظرتان را خواستندوارد بحث شوید تا در مورد همان باقالی ها که گفتیم حرف بزنید.

آرایشگاه بروید: همسر آینده به ظاهر شما اهمیت می دهد. برای او مهم است که شما هم «مرد» باشید هم خوشتیپ. برای همین سعی کنید قبل از خواستگاری آرایشگاه بروید و خلاصه صفایی به سر و رویتان بدهید. این درست است که شما اهل کتاب و مطالعه هستید ولی خب قطعا هیچ دختری حاضر نیست با بن لادن ازدواج کند.

عطر بزنید: واقعا مهم است. اینکه بوی خوبی بدهید در نظر طرف مقابل تاغثیر بسیار زیادی دارد. حالا اگر عطر و ادکلن دم دستتان نبود، لااقل 5 هزار تومان بدهید یک ضد عرق بخرید، مخصوصا در فصول گرم سال، به شدت توصیه می گردد.

پوآرو نشوید:
 تحقیق بکنیداما به اندازه. نروید توی تمام نقاطی که خانواده طرف مقابل یک روز از آنجا رد شده و از مردم پرس و جو کنید. هیچ کس در طول زندگی اش بدون شاتباه نبوده، برای همین بی خودی مته به خشخاش نگذارید که چرا پسرعمه داماد بزرگتان دو روز در بازداشتگاه بوده؟

جنبه داشته باشید: شما که بهترین انسان روی کره زمین نیستید، پس یک درصد هم احتمال بدهیده که خانواده عروس، با این وصلت مخالفت کنند. برای همین جنبه داشته باشید و از خودتان ژانگولر درنیاورید. چیزی که زیاد است، دختر خوب دم بخت.

کم بخورید: 
این یک توصیه دوستانه است. قبل از اینکه بخواهید بروید خواستگاری همه کارهایتان را در خانه بکنید! مفهوم؟! آنجا هم آنقدر نخورید که مجبور شوید با خجالت آدرس دستشویی را بپرسید. خواستگار که دستشویی نمی رود!

مهاجرت با خودروهای مرگ در ایران

گاهی مهاجران افغانی که برای ورود به ایران خود را به دست قاچاقچیان انسان می سپارند سرنوشتی جز مرگ ندارند.

تصادف خودروهای حامل مهاجران غیرقانونی، این روزها بخش قابل توجهی از حوادث مرگبار جاده ای را به خودش اختصاص داده است. حوادثی که معمولا با تعداد زیاد قربانیان همراه است و این قربانیان نیز معمولا مهاجرانی هستند که به تصور پیدا کردن کار و داشتن زندگی بهتر، خانه و خانواده شان در کشورهای همسایه را رها کرده و با پرداخت مبالغ هنگفت به قاچاقچیان انسان، خودشان را به دست آنها می سپارند تا راهی ایران شوندو زندگی تازه ای را در اینجاش روع کنند. آنها برای رسیدنبه مقصد که شهرهای بزرگ و مرکزی ایران است، مجبورند در گروه های بزرگ سوار ماشین هایی شوند که گنجایش چندانی ندارند و سرعت زیاد این ماشین ها برای رسیدن به مقصد، در موارد بسیاری حوادثی را رقم می زند که از مرگبارترین حوادث جاده ای کشور به شمار می روند.

یک تراژدی

آمار دقیقی درباره اینکه تا حالا چند نفر از مهاجران غیرقانونی در تصادفات جاده ای ایران جانشان را از دست داده اند، در دست نیست اما نگاهی به آرشیو حوادث نشان می دهد که در سال های اخیر، دهها تصادف مرگبار در جاده های مختلف رخ داده که یک پای آن خودروهای حامل اتباع افغانی بوده اند. از آنجات که این خودروها معمولات تعداد زیادی مهاجر غیرقانونی را قاچاق می کنند، در هنگام تصادف، آمار قربانیان هم به طرز شگفت انگیزی بالا می رود و به همین دلیل است که این روزها وقتی خبری از تصادفات جاده ای با تعداد قربانیان بالا به گوش می رسد، ناخودآگاه این سوال پیش می آید که آیا پای خودروهای حمل مهاجران غیرقانونی هم در میان بوده یا نه؟

آخرین حادثه مرگباری که این خودروها رقم زدند، چند روز پیش در استان اصفهان و در ورودی شهر رخ داد. خودروی حامل اتباع افغانی با 3 خودروی دیگر تصادف کرد و در این تصادف 15 نفر در شعله های آتش سوختند و جان باختند.

تصادفات مرگبار 91-90

- 20 فروردین 1390؛ خودروی نیسان که 24 نفر از اتباع افغانی غیرمجاز را حمل می کرد در 42 کیلومتری محور جهرم – لار در منطقه چاه تیر به دلیل سرعت غیرمجاز منحرف شد و 4 کشته و 20 زخمی بر جای گذاشت.

- 19/12/1390؛ یک دستگاه خودروی سواری پژو 405 در کیلومتر 45 جاده داراب استان فارس با یک دستگاه کامیون بنز برخورد می کند که متاسفانه در این حادثه، هفت نفر در محل کشته و شش نفر نیز راهی بیمارستان شدند. مسافران سواری پژو از اتباع غیرمجاز افغانی بودند که در صندوق عقب این خودرو مخفی شده بودند.

- سه شنبه 21 شهریور 1391؛ در پی واژگونی یک دستگاه وانت تویوتا که حامل مهاجران افغانی غیرمجاز در محور فرعی گوهر کوه در شهرستان خاش بود 2 نفر کشته و 9 نفر دیگر راهی بیمارستان شدند.

تصادفات مرگبار 92-91

- جمعه 16 فروردین 1392؛ برخورد دو خودروی حامل سوخت و اتباع غیرمجاز خارجی قاچاق در جاده ریگان – ایرانشهر موجب کشته شدن 18 نفر شد، به طوری که 16 افغانی در خودروی سمند در آتش سوختند.

- چهارشنبه 22 خرداد 1392؛ بر اثر واژگونی یک دستگاه سواری پژو 405 در کیلومتر 52 جاده فرعی قلات پایین در استان هرمزگان، 4 نفر کشته و 8 نفر مجروح شدند. کارشناسان پلیس راه علت این تصادف را عدم توجه به جلو از جانب راننده سواری پژو 405 اعلام کردند. البته برابر گزارش دریافتی سواری پژو 405 حامل افاغنه غیرمجاز بوده است.

- یکشنبه 3 آذر 1392؛ رئیس پلیس راه سیستان و بلوچستان از کشته شدن 10 نفر و زخمی شدن 9 نفر در یک سانحه رانندگی در محور سراوان – خاش خبر داد. در این حادثه 10 مهاجر افغان در تصادف جان باختند.

مثل آجر بچین

مهمترین مسئله برای قاچاقچیان انسان، مقدار پولی است که از این راه به دست می آورند. آنها پیه همه مشکلات و خطراتی که سر راهشان وجود دارد را به تن می مالند تا به مهمترین هدفشان که چیز جز پول نیست برسند. آنها خیلی خوب می دانند که هر چه آدم بیشتری با ماشینشان حمل کنند، پول بیشتری به جیب می زنند و به همین دلیل است که از هر راهی استفاده می کنند تا مهاجران بیشتری را در ماشینشان جاسازی کنند.

سرهنگ شرافتی، رئیس پلیس راه شمال استان سیستان و بلوچستان در گفتگو با سرنخ می گوید: «قاچاقچیان انسان یا همان انسان برها برای اینکه بتوانند هر بار تعداد بیشتری از اتباع افغانی را وارد ایران کنند تغییراتی در خودروی خود ایجاد می کنند. به طور مثال، آنها با تقویت موتور خودرو و یا تقویت شاسی و تغییر در ابعاد صندوق عقب خودرو می توانند بیشتر از حد مجاز به سرنشینان خودرو اضافه کنند بدون اینکه پلیس بتواند از روی ظاهر ماشین متوجه ماجرا شود.

آنها شاسی ماشین را طوری تقویت می کنند که عقب ماشین به خاطر بار زیاد نمی خوابد و به راحتی می تواند این بار را حمل کند. آنها پس از ایجاد تغییرات در ماشین، روش های تازه ای هم در قرار دادن انسان ها به داخل ماشین به کار می برند. بیشتر آدم برها از پژو جی ال ایکس استفادئه می کنند و مسافرانشان را درست مثل قالب های آجر در کنار هم می چینند، طوری که گاهی وقت ها می توانند بیشتر از 5 نفر را در صندوق عقب جاسازی کنند. به همین خاطر است که وقتی خبر مبنی بر تصادف خودروهای حامل مهاجران غیرقانونی منتشر می شود، نخستین چیزی که باعث تعجب و تاسف همه می شود، تعداد بالای قربانیان است؛ چرا که وقتی در یک پژو بیشتر از 10 مسافر قاچاقی جاسازی می شوند، احتمال افزایش تعداد قربانیان هم بیشتر می شود.

خودروی افغانی کش

بیشترین خودرویی که از آن برای حمل مهاجران غیرقانونی افغانی استفاده م شد، پژو 405 است. بیشتر مهاجران افغانی از همان زمانی که توسط قاچاقچیان انسان از مرز عبور می کنند، سرنوشتشان با این خودرو گره می خورد تا زمانی که به مقصد برسند؛ چرا که این خودروهات قابلیت این را دارند که با کمی تغییر در بدنه آن، فضایی را برای جای دادن تعداد زیادی مهاجر ایجاد کنند و به همین دلیل بسیاری از کسانی که کار جابجایی مهاجران غیرقانونی را انجام می دهند و به «آدم بر» یا «قاچاق بر» معروفند، از این خودرو برای انتقال مهاجران استفاده می کنند.

اما آمار بالای تصادفات این خودروها در جاده ها و کشته شدن مسافران آنها باعث شد که این خودروها در بین مردم سیستان و بلوچستان به «خودروی افغانی کش» معروف شوند. شاید کمی باور کردن این موضوع سخت باشد که قاچاقچیان در یک خودروی پژو جی ال ایکس، 11 تا 15 نفر انسان را جاسازی کنند اما ماجرا حقیقت دارد چرا که برای مهاجران فرقی نمی کند که برای رسیدن به مقصد سوار پژو شوند یا عقب یک وانت و کامیون یا در صندوق اتوبوس جاسازی شوند.

آنها چه مسیری را انتخاب می کنند

قاچاقچیان انسان بعد از سوار کردن مسافران به خودروی خود، سعی می کنند بهترین مسیر را برای رسیدن به مقصد انتخاب کنند. بهترین مسیر از دید آدم برها، مسیرهایی است که نظارت پلیس در آنجا کمتر است و ایست و بازرسی کمتری در آنجا مستقر است. سرهنگ شرافتی در این باره می گوید: «قاچاقچیان انسان تمام مسیرهای فرعی و اصلی استان را مثل کف دستشان می شناسند. آنها بیشتر، راه های فرعی مثل جاده نایین را برای تردد انتخاب می کنند چرا که در این مسیرها به دلیل تردد کم، حضور پلیس نیز کمتر است. آنها با انتخاب این مسیرها سعی می کنند ریسک گیر افتادنشان را به حداقل برسانند. پس از انتخاب مسیر، نوبت به زمان حرکت می رسد که برای آدم برها، بهترین زمان حرکت، شب هاست چرا که هم جاده ها خلوت تر است و هم خطر شناسایی شدن کمتر.

فرار با تونل دود

آدم برها خوب می دانند که در صورت دستگیر شدن، خودروی آنها 6 ماه توقیف می شود. به همین دلیل حاضرند دست به هر کاری بزنند تا گیر نیفتند. یکی از راه هایی که آنها برای فرار از دست پلیس به کار می برند استفاده از تونل دود است. اگر از حوادث خانو های حرفه ای باشید، حتما به خاطر دارید که قاچاقچیان مشروبات الکلی چگونه با ایجاد دود غلیظ در هنگام فرار از دست پلیس، سعی می کردند که نا پدید شوند.

سرهنگ شرافتی می گوید: «قاچاقچیان انسان هم برای اینکه به دام پلیس نیفتند از حقه دود استفاده می کنند. آنها یک ظرف روغن را در جلوی ماشین قرار می دهند که می تواند روغن را از طریق شلنگ به روی اگزوز انتقال دهد. وقتی آنها از سوی پلیس شناسایی شده و تحت تعقیب قرار می گیرند، برای اینکه بتوانند از دید ماموران پنهان شوند، با فشار دادن دکمه ای، کاری می کند که روغن از داخل ظرف به روی لوله اگزوز منتقل شود.»

مسیر قاچاق

آمارها نشان می دهد بیشتر مهاجران غیرقانونی به ایران، اتباع کشور افغانستان هستند. سرهنگ شرافتی با اشاره به اینکه مناطق مرزی استان سیستان و بلوچستان بسیار گسترده تر از استان خراسان است، می گوید: «کنترل و نظارت بر روی مرزها کار بسیار سخت و دشواری است اما خوشبختانه در چند سال اخیر با اقدامات بسیار خوب نیروی انتظامی این مرزها تحت کنترل قرار گرفته است اما باز هم قاچاقچیان انسان با این همه کنترل و نظارت اقدام به جابجایی اتباع خارجی می کنند.» از طرفی موقعیت جغرافیایی استان هم به این امر کمک می کند، چرا که اگر اتباع افغانی از خراسان قصد ورود به ایران را داشته باشند مسیرهای صعب العبور زیادی پیش رویشان قرار دارد، به همین خاطر با ورود به کشور پاکستان، خود را به مرزهای شمالی سیستان می رسانند و از آنجا توسط قاچاقچیان انسان از مرز سراوان عبور کرده و با سوار شدن به خودروهایی که بیشتر پژو 405 هستند وارد خاک ایران می شوند.»

رئیس پلیس راه شمال استان سیستان و بلوچستان ادامه می دهد: «مرز سراوان یکی از نقاطی است که قاچاقچیان از آنجا مبادرت به نقل و انتقال اتباع افغانی به داخل ایران می کنند اما مقصد نهایی آنها شهرهای بزرگی مثل اصفهان، شیراز، کرمان، بم و تهران است. در این میان برخی از قاچاقچیان هم برای وارد کردن مهاجران به خاک ایران، از مسیرهای جنوبی استان سیستان و بلوچستان مثل ایرانشهر استفاده می کنند که میزان قاچاق از این مناطق خیلی کمتر از سراوان است.»

پول بده

قاچاقچی ها هم برای هر مسیر قاچاق نرخ خاصی دارند؛ نرخی که بسته به شرایط متغیر است و مهاجران افاغنه هم که برای ورود به ایران و شروع یک زندگی جدید، پیه همه چیز را به تنشان مالیده اند، راهی جز پرداخت پول ندارند. سرهنگ شرافتی می گوید: «هزینه هایی که این اتباع برای ورود به ایران به قاچاقچیان انسان پرداخت می کنند بستگی به تعداد بازرسی های داخل مسیر، دوری یا نزدیکی مقصد دارد. مثلا اگر کسی بخواهد از مرز سراوان وارد ایران شودو مقصدش زاهدان باشد هزینه کمتری پرداخت می کند و اگر مقصدش شهرهایی مثل شیراز یا اصفهان باشد هزینه بیشتری را باید پرداخت کند. با اینحال مهمترین خطری که این افراد را تهدید می کند، نه رها شدن از سوی قاچاقچیان انسان و نه دستگیری از سوی پلیس ایران است. این افراد ممکن است سرنشین یکی از همین خودروهایی باشند که به خاطر سرعت زیاد در جاده های کشور تصادف می کنند و در این صورت مهمترین خطر برای آنها، خطر مرگ است.»

ما در ایران زندگی می کنیم و در فرهنگ ما، ازدواج انتخاب یک شریک برای زندگی نیست؛ بلکه انتخاب یک خانواده و یک قوم است. به همین دلیل است که خانواده نقی بسیار مهم را در آینده زندگی مشترک بازی می کند. گذشته از اینکه خانواده در کشور ما تاثیر بسیار زیادی بر زندگی مشترک می گذارد.

شاید باید پا را فراتر بگذاریم و بگوییم که این عنصر مهم، یعنی خانواده نقشی حیاتی در ازدواج دارد. در کشور ما خانواده ها هم می توانند یک رابطه به ظاهر عاشقانه را به ازدواجی پرتنش تبدیل کنند و هم برعکس از یک رابطه کاملا معمولی، زندگی موفقی بسازند. پختگی مرد و ویژگی های شخصیتی اعضای خانواده او (به ویژه مادر) میزان اهمیت این موضوع و تاثیرگذاری اش را می تواند تغییر دهد اما با تمام این اوصاف، نمی شود تاثیر خانواده بر آینده زندگی مشترک را نادیده گرفت.

راه سختی در پیش دارید

آنچه که در مورد تفاوت های خود و خانواده نامزدتان گفتید، می تواند بیانگر این موضوع باشد که میان شما تفاوت های جدی ساختاری وجود دارد. مسئله ای که مطرح می کنید؛ یعنی اختلاف بین خانواده ها، فقط محدود به موارد کوچک، در حد اختلاف سلیقه نیست. مسئله این است که شما و خانواده او، از لحاظ فرهنگی و مذهبی با هم سنخیت چندانی ندارید.

شاید وقتی رسما عروس آن خانواده شدید، با گوشزد کردن، کنایه، نگاه های معنادار و حتی تحت فشار گذاشتن همسرتان برای تغییر دادن شما تلاش کنند. آنچه بدیهی است، این است که شباهت بیشتر زوج در این موارد، احتمال ساختن زندگی موفق را بالا می برد و وجود تفاوت های گسترده غیرقابل حل، می تواند آرامش روانی شما و همسرتان را دستخوش نوسان کند.

به رفتارهای جزیی دقت کنید

گذشته از اینکه رفتار او در جمع خانواده و دوستان را باید زیر نظر بگیرید، به رفتارهای روزمره نامزدتان هم باید توجه کنید. او چطور رانندگی می کند؟ آیا در اوج خستگی و ترافیک، هنگامی که یک نفر راه او را می بندد، می تواند خشمش را کنترل کند یا خیر؟

با خانواده ها به سفر بروید

اهمیت مسافرت های کوتاه و همراه با خانواده نادیده نگیرید. در ملاقات های کوتاهی که با نامزدتان دارید، ممکن است او برای کنترل رفتارهایش تلاش زیادی به خرج دهد و بهترین حالت خودش را به شما نشان دهد اما در یک مسافرت چند روزه، امکان کنترل کردن رفتارها کمتر است و نامزد شما و خانواده اش، بیشتر خود واقعی شان را نشان خواهند داد.

یادتان نرود که همه آدم هادر بهترین شکل به جلسه خواستگاری می آیند اما همیشه به آراستگی و آرامش آن شب نخواهند بود. چند روز زندگی در کنار آنها باعث می شود که تحمل خود را هم در برخورد با خانواده او بسنجید. پس به یک مسافرت دسته جمعی بروید.

مستقل و مصمم باشید

در بسیاری مواقع در کنار اینکه می توانید حرمت خانواده را حفظ کنید، به آنها بقبولانید که زندگی مال شماست و خودتان می توانید آن را مدیریت کنید. نامزد شما سی ساله است. اتگر مردی جا افتاده و مستقلی از نظر مالی و تصمیم گیری باشد و اگر در مورد این موضوع اشراف داشته و نظری مشخص داشته باشد، بهتر می تواندش رایط و نیازهای شما را به خانواده اش توضیح دهد. در صورتی که نامزد شما نسبت به این انتخاب اطمینان دارد، باید در مقابل خانواده اش از این تصمیم دفاع کند. نامزدتان باید با گفتگو با خانواده و توضیح دلایلش، آنها را نسبت به درست بودن این تصمیم قانع کند.

لجبازی نکنید

به خانواده هایتان اطمینان دهید که تعصبی روی حرفتان ندارید. بگویید که فعلا در مرحله شناخت هستید و اگر دلیل محکمی ثابت کرد که در کنار هم خوشبخت نمی شوید، می توانید در مورد این رابطه تجدید نظر کنید.

جوش نیاورید

عصبانی نشوید. دلایلتان را با آرامش اما محکم و جدی بیان کنید و هنگام قانع کردن خانواده تان، از کوره در نروید. عصبانیت شما باعث خواهد شد که آنها به منطقی بودن تصمیم تان شکل کنند. از طرف دیگر سعی کنید در مقابل تندی خانواده تان بهترین واکنش را نشان دهید. واکنش درست شما در برابر عصبانیت خانواده تان، می تواند آرام آرام آتش این بحران را خاموش کند.

خانواده شما به مرور خواهد پذیرفت که همانطور که برای شما لباس انتخاب نمی کنند و نظر شما را در مورد پوشش تان نادیده نمی گیرند، در مورد موضوع بسیار مهمی چون ازدواج هم نمی توانند نظر شما را نادیده بگیرند. پس تا رسیدن به چنین باوری، هنگام مشاهده رفتار ناخوشایند آنها آرامش خود را حفظ کنید و بدون توهین محیط را ترک کنید.

از نظرتان دفاع کنید

با خانواده تان وارد جنگ کلامی نشوید اما اجازه ندهید که آنها هم به انتخاب شما توهین کنند و در مورد نامزدتان بدگویی کنند. با وجود احترام گذاشتن به بزرگترها، باید بتوانید از نامزد خود و تصمیمی که گرفته اید شجاعانه و محترمانه دفاع کنید. یادتان نرود که دیگران این رابطه را از زاویه دید شما می بینند و همانقدر که برای نامزدتان احترام قائل هستید به او احترام می گذارند.

به رخ دیگران بکشید

نه تنها در دوران نامزدی که بعد از ازدواج هم باید تلاش هایتان را برای به دست آوردن نظر مثبت خانواده ها ادامه دهید. در مقابل دیگران از همسرتان تعریف کنید و ویژگی های مثبتش را پررنگ کنید.اگر شما بتوانید احساس رضایت از تصمیمی را که گرفته اید به خانواده ها منتقل کنید، به مرور تنش های میان شما کمتر خواهد شد. عصبانی و هیجان زده نشوید و در عین حال روی حرف و خواسته خود بایستید.

بگویید چرا؟
اگر خانواده شما یا نامزدتان اصرار دارند که با فرد دیگری ازدواج کنید، گذشته از بیان دلایلی که باعث می شود نامزد فعلی تان را انتخاب کنید، دلایلی را که باعث می شود با آن فرد دیگر ازدواج نکنید هم مطرح کنید.

مشاوره را فراموش نکنید

اگر همسرتان نمی تواند با گفتگو خانواده اش را به این وصلت راضی کند، بهتر است از یک متخصص کمک بگیرید، چرا که فرد متخصص در جایگاه قدرت است و احتمال اینکه خانواده ها حرف او را بپذیرند بیشتر است. از طرفی همیشه طرفین یک دعوا به حرف و نظر نفر سوم به ویژه اگر در آن زمینه متخصص باشد بیشتر توجه می کنند.

برای آنکه همسرتان را بهتر بشناسید او را در آینه خانواده اش ببینید؛ پس دقت کنید

- ریشه همه ما خانواده است. پس هنگام انتخاب شریک زندگی تان این ریشه را نادیده نگیرید. ببینید که ارتباط نامزد شما با دیگر اعضای خانواده اش به چه شکل است و خواهر و برادرها یا پدر و مادر او چطور با هم برخورد می کنند.

- تصور نکنید که این روابط به زندگی شما ارتباطی ندارد. هر کدام از این موارد به ظاهر بی اهمیت در زندگی آینده شما و همسرتان می تواند به موضوعی بسیار مهم و حتی تهدیدکننده تبدیل شود.

- رفتار نامزدتان را در محیط کار و در گروه دوستان و آشنایان نادیده نگیرید.
 گرچه انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با سایر انقلاب​های قرن بیستم کمترین میزان خشونت را داشت اما شاهد رشد پدیده​ای به نام افراط گرایی در آن هستیم.

هر انقلابی یک دوره ترمیدور دارد. ترمیدور اصطلاحی است که از زمان انقلاب کبیر فرانسه در ادبیات علوم سیاسی راه یافته و به دوره​ای گفته می شود که خشونت​ها و ترورها پایان می​باید. در انقلاب اسلامی ایران همه چیز فرق می کرد. اولا در مقایسه با سایر انقلاب​ها دوره خشونت و ترور بسیار کوتاه​تر و آرام​تربود و از سوی دیگر به فاصله کمی از انقلاب یک جنگ فرسایشی خارجی به ایران تحمیل شد تا انقلابیون یک دشمن مشترک داشته باشند و کمتر به هم بپردازند. 

با این وجود یک چیز از دوره اول انقلاب به یادگار به دوره های بعدی انتقال پیدا کرد و آن افراطی گری بود. افراطی گری پدیده مشترک همه دولت​های پس از جنگ است. با این تفسیر دوره ترمیدور انقلاب اسلامی را باید دوره ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی بدانیم چرا که در این دوره شاهد کمترین حد از افراطی گری هستیم و کشور در یک آرامش نسبی به سر می​برد.

دولت سازندگی و کمترین میزان افراط گرایی

البته این به این معنا نیست که در دوره ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی هیچ حرکت افراطی رخ نداده باشد. به عنوان مثال در اواخر دوره دوم ریاست جمهوری ایشان برخی از طرفداران وی به دنبال تصویب طرحی در مجلس شورای اسلامی بودند که بتوانند هاشمی را برای سومین بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری بکنند که البته به سر انجام نرسید.

هاشمی اما بعد از ریاست جمهوری اش بیشتر با افراطی گری مواجه شد تا در زمان ریاستش. در دوره اصلاح طلبان و در زمانی که جریان قتل​های زنجیره​ای مطرح شد برخی چهر​ه​های افراطی بر او تاختند. بارزترین نمونه این افراطی​ها اکبر گنجی بود و کتاب " عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری​" اش بود. اما اوج حملات به او از انتخابات ریاست جمهوری نهم آغاز شد. اگر تا حدودی در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی​نژاد هجمه​ها علیه وی کمتر به رسانه​ها کشیده می​شد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88 این اختلافات علنی تر شد و حامیان احمدی​نژاد در تخریب شخصیت وی از هیچ کاری کوتاهی نکردند. اتهامات تنها منحصر در شخص او نبود بلکه خانواده هاشمی رفسنجانی کانون این اتهامات بودند.

ماهیت دوگانه دولت اصلاحات و افراط​گرایی دوگانه

افراطی گری در دوره اصلاحات شکل دیگری به خود گرفت. سید محمد خاتمی با شعار جامعه مدنی و توسعه سیاسی به ریاست قوه مجریه رسید. این دوره از تاریخ سیاسی ایران شکل تازه​ و متفاوتی با دوره ی پیش از این داشت. اگر تا پیش از این همه نهادهای حاکمیت ایران با هم همسو بودند در این دوره قوه اجرایی و در دوره​ای قوه مقننه به دست جناح چپ افتاد و سایر نهادها در دست جناح راست باقی ماند. به همین دلیل ماهیت دولت خاتمی ماهیت دوگانه و متضاد بود. از یک سو شکل و شمایلی حاکمیتی داشت و از سوی دیگر وجهه​ای اپوزیسیونی به خود گرفته بود. به همین ترتیب ماهیت گروه​های افراطی هم دوگانه بود. 

گروه​هایی که به دولت خاتمی فشار وارد می​کردند و گروه​هایی که از طریق دولت به سایر نهادها فشار وارد می آوردند. در نیتجه این فشارها اتفاقات زیادی در صحنه سیاسی کشور به وقوع پیوست. شاید مهمترین آن​ها ماجرا کوی دانشگاه تهران بود. در این ماجرا عده ای از دانشجویان در پی توقیف روزنامه سلام به اعتراض پرداختند و این اعتراض به خیابان هم کشیده شد. در مقابل عده​ای از نیروهای افراطی جناح راست که در دوره​های بعد به نیروهای خودسر موسوم شدند با ورود به کوی دانشگاه تهران به ضرب و شتم دانشجویان پرداختند.  اتفاق دیگری که در دوره اصلاحات افتاد  ماجرای قتل​های زنجیره​ای بود.

در این دوره همچنین جریان اصلاح​طلب یا دوم خردادی توانستند در انتخابات مجلس ششم اکثریت کرسی​های پارلمانی را به دست آورند. همین موضوع باعث برخی تنش​های دیگر نیز در صحنه سیاسی کشور شد. بارزترین نمونه آن تنشی بود که در جریان لایحه اصلاح قانون مطبوعات به وقوع پیوست که با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب به پایان رسید. 

در نهایت و در آستانه انتخابات مجلس هفتم و عدم احراز صلاحیت گسترده نیروهای اصلاح طلب جمع کثیری از نمایندگان مجلس ششم استعفا دادند که این خود یک اتفاق بزرگ در تاریخ انقلاب به شمار می رود. در تمام این دوران سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور سعی می​کرد آرامش را در فضای سیاسی کشور ایجاد کند. همین مشی او باعث شد که در اواخر دوره ریاست جمهوری وی عده ای از حامیان او شعار عبور از خاتمی را مطرح کردند.

دولت​های نهم و دهم و معنای جدید افراطی گری

دوره ریاست جمهوری محمود احمدی​نژاد معنای جدیدی به واژه افراطگرایی داد. اگر تا پیش از این گروه​های افراطی راست و چپ له یا علیه یک رئیس جمهور وارد عمل می​شدند در این دوره این خود رئیس جمهور بود که متهم به افراطی گری بود. افراطی گری در این دوره محدود به عرصه سیاسی نبود. سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد و فرهنگ همگی بهره​ای از افراط را داشتند. در سیاست خارجی  اظهار نظرهای عجیب و غریب رئیس جمهور درباره هلوکاست، قطعنامه​های شورای امنیت و مدیریت جهانی باعث اعمال انواع و اقسام تحریم​ها علیه ایران شد. در داخل و در درون دولت هم جریانی ظاهر شد که مورد حمایت رئیس جمهور بود حرکت​های افراطی نشان می​داد و بعدها به جریان انحرافی موسوم شدند. 

نمونه​های حرکت​های افراطی این گروه دم زدن از دوستی با مردم اسراییل و مکتب ایرانی در مقابل مکتب اسلام بود. این جریان بزرگترین بهانه مخالفان دولت برای هجمه علیه دولت و رئیس آن شد. مهمترین اتفاقی که در دوره دولت های نهم و دهم به وقوع پیوست اعتراضات و وقایعی بود که در پی اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم روی داد. میرحسین موسوی و مهدی کروبی نتیجه انتخابات را نپذیرفتند و حامیان آن​ها در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابان ها ریختند. طیفی از جریان راست مقصر اصلی حوادث پس از انتخابات را این دو نامزد ریاست جمهوری می دانستند. در مقابل خیلی​ها هم بر این باور بودند که مقصر اصلی این حوادث خود محمود احمدی​نژاد بود. به زعم این دسته اظهارات جنجالی و اتهاماتی که وی در جریان مناظره​های انتخاباتی علیه بسیاری از سران نظام مطرح کرد باعث بر انگیخته شدن بخشی از جامعه شد.

حتی پس از فروکش کردن اعتراضات خیابانی هم ماجرای افراطگرایی در دولت​های نهم و دهم پایان نیافت. جریان​های افراطی که در این دوره به خودسر موسوم شده بودند ، هر از گاهی حضور خود را در عرصه سیاسی و رسانه​ای کشور نشان می دادند. نمونه آن ها را می​توان در حادثه 22 بهمن ماه سال 91 در قم دید. در جریان مراسم بزرگذاشت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در قم عده​ای از نیروهای خودسر به سخنرانی علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی تعرض کردند و حتی به سمت وی لنگ کفش پرتاب کردند. پیش از آن نیز عده​ای سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی را در سالروز درگذشت امام خمینی را به هم ریختند.

همه این افراط گرایی​ها باعث شد تا مردم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم به نامزدی رای بدهند که شعار اعتدال می​داد. حسن روحانی با حمایت گسترده نیروهای معتدل دو جناح راست و چپ بر مسند قدرت نشست اما این به معنای پایان افراط گرایی نبود. اگرچه هنوز مدت زیادی از عمر دولت یازدهم نمی​گذرد اما در همین زمان کوتاه نیز ما شاهد برخی از افراطگرایی​ها بوده​ایم. نمونه این افراط گرایی را می توان در بازگشت روحانی از سفر به نیویورک مشاهده کرد. پس از بازگشت روحانی از سفر به نیویورک و سخنرانی در سازمان ملل عده​ای برای حمایت از مواضع وی به فرودگاه مهرآباد تهران رفتند. در مقابل عده​ای دیگر هم برای اعتراض به وقایعی که در این سفر به وقوع پیوسته بود به فرودگاه رفتند. در جریان این اتفاق لنگه کفشی به سوی رئیس جمهور جدید ایران پرتاب شد.

افراط گرایی در دولت اعتدال گرا

دولت روحانی با شعار اعتدال بر سرکار آمده است و سعی کرده است که در این چندماه اخیر آرامش را به فضای سیاسی کشور بازگرداند. با این وجود به نظر می​رسد همچنان گروه​هایی هستند که از این امر ناراضی هستند و این نارضایتی خود را در برخی از حرکات افراطی نشان می دهند. انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر انقلاب​های قرن بیستم کمترین میزان خشونت را داشته است اما به نظر می​رسد در ازای این، مسئله افراط و افراطی گری عنصر جدایی ناپذیر این انقلاب بوده است. اگر کسانی در اول انقلاب در لوای شعارهای انقلابی دست به اقداماتی افراطی نظیر کوتاه کردن موی بلند مردم یا رنگ کردن دستان کسانی که لباس آستین کوتاه می​پوشدند، می زدند امروز هم هنوز عده​ای با شعارهای افراطی اقدام پرتاب لنگه کفش می​کنند.

تکه‌های دانتل، یراق‌های گیپور و کمی خلاقیت

 قرار نیست همیشه انتخاب زیورآلات محدود باشد به طلا و جواهر و منتهی شود به قیمت‌های سرسام‌آور! شما به راحتی می‌توانید زیورآلاتی داشته باشید که در عین زیبایی متفاوتند، تکراری نیستند و مهم‌تر از همه ساخته دست خودتان. زیورآلات پیشنهادی ما، همه این ویژگی‌ها را با هم دارند به علاوه اینکه کاملا به روز هستند. همان‌طور که می‌دانید این روزها لباس‌های ساده با یقه‌های کارشده دوباره روی کار آمده‌اند!

دستبند فقط همین!

این هم یک دستبند که ترکیبی است از یک تکه پارچه دانتل، یک مهره‌شیشه‌ای و 2 حلقه ساده! تنها نکته‌ مهم در مورد ساخت آن هم اینکه وقت انتخاب سراغ تکه‌هایی بروید که بلندی آنها با سایز مچ‌تان هماهنگ باشد.

دست به قیچی شوید

برای ساختن این گردنبد سراغ یک یراق پهن بروید. یادتان باشد این مدل قرار است درست مثل یک گردنبند‌ طوقی شکل  دور گردن‌تان قرار بگیرد بنابراین در انتخاب طول مناسب دقت کنید. بعد یراق را از وسط و کاملا به طور قرینه 2 قسمت کنید. حالا باید دست به قیچی شوید  و تکه‌های اضافی یراق را طوری ببرید که قسمت جلویی پهن و تکه‌های پشتی آن باریک‌تر باشد.  فقط می‌ماند یک مهره برای وسط گردنبد و یک بست ظریف فلزی!


یک نوار زیبا!

این بار باید کمی وقت بگذارید و یک نوار دانتل یک تکه و اتفاقا زیبا پیدا کنید آن هم به شرط اینکه دانتل انتخابی شما یک طرح مرکزی داشته باشد. حالا به یک مهره ترجیحا مروارید نیاز دارید و یک قفل ظریف!

به همین سادگی!

برای ساخت یک گردنبد بلند که روی لباس یقه‌ايستاده​تان می‌افتد باید یک تکه دانتل بلند را در نظر بگیريد، یک مهره بزرگ به رنگ دلخواه‌تان، تعدادی مونجوق و یک روبان ساده بلند به همان رنگ. بعد به همین سادگی که در تصویر می‌بینید شروع کنید به ساختن!

یک حلقه دانتل!

این بار 2 تکه قرینه از یک یراق گیپور را انتخاب کنید. بهتر است نوارها را بلند در نظر بگیرید. دقت کنید که این گردنبند باید کاملا دور گردن‌تان جا بگیرد. با استفاده از یک مهره یا مروارید آنها را به هم وصل کنید. حالا به یک زنجیر ظریف نیاز دارید که پشت گردن‌تان قرار می‌گیرد. می‌توانید چند تکه از این زنجیر را هم به مهره جلوی گردنبند آویزان کنید!

یقه کار شده!

این هم یک مدل متفاوت که می‌تواند نقش یقه شومیز شما را بازی کند. برای ساختن آن هم فقط باید نوار دانتل انتخابی‌تان را طوری برش بدهید که اختلاف عرض داشته باشد و کاملا گوشه‌دار. در مورد زنجیر و حلقه‌های تزئینی هم که فقط باید کمی سلیقه به خرج بدهید!

قلب دانتل!

در مورد گوشواره هم فقط باید به 2 تکه دانتل یک شکل فکر کنید. تکه‌های اضافی را از آن جدا کنید و اجازه بدهید فقط گل اصلی دانتل باقی بماند. بعد هم بروید سراغ حلقه‌های ظریفی که انتخاب کرده‌اید!

فضولی، کنجکاوی یا هر اسمی که رویش بگذارید، از آن حس هایی است که همه تجربه می کنند، بعضی بیشتر، بعضی کمتر! از آنجا که معمولا یاد می گیریم فضولی کار خوبی نست، خیلی با این حس خودمان مبارزه می کنیم، برای مثال توی دلمان به خودمان می گوییم: «آخه به تو چه؟» ولی فضولی همیشه هم بد نیست. بعضی وقت ها اصلا باید فضولی کرد. اگر مثل خیلی ها دائم با حس فضولی خودتان درگیرید.

نزدیک ظهر بود که بالاخره رسیدم به دفتر. از بس عجله کرده بودم فرصت نکرده بودم لباس مرتبی انتخاب کنم و به قیافه ام هم برسم. داشتم برگه های روی میز را ورق می زدم که باز سر و کله خانم فضول دفتر پیدا شد؛ «دیر رسیدی خانوم، کجا بودی؟» با لبخند زورکی جواب دادم: «کار اداری داشتم.» پرسید: «چرا اینقدر آشفته ای؟ نکته خواب موندی؟ ندیدم بیای بری آشپزخونه، باز بی ناهار موندی؟» همکارم را دیدم که از پشت میزش می خواست به من بفهماند که جوابش را ندهم.

در دلم گفتم: «رییس که برگه مرخصی را امضا کرد اندازه این نپرسید کجا بودی!» خیلی جلوی خودم را گرفتم که جواب ندهم. از رو نرفت. بعد از چند دقیقه منتظر ماندن، بالاخره آسانسور رسید. خوشبختانه خلوت بود. طبقه بعدی نمی دانم چه خبر بود که همه به جز یک پیرمرد پیاده شدند. همین که در آسانسور بسته شد، احساس کردم پیرمرد در خودش مچاله می شود. البته سرپا ایستاده بود و چیزی نگفت. خواستم بپرسم حالتان خوبه؟ آن وقت چی فکر می کرد؟ که من از توی آینه زل زدم و رفتار او را چک می کنم. پیشانی اش را گذاشت روی دستش. خب شاید از چیزی ناراحت باشد و نخواهد درباره اش حرف بزند. به خودم گفتم به تو مربوط نیست، کمک لازم داشته باشد خودش می گوید. بعد یادم آمد افراد وقتی دچار حمله می شوند شاید خودشان هم متوجه نشوند. حس دودلی خیلی بدی بود. تا آمدم تصمیم بگیرم، آسانسور ایستاد. صبر کردم اول پیرمرد پیاده شود. پایش را که گذاشت بیرون از آسانسور، روی زمین ولو شد و چند نفر دویدند سمتش. چپ چپ به من نگاه می کردند. اتحساس کردم به نظرشان سردترین و بی تفاوت ترین آدم روی زمین می رسم. واقعا چرا زودتر کاری نکردم؟ اگر دیر شده باشد چه؟

فضولی ذاتی است یا یادگرفتنی؟

فضولی یا کنجکاوی، در واقع یک احساس ذاتی درونی است که آن را به وفور دریچه های کم سن و سال می بینید. همه دوست دارند از آنچه نمی دانند سر دربیاورند. بچه ها هر سوالی ممکن است بپرسند یا به هر چیزی سرک می کشند اما به مرور زمان، قوانین زندگی اجتماعی را یاد می گیریم، حریم خصوصی را درک می کنیم و زندگی خودمان هم جهت دارتر می شود؛ یعنی سعی می کنیم انرژی و وقت مان را صرف چیزهایی کنیم که به هدفمان بیشتر مربوط است. در نتیجه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر یاد می گیریم که بیش از اندازه ای که اجتماع و خانواده برایمان تعریف کرده اند، کنجکاوی نکنیم.

از همین تعریف معلوم است که بسته به سبک زندگی خانواده و فرهنگ جامعه، حد فضولی متفاوت است. برای مثال در بعضی فرهنگ ها، اینکه از کسی بپرسی چقدر درآمد دارد خیلی عادی است اما در بعضی فرهنگ ها فضولی و رفتاری زننده است.

مرز باریک خبر گرفتن از یکدیگر و فضولی

در عین اینکه هر روز با مدرنتر شدن زندگی، فضولی را ناپسندیده تر می دانیم، بیشتر و بیشتر هم درگیر شبکه های اجتماعی می شویم که حریم خصوصی خیلی در آنها معنایی ندارد. واقعا دو دلی سختی است که آدم دائم و هر روز دچارش می شود: اگر نپرسم، می گویند صمیمی نیست، برایش مهم نیست، توجه نمی کند و ... اگر بپرسم، فکر می کنند من آدم فضولی هستم، جواب سربالا می دهند، سرسنگین جواب می دهند و ...

در واقع فقط کسی که می خواهد بپرسد بلاتکلیف نیست، کسی که می خواهد جواب بدهد هم گاهی نمی داند به این سوال باید صمیمانه و راحت جواب بدهد یا طوری به طرفش بفهماند که وارد حریم خصوصی من نشو! همین بلاتکلیفی در به اشتراک گذاشتن اطلاعات در دنیای مجازی هم دیده می شود. در نهایت شاید کاربردی ترین جواب این باشد که قانون کلی وجود ندارد.
بسته به فرد، نوع رابطه و موقعیت، تعریف صمیمیت و فضولی می تواند مرتبط باشد. پس قبل از هر چیزی باید سطح دوستی و ارتباطت را معلوم کرد.

چرا سوالات بعضی ها انگار فضولی نیست؟

تعریف فضولی به نوع شخصیت هم ربط دارد. بعضی ها خیلی برونگرا و پرشور و پرهیجانند، همه جا با سروصدا همه چیز را اعلام می کنند و خیلی هم با هیجان حرف می زنند. این افراد معمولا وقتی سوالی می کنند، زیاد به بقیه احساس فضولی کردن نمی دهند. شاید چون خودشان هم چنین تصویری ندارند اما برعکس آدم هایی که خیلی آرام و منطقی به نظر می رسند و بی دلیل حرف نمی زنند، اگر همان سوال را بکنند، هم خودشان عذاب وجدان فضولی کردن می گیرند، هم به بقیه این حس را منتقل می کنند که این سوال سوالی معمول برای پرسیدن نبود. پس اگر آدم فضولی هستید، سعی کنید شلوغ و پرهیاهو و شاد هم باشید!

شاعری به نام فضولی

ملا محمد بن سلیمان بغدادی (1556-1483) از شاعران سده دهم هجری است. او در بغداد پرورش یافت. او سه زبان ترکی، فارسی و عربی را می دانست و به هر سه زبان هم شعر سروده است اما چرا تخلص «فضولی» را انتخاب کرده؟ او این تخلص را به معنای عربی آن به کار می برد؛ یعنی «زبان دراز و مداخله کننده در کاری که به او مربوط نیست». در مقدمه دیوان اشعارش به زبان فارسی می گوید: «خیال کردم اگر تخلص مشترک اختیار نمایم در انتساب نظم بر من حیف رود. اگر مغلوب باشم و بر شریک ظلم شود اگر غالب آیم. فضولی تخلص کردم و از تشویش ستم شریکان پناه به جانب تخلص بردم و دانستم که این لقب مقبول طبع کسی نخواهد افتاد که بیم شریک او به من تشویشی نتواند داد.»

7 گام مدیریت فضولی

1- احساس فضولی تان را کشف کنید

اگر بی قرار شدید چیزی را بدانید، با خودتان روراست باشید و بپذیرید که دارید فضولی می کنید و می خواهید اطلاعاتی را بدانید که مربوط به حریم شما نیست.

2- احساس فضولی تان را بپذیرد

خیلی ها به محض اینکه حس می کنند قرار است فضولی کنند، مثل والدینی که سر بچه شان فریاد می کشند، شروع می کنند در ذهن شان سر خودشان داد زدن، که چرا فضولی می کنی؟ به تو مربوط نیست و ... بنابراین احساس فضولی تان را بپذیرد. برای اینکه بتوانید تصمیم درستی بگیرد، نباید با خودتان مشاجره درونی کنید. زیرا بر رفتار بیرونی تان اثر می گذارد. آن وقت ممکن است زیادی ساکت شوید؛ طوری که در آن جمع خیلی از سوال کردنتان بدتر باشد!

3- حواستان به زبان بدنتان باشد

رفتارها گاهی بیشتر از زبان نشان می دهند که در فکرتان چه می گذرد. زل زدن از آن رفتارهایی است که موقع فضولی خیلی خودش را نشان می دهد.اگر هنوز مشغول ارزیابی هستید، یا اینکه قصد ندارید فضول به نظر برسید، مراقب مدل نشستن و نگاهتان باشید. بهتر است خودتان را به کار دیگری سرگرم کنید. اگر مشغول صحبت با دیگری شدید، هی برنگردید و سوژه فضولی تان را برانداز کنید!

4- موقعیت را بررسی کنید

وقتی توانستید احساس فضولی خودتان را به رسمیت بشناسید، می توانیدبه ارزیابی موقعیت بپردازید. آیا این نوع سوال ها در این جمع مرسوم است؟ آنچه می خواهید بپرسید خیلی شخصی و خصوصی است؟ می توانیدفرض کنید اگر کسی در همین جمع همین موضوع را از شما سوال کند، شما چه احساسی خواهید داشت. اگر رنجیده می شوید، یا بهتان برمی خورد، شما هم نباید بپرسید. همه مثل شما نیستند، پس کمی هم باید به شناختی که از فرد مورد نظر دارید، رجوع کنید.

5- میزان مفید بودن خود را ارزیابی کنید

گاهی موقعیت بین فردی است. برای مثال دو نفر بحث می کنند، در این موارد باید از خودتان بپرسید که مداخله شما چه کمکی می تواند بکند. آیا شرایط را بهتر می کند؟ مداخله شما همه چیز را علنی می کندیا باعث دلخوری می شود؟ اگر آنقدرها مفید نیست، از کنجکاوی زیاد و زل زدن به آنها بپرهیزید و حتی جایتان را هم عوض کنید. مگر اینکه حس کنید خطری در این بحث ها هست که بهتر است در همین نزدیکی باشید!

6- موارد اضطراری را سریع شناسایی کنید

در مواردی عدم مداخله دیگری می تواند سلامت و زندگی یک نفر را به خطر بیندازد. برای مثال وقتی کسی حالش خوب نیست، وقتی دو نفر مشغول دعوا هستند، یا وقتی کسی آنقدر خشمگین است که کنترل رفتارش را از دست داده است، یا ... در این موارد، حتی فکر فضولی را هم نکنید. پای سلامتی یا حتی جان یک انسان در میان است. هر کاری از دست تان برمی آید انجام دهید؛ البته زیاده روی نکنید.

7- بیان و زبان بدن مناسب داشته باشید

اگر با صدای آهسته، با سر خم شده یا دهان کج شده سوال کنید؛ یعنی خودتان هم قبول دارید که در حال فضولی هستید، سریع به دیگری هم این احساس را منتقل می کنید. در عوض اگر خیلی معمولی بایستد، دستانتان از هم باز باشند، احساس راحتی داشته باشید، لبخند بزنید و حتی اگر خیلی صمیمی هستید، چشمگی بزنید، طرف مقابل احساس راحتی می کندو ممکن است بیشتر نیاز فضولی تان برطرف شود!

شاید برایتان پیش آمده است تا عاشق مردی بشوید که او را چند بار ملاقات کرده اید و دوست دارید بدانید آیا او نیز همین حس را به شما دارد؟ آیا دوست دارید در نظر او زیبا، جالب، باهوش و مهربان جلوه کنید تا عاشقتان شود؟ اگر این طور است، باید روی مسایلی تمرکز کنید که مردها بسیار دوست دارند. 

عشق علاوه بر اینکه کاملا قلبی و احساسی است، دلیل منطقی نیز می طلبد. برای عاشق بودن علاوه بر خوب بودن، باید درک بالایی هم داشته باشید تا نیازهای معشوق را تشخیص دهید و در زمان مناسب به آنها رسیدگی کنید. عشق مراقبت می خواهد. اما هستند کارهای ساده ای که باعث ایجاد علاقه در دل طرف مقابل می شوند.

1. هرگز به مردان بیش از آنچه آنها به شما توجه می کنند، توجه نکنید

برای اینکه بتوانید عشق و محبت یک مرد را برای همیشه برای خود داشته باشید مستلزم این است که شما هم از او عشق دریافت کنید. بسیاری از زنان تصور می کنند هر چه بیشتر به یک مرد توجه کنند و نیازهای کوچک و بزرگ او را برآورده کنند، بیشتر در دل او جای خواهند داشت. از آنجا که این کار را بیشتر جامعه زنان در دنیا انجام می دهند، زنان تصور می کنند این مسیر درست است و تخت‌گاز به سمت انتهایی که نمی دانند چیست می تازند. اما هر چه بیشتر در عمق این روش می روند، بیشتر آسیب‌پذیر می شوند و کمتر عشق دریافت می کنند. 

مردها وقتی بیشتر از آنچه به شما می دهند از شما دریافت کنند، دلزده می شوند. خاموش می شوند و ممکن است روش رفتاری خود را تغییر دهند. هنگامی که یک مرد دایما با حجم زیادی توجه، نگرانی، کادو، علاقه، قربان‌صدقه، آماده بودن غذا و تمیز بودن خانه و .... مواجه می شود احساسش به شما عوض خواهد شد. او شما را همچون مادری می بیند که دایما مراقب فرزند خود است تا چیزی کم نداشته باشد. این همه توجه و زحمتی که شما می کشید هرگز به چشمش نخواهد آمد و نمی تواند برای آنها به شما عشق بیشتری بدهد.

برخلاف تصور زنان، توجهات بیش از اندازه نه تنها باعث افزایش علاقه مردان به زنان نمی شود که درست برعکس، احساسات عاشقانه آنها را از بین می برد. مردها به واسطه قوی تر دانستن خود بیشتر دوست دارند دهنده باشند تا گیرنده. آنها می خواهند آنها باشند که نیازهای زن را تامین می کنند. وقتی زن همه کار را انجام دهد، مردها نقش خود را بسیار کمرنگ می بینند و تصور می کنند آن جذبه مردانه را ندارند و این باعث می شود تا زنی که این حس را در آنها به وجود آورده است را دوست نداشته باشند.

2. اگر هنوز با هم ازدواج نکرده اید، به او خیلی اختیار ندهید

بیشتر زنان وقتی وارد رابطه با مرد دلخواه خود می شوند، همه فکر و احساس خود را برای او سرمایه گذاری می کنند. همین باعث می شود تا هیچ گاه متوجه نشوند رابطه کنونی آنها در چه شرایطی قرار دارد و قرار است به کجا برسد. هر چه بیشتر در مورد رابطه خود با مردتان حرف بزنید، او را بیشتر از خود دور خواهید کرد. 

اگر این طور به رابطه نگاه کنید، راحت تر می توانید برای انتخاب گزینه های مختلف ذهن خود را باز بگذارید. به جای اینکه مرد خود را تهدید کنید یا با او اتمام‌حجت کنید که حتما این رابطه را به سرانجام برساند وگرنه شما به خواستگارتان جواب مثبت می دهید، چشمان خود را باز کنید تا مردان دیگر را نیز ببینید. 

ملاقات کردن با مردهای دیگر که طالب ازدواج با چشم هستند نه تنها بد نیست که برای آینده شما بهتر هم هست. می توانید از میان انسان های مختلف، فردی را انتخاب کنید که وافعا ارزشش را دارد. خود را به یک مرد و یک رابطه محدود نکنید تا او نیز اگر نخواست تعهدی را قبول کند، شما سرخورده شوید.  

3. برای او غذا درست نکنید، برایش کادو نخرید و هزینه رستوران و تفریحات را پرداخت نکنید

بله، این کار به نظر بسیار غیرمنصفانه است اما کسی که هزینه رستوران و ... را پرداخت می کند باید میان دوستی و وقت گذرانی با یک دوست معمولی و قرار گذاشتن با یک زن را فرق بگذارد. اگر مرد از اینکه همیشه هزینه ها را او پرداخت می کند به شما شکایت کرد، به او بگویید برایتان مهم نیست او خرج های سنگین انجام دهد، شما فقط دوست دارید در کنار او باشید و می توان این با هم بودن را بدون هزینه پول هم انجام داد. به طور مثال، با هم در خیابان یا فضای سبز قدم بزنید، به کتابخانه بروید، پیک نیک بروید و ... کارهای زیادی وجود دارند که با صرف کمترین هزینه می توان لحظه های شادی را رقم زد. 

اما مراقب باشید برای مثلا پیک نیک رفتن شما غذایی درست نکنید. از بیرون یک خوراکی ساده و ارزان بگیرید و در کنار هم در پارک آن را میل کنید و از بودن در کنار هم لذت ببرید. اگر بی جهت به یک مرد هدیه بدهید در واقع همه توجه و انرژی خود را برای او صرف کرده اید. این معنای خوبی ندارد. در این حالت بیش از اندازه توجه نشان داده اید. این از حس های مردانه ای است که در وجود زنان است هست. این مساله برخلاف تصور شما اصلا برای یک مرد جالب نیست.

لوکس‌ترین سالن های زیبایی کجاست؟

صاحبان آرایشگاه های درجه یک جهان علاوه بر کیفیت خدمات، امکانات رفاهی و راحتی فضای آرایشگاه را از دلایل اصلی موفقیت خود می دانند.

آرایشگاه های درجه یک جهان چه ویژگی هایی دارند؟ آیا ظاهر آرایشگاه باید خیلی شیک باشد یا همین که اصول بهداشتی رعایت شود کفایت می کند؟ یک آرایشگاه باید چه بخش هایی داشته باشد؟ با شیک ترین آرایشگاه های دنیا بیشتر آشنا شوید.

آرایشگاه دیوید لیتون؛ برلین، آلمان / berlin david layton

فضای داخلی آرایشگاه دیوید لیتون پر از هیجان، انرژی مثبت و شور و صفاست. فضایی کاریزماتیکی که باعث می شود دیدی تازه نسبت به زیبایی طبیعی پیدا کنید. آرایشگران این موسسه، زیبایی درونی تان را بیرون می کشند؛ حتی اگر خودتان از وجودش بی خبر باشید.


آرایشگاه لامیسون راجر؛ بروکسل، بلژیک / la maison roger brussels

موسسه ای با کلاس که از سال 1935 یک روز هم تعطیل نشده است. فرقی ندارد کی هستید؛ نوجوان، هنرمند، تاجر، سیاستمدار، بازیگر و ... کارکنان باتجربه آرایشگاه راجر کاری می کنند که در کانون توجه قرار بگیرد. فضای آرام و چیدمان بی نظیرش به محض ورود کاری می کنند که هوس کنید تعطیلات تان را در آنجا بگذرانید.


آرایشگاه کریستف روبین؛ پاریس، فرانسه / Christophe Robin - paris

مگر می شود درباره لوکس ترین ها صحبت کرد ولی از پاریس حرفی به میان نیاورد؟ پاریس به جز موزه و هتل های پنج ستاره، آرایشگاه های پنج ستاره نیز دارد. حال فکر کنید آرایشگاه متعلق به یک هنرمند، طراح، عکاس و نقاش خوش ذوق یعنی کریستف روبین باشد. این آرایشگاه در طبقه اول هتل لاموریس قرار دارد و فضایی شیک و مدرن اما هنری دارد. روبین با توجه به ذوق هنری اش فضای داخلی را با استفاده هوشمندانه از کنتراست نور و رنگ طراحی کرده است.

 سقفی که کامل نقاشی شده، دکوراسیون هنرمندانه، فضایی باز و آرامش بخش، کارکنان ماهر و تمام امکانات مورد نیاز، حتی یک بار مراجعه به این آرایشگاه را تبدیل به خاطره ای فراموش نشدنی می کند. 


آرایشگاه روبروتو دی آنتونیو؛ رم، ایتالیا / roberto di antonio

در سراسر ایتالیا شعبه دارد ولی شعبه دومش در رم چیز دیگری است. این آرایشگاه مسئول آرایش و پیرایش مهمانان عروسی تام کروز در ایتالیا بوده است.


آرایشگاه پتروس گلیفادا؛ آتن، یونان / petros glyfada athen

آرایشگاهی زیبا و مدرن در بهترین نقطه آتن که به دلیل داشتن بهترین آرایشگران دنیا معروف است؛ مهارتی که سابقه اش به یونان باستان می رسد.


آرایشگاه کایرو؛ فلورانس، ایتالیا / cairo hair salon in florence

همه چیزش زیباست، حتی خیابانی که داخل آن قرار دارد. آرایشگران این مرکز در کار خود بهترینند و موهایتان را درست مطابق چهره تان درست می کنند، بدون ذره ای خطا. مهارت، دانش و عشق به کار کارکنانش حتی سختگیرترین مشتریان را راضی به خانه می فرستد. تجهیزات پیشرفته اش هم جای هیچ بحثی را باقی نمی گذارد.


آرایشگاه آلتو سنوسو؛ مسکو، روسیه / alto senso in moscow

به محض وارد شدن مبهوتش می شوید؛ شکوه، زیبایی، هنر، ظرافت و اعتماد، اولین تاثیر آرایشگاه آلتو سنسو روی شماست. این تازه اولش است چون موقع خروج احساس رضایتمندی هم اضافه می شود. اصلا معنی اسمش هم همین است «حس فوق العاده» که البته ریشه یونانی دارد، چون فضای داخلی آن با گل های طبیعی سفید تزئین شده است که هر روز نو می شوند. کارکنان این مرکز در معتبرترین آموزشگاه های جهان آموزش دیده اندو به این معروفند که زیبایی درونی را به زیبایی بیرونی پیوند می دهند.


آرایشگاه کلوس؛ بوداپست، مجارستان / Close  budapest

اسمش را همینطور و بدون منظور کلوس نگذاشته اند. کلوس یا نزدیک واقعا به ارتباط نزدیک آرایشگران و مشتریان آرایشگاه کلوس اشاره دارد که انگار قرن هاست با هم آشنا هستند. این آرایشگاه به این معروف است که امکان ندارد حتی یک مشتری ناراضی از آنجات بیرون برود، چون همه چیز در عالی ترین سطح قرار دارد. فضای آرام و راحت این آرایشگاه با بهترین استراحتگاه های تفریحی برابری می کند. این آرایشگاه همکاری نزدیکی با معتبرترین مجلات تناسب اندام و زیبایی دنیا و همچنین برندهای معروف پوست و مو دارد و حتی چند آگهی بازرگانی مهم آنها نیز داخل خود آرایشگاه فیلمبرداری شده است.


آرایشگاه باربارادیلی؛ لیورپول، انگلستان / Barbara Daley Liverpool

یکی از زیباترین ساختمان های لیورپول با نمایی که کل شهر در آن دیده می شود، فقط یک معنی می دهد؛ آرایشگاه باربارا دیلی. این موسسه در تمام فهرست های برترین آرایشگاه های جهان حضور دارد. باکیفیت ترین خدمات در کنار فضای آرام باعث می شود آدم بخواهد گوشه ای لم دهد و برای مدتی بی خیال دنیا شود.


آرایشگاه مونچومورنو؛ مادرید، اسپانیا / monchomoreno madrid 

آرایشگاهی لوکس و زیبا واقع در قلب مادرید که حرفه ای ترین و بهترین آرایشگرهای دنیا را در کنار همه امکانات مورد نیاز در خود جمع کرده است. آخرین فناوری های مراقبت از پوست و مو در این مرکز ارائه می شود تا هیچ کم و کسری نداشته باشید. فکر می کنید حوصله تان سر می رود؟ تا نوبت تان شود می توانید از کتابخانه و آرشیو بزرگ مجلاتش استفاده کنید و بهترین و خوشمزه ترین نوشیدنی های محلی را که از میوه های درجه یک تهیه شده اند بنوشید. فضای اصلی هم با شمع های روشن تزئین شده؛ صحنه ای که به رویا بیشتر شبیه است.


آرایشگاه وی لانژ؛ استکلهم، سوئد / vi Lanzh Stockholm

در آرایشگاه وی لانژ، هنر و فناوری با هم یکی شده اند. فضایی که هارمونی درآنموج می زند در کنار کارکنان خلاق و ماهر، کاری می کند که دیگر دوست ندارید پس از پایان کارتان از آنجا خارج شوید. اگرچه سلیقه خودتان حرف ندارد اما کارکنان آنجا چنان مدل هایی برای موهایتان پیشنهاد می دهند که نمی توانید ردشان کنید.

در سبک پوشش اول اصول و قواعد یک ظاهر زمستاني حکمرانی می‌کند، آن هم وقتی قرار است با شکل و شمایلی رسمی‌تر در جامعه ظاهر شویم و در سبک پوشش دوم هدف رسیدن به ظاهری کاربردی‌تر و مناسب برای استفاده‌های روزمره است البته با در نظر گرفتن یک شرط مشترک در هر دو پوشش، آن هم اینکه چطور خوش‌لباس‌ترین بانوی زمستان 92 باشیم.

هارمونی زمستانی

-  لونالون این ترکیب را بر پایه تناژهایی از رنگ کرم و قهوه‌ای انتخاب کرده است؛  طیف رنگی مناسب و کاربردی برای فصل زمستان و اتفاقا مورد پسند اغلب خانم‌ها.

-  مخمل یکی از پارچه‌های اصلی پیشنهادی طراحان مطرح جهانی برای پوشش‌های زمستانی در زمستان 2014،2013 است. پالتوی پیشنهادی هم برای همراهی با این اتفاق و هماهنگی با سبک پوشش مطرح جهانی پالتویی از جنس مخمل با طرح پوست ماری است.

-   انتخاب پارچه‌ای مخمل با طرح پوست ماری علاوه بر هماهنگی با سبک پوشش جهانی حتی بدون در نظر گرفتن نوع ‌برش‌ها و فرم نهایی طراحی، ظاهری کاملا رسمی به پالتو داده است اما در عین حال فرم یقه (یقه انگلیسی بزرگ)، برش کمر و ... همه از فاکتورهایی است که به هرچه رسمی‌تر شدن فرم نهایی این پالتو کمک می‌کند.

-   همان‌طور که از یک پالتوی مناسب برای حاضر شدن در قرارهای رسمی انتظار می‌رود، برش‌های این مدل در قسمت بالاتنه کاملا جذب طراحی ‌شده‌اند اما این برش‌ها در قسمت کمر به پایین کمی آزاد می‌شوند و یک برش فون را تداعی می‌کنند. مغزی‌دوزی‌های مانتو و دکمه‌های مخمل کبریتی که با رنگ اصل پارچه هماهنگ هستند همه نشان از رسمی بودن این پالتو دارند.

-   گروه لونالون در این ترکیب سراغ روسری رفته است چرا که انتخاب روسری ضمن هماهنگی بیشتر با این سبک پوشش بر رسمی بودن کار هم تاکید می‌کند.

-   استفاده از دستکش چرم ضمن زیباتر نشان دادن این سبک پوشش یک انتخاب کاربردی برای روزهای سرد زمستانی است.

-   کفش پیشنهادی در این ترکیب یک کفش نیم‌ساق از جنس جیر ‌و لژدار با پاشنه‌ای پهن است؛ مدلی کاملا به روز و پیشنهاد اغلب طراحان مطرح جهانی برای زمستان امسال.

-   کیف چرم صندوقی با دسته‌های کوتاه هم پیشنهاد دیگری است که به رسمی و در عین حال به روز بودن این ترکیب کمک می‌کند. این کیف ترکیبی از دو رنگ قهوه‌ای تیره و روشن است که با کفش کرم و شلوار قهوه‌ای که پیشنهاد شده است، ترکیب هماهنگ و چشم‌نوازی ایجاد کرده است.

رنگ‌هایی گرم در زمستانی سرد!

این ترکیب یک ترکیب زمستانه است و همان‌طور که قبلا هم اشاره شد، برای استفاده‌ روزمره تعریف شده است اما همان‌طور که می‌بینید در شکل و شمایلی کاملا متفاوت از تصویری که ما از یک پوشش معمول زمستانه در ذهنمان داریم! محور اصلی این ترکیب استفاده از تنوع رنگی در پوشش است. گروه لونالون در ترکیب رنگ‌های پیشنهادی سراغ رنگ‌هایی هماهنگ با فصل زمستان رفته است البته با در نظر گرفتن قواعدی چون هماهنگ بودن رنگ‌های انتخابی با رنگ پوست و ... به عنوان معیارهای اصلی انتخاب. در نهایت باید گفت در این سبک پوشش ترکیب رنگ اتفاق اصلی است.

-   این مانتو یک مانتوی زمستانه است و به خاطر تنه آزاد و آستین‌های کاملا گشادی که دارد یک مدل مصرفی و در عین حال بسیار راحت برای استفاده‌ روزمره است.

-    در طراحی این مدل همان‌طور که از برش‌های آزاد و آستین‌های گشاد آن پیداست از پوشش‌های بانوان شرقی الهام گرفته شده است.

-   این مدل ترکیبی است از 2 رنگ نارنجی البته از نوع پررنگ و لعابش و رنگ آبی. بدنه اصلی مانتو که به رنگ نارنجی انتخاب شده نوعی پارچه پشمی است که ضمن هماهنگی ظاهری با فصل، گرمای لازم برای در امان ماندن از سرمای روزهای زمستانی را هم دارد. خرج کار آن هم که در حقیقت اتفاق اصلی در طراحی این مدل است نوعی پارچه دانتل با گل‌های مخمل است و به رنگ آبی است. لازم به یادآوری است که استفاده از پارچه‌های مخمل و دانتل‌های کار شده یکی از ایده‌های اصلی در طراحی‌های جهانی در پاییز و زمستان 2013 بوده و هست بنابراین با انتخاب این سبک در زمستان 92 می‌توانید متفاوت و کاملا به روز بپوشید.

-   شال پیشنهادی در این ترکیب یک شال زمستانه به رنگ زرد است که علاوه بر هماهنگی با ترکیب رنگ مانتو با سن و سال هم کاملا سازگار است.

-   کیف پیشنهادی در این ترکیب هم برای هماهنگی بیشتر و ایجاد هارمونی با رنگ‌های استفاده شده در کار همچنان به رنگ زرد انتخاب شده است.

-   ترکیب رنگ آبی، نارنجی در این مدل و رنگ زردی که برای کیف و شال در نظر گرفته شده، باعث شده در نهایت ویژگی اصلی این سبک پوشش که پیشنهاد گروه لونالون برای متفاوت ظاهر شدن در روزهای سرد زمستانی است، ترکیب رنگ زنده آن باشد. ترکیب رنگی گرم که در روزهای سرد زمستان نشان از گرما و نشاط رنگ‌های طبيعت پاییز دارد.

همان‌طور كه می‌دانید یكی از دلایل اینكه وفاداری سخت می‌شود كم شدن علاقه و عشق بین همسران است. حال برای اینكه وفاداری در زندگی مشترك را بیشتر كنیم به توصیه‌های زیر توجه کنید:

خاطرات گذشته را فراموش كنید

امروزه به دلیل اهمیت بیشتر به جوان‌ها و دادن حق انتخاب برای انتخاب همسر به دختران و پسران ممكن است كه هر كدام از زن و شوهرها قبل از ازدواج، گزینه‌های دیگری برای این امر داشته‌ باشند كه به هر دلیلی به ازدواج ختم نشده است. خاطرات گذشته جزء جدانشدنی در حافظه هر انسانی است اما گاهی این خاطرات ممكن است انسان را آزار دهد یا ذهنش را از مسیر اصلی زندگی منحرف كند. رابطه این خاطرات با وفاداری به این شرح است كه وقتی شما به هر دلیلی از زندگی مشترك‌تان دلتنگ یا عصبی می‌شوید، ناخودآگاه به مرور گذشته می‌پردازید و ممكن است زندگی فعلی‌تان را با زندگی در كنار افرادی كه در گذشته شما بوده‌اند، مقایسه كنید و همین مقایسه رفته‌رفته امكان دارد برای شما مشكل‌ساز شود. یادتان باشد زندگی مشترك در كنار بهترین زن یا بهترین مرد هم مشكلاتی به همراه دارد كه غیرقابل پیش‌بینی‌ است، پس مشكلات جزء لاینفك زندگی‌ بوده و شما نمی‌توانید خود را گول بزنید كه اگر در كنار دیگری بودید، مشكلی براي شما وجود نداشت. در ضمن وفاداری صرفا یك پدیده بیرونی نیست بلكه همسران باید در ذهن و فكر نیز به هم وفادار باشند. برای اینكه بتوانید در ذهن و فكر خود نیز به همسرتان وفادار باشید در همان ابتدای زندگی (وقتی وارد مرحله جدیدی از زندگی كه زندگی زناشویی است، شدید) دیگر به پشت سر خود نگاه نكنید. شما انتخاب خود را كرده‌اید و تصمیم به ازدواج گرفته‌اید، پس دلیلی ندارد دوباره به گذشته بازگردید. با خود قرار بگذارید كه هیچ‌گاه به هیچ‌كس جز همسرتان فكر نكنید چراكه با این كار خود را بیشتر آزار می‌دهید. سعی كنید هر روز زندگی مشترك برای‌تان سرشار از خاطرات زیبا و به‌یادماندنی شود، طوری كه خاطرات گذشته در میان این همه روزهای زیبای زندگی شما گم شده و خود به خود فراموش شود.

وفاداری همیشگی

وقتی همه‌چیز خوب و طبیعی است و شما نیز خوب باشید، كار سختی انجام نداده‌اید. هنر زندگی كردن و پایبند بودن به زندگی، زمانی است كه مشكل یا سختی پیش می‌آید. معمولا زمان‌هایی كه وفاداری زوجین نسبت به هم به خطر می‌افتد، مواقعی است كه مشكلی پیش می‌آید. البته این نباید توجیهی باشد برای اینكه وفاداری همسران به هم زیر سؤال برود. یادتان باشد وفاداری یكی از خصوصیات لازم و ضروری همسران است كه تخطی از آن جای هیچ توجیهی را نمی‌گذارد.

وفاداری هنگام عصبانیت: 

هیچ دو انسانی وجود ندارند كه در كنار هم بدون اصطكاك و اختلاف نظر زندگی كنند، پس لحظاتی اتفاق می‌افتد كه شما از دست همسرتان عصبانی هستید اما این دلیل نمی‌شود كه بخواهید وفاداری‌تان را نسبت به او نادیده بگیرید. در این مواقع سعی كنید به وسیله كاری كه شما را آرام می‌كند، عصبانیت‌تان را كنترل كنید و هیچ‌گاه هنگام عصبانیت تصمیم نگیرید.

 وفاداری در عدم حضور همسر:

 وفاداری به همسر یكی از خصوصیاتی است كه از زمانی كه ازدواج می‌كنید یك لحظه نیز نباید از شما جدا شود و این وفاداری به هیچ‌وجه نباید مشروط به حضور همسرتان یا هر چیز دیگری باشد و اگر همسرتان نبود و وفادار ماندید، كار بزرگی انجام نداده‌ايد و فقط به وظیفه خود عمل كرده‌ايد.

 وفاداری در مواقعی كه همسرتان مرتكب خطایی شده است:

 هر انسانی ممكن است در زندگی عملی اشتباه انجام دهد اما مجازات آن خیانت به او نیست. شما باید سعی در رفع خطاهای همسرتان و خودتان داشته باشید نه اینكه هر خطایی را با خطایی چه‌بسا بزرگ‌تر جبران كنید و زندگی‌تان را تحت‌الشعاع این اشتباهات قرار دهید. وفاداری شما به همسرتان باید همیشگی باشد و هیچ شرط و تبصره‌ای نیز نباید در این رابطه قائل باشید.

جلب وفاداری همسر 

همان‌طور كه باید در زندگی زناشویی وفادار باشیم، جلب وفاداری همسرمان هم یكی از وظایف ماست. شاید خیلی از كسانی كه از مسیر وفاداری منحرف می‌شوند، برای خود و دیگران، رفتارهای همسرشان را بهانه می‌كنند، با اینكه این توجیهات قابل قبول نیست ولی می‌توان با رعایت بعضی نكات و دقت به آنها در وفادار بودن به خود و همسرمان كمك كنیم.

وفادار بودن:  وقتی شما وفادار باشید، به همسرتان این اجازه را نمی‌دهید كه وفاداری را در زندگی مشترك از یاد ببرد.

صداقت:  یكی از مظاهر وفاداری، صداقت است و تا وقتی كه شما با همسرتان صادق نباشید، نمی‌توانید وفادار بمانید.

حل مشكلات:  هرگاه مشكلی بین شما و همسرتان پیش می‌آید، آن را حل كنید. فراموش كردن مشكلات چیزی را حل نمی‌كند اما با حل و فصل آنها می‌توانید زندگی‌تان را بهبود ببخشید.

گذشت بجا:  زندگی بدون گذشت، زندگی بی‌ارزشی است. شما و همسرتان باید در مقابل هم گذشت داشته باشید تا بتوانید از اشتباهات هم بگذرید اما این گذشت باید به اندازه و بجا باشد. اگر شما بخواهید از همه مشكلات بگذرید، تمام آنها بدون اینكه حل شوند، باقی می‌مانند و چه‌بسا به مشكلاتی بزرگ‌تر تبدیل شوند. در مقابل اگر بخواهید از هیچ‌چیزي نیز نگذرید و با بغض، كینه و عصبانیت با همه مشكلات روبه‌رو شوید، نمی‌توانید زندگی موفقی داشته باشید.

رفع یكنواختی و ایجاد هیجان:  زندگی و عشق را هیجان و شادی شیرین می‌كند و شما و همسرتان همواره به شادی و هیجان نیازمندید، پس گاهی روند یكنواخت زندگی را بر هم بزنید و نگذارید دچار روزمرگی شوید. انسان همواره در میان یكنواختی‌های زندگی به دنبال هیجان می‌گردد، پس بگذارید هیجان را با همسرتان تجربه كنید و او نیز در كنار شما از این یكنواختی زندگی ماشینی بیرون بیاید.

تمركز روی عشق:  یادتان نرود یكی از دلایل مهمی كه با همسرتان ازدواج كردید، این بود كه عاشق هم بودید. شما همیشه عاشق بودن را در زندگی زناشویی باید اولین امر و لازمه زندگی بدانید. فكر نكنید روند طبیعی زندگی این است كه با گذشت زمان، عشق خودبه‌خود از بین می‌رود و تبدیل به عادت می‌شود، بلكه عشق مثل گلدانی است كه احتیاج به رسیدگی دارد و اگر شما آن را فراموش كنید و تمركز خود را روی مسائل پیش‌پاافتاده و گذرای زندگی قرار دهید، طبیعی است كه از بین برود اما اگر روی آن تمركز كرده و در تمام مراحل زندگی، عشق را دخیل كنید و آن را پرورش دهید و با همسرتان همواره در تلاش باشید كه این عشق را بیشتر و پایدارتر كنید، مطمئن باشید كه همیشه عاشقانه زندگی خواهید كرد و این عشق هیچ‌گاه دچار عادت، روزمرگی و یكنواختی نخواهد شد. 

رفاقت:  گاهی همسران در زندگی مشترك فقط برای هم یك همخانه محسوب می‌شوند كه به وظایف اولیه خود عمل می‌كنند اما باید دانست همسرانی موفقند كه با هم رفیق و دوستند و همدیگر را درك می‌كنند و با هم صمیمی‌اند و می‌توانند به‌راحتی با هم به گفت‌وگو و تعامل بپردازند.


حفظ اعتماد به نفس و رسیدگی به خود:  گاهی بعضی همسران در مسائل روزمره و عادی زندگی غرق می‌شوند و خودشان را فراموش می‌كنند. این افراد را هرگاه ببینی یا در حال كار كردن هستند یا بی‌حوصله و خسته از كار زیادند و معمولا به خود نمی‌رسند و همیشه ظاهری به‌هم‌ریخته و روحی افسرده دارند. شما باید به جسم و روح خود اهمیت بدهید و آنها را سالم و زیبا نگه دارید تا همسر شما از وجود شما لذت ببرد. شما باید اعتماد به نفس و عزت نفس خود را همواره حفظ كنید تا جاذبه واقعی را برای همسر خود داشته باشید.

جلب رضایت همسر:  شما همواره باید بدانید كه همسرتان از شما و زندگی با شما راضی است یا خیر؟ گاهی شما فكر می‌كنید كه به همه وظایف‌تان عمل كرده‌اید و تمام تلاش‌تان را كرده‌اید اما وقتی با همسرتان به گفت‌وگو می‌نشینید و مسائلی كه او مهم می‌داند را می‌فهمید، شاید ببینید به اكثر آنها اهمیت نمی‌دادید، پس همسرتان را خوب بشناسید و بفهمید با چه چیزی خوشحال و راضی و با چه چیزی ناراحت می‌شود. حساسیت‌‌های همسرتان را پیدا كنید و آنها را در رفتار و گفتار خود در نظر بگیرید. با گفت‌وگو و دقت می‌توانید بفهمید چگونه می‌توانید همسرتان را راضی نگه دارید.

پرتقال بخورید، چربی بسوزانید

پرتقال میوه‌ای بسیار مغذی است که باید بخشی از رژیم غذایی شما را تشکیل دهد. این میوه زمستانی دارای چند ماده مغذی مهم است و به روش‌های گوناگون از بدن شما محافظت می‌کند.

به گزارش ایزاین آرتیکلز، 5فایده خارق‌العاده پرتقال به شرح ذیل است:
التیام بخش آرتریت: پرتقال سرشار از آنتی‌اکسیدان‌هایی از قبیل فلاونوئید، فیتونوترینت و ویتامینC است. یکی از فواید اصلی آنتی‌اکسیدان‌ها، کاهش التهاب بدن است. آرتریت یک نوع التهاب مفاصل و مولد درد، تورم، سفتی، سختی و سرخی است. با خوردن پرتقال شما می‌توانید از تمامی علائم دردناک آرتریت دوری کنید.

چربی‌سوز: یکی از فایده‌های اصلی پرتقال برای سلامتی بدن این است که میان وعده‌ای کامل برای از دست دادن چربی‌های اضافه بدن است. یک پرتقال متوسط، حاوی تنها 62کالری و در عین حال سرشار از چندین مواد مغذی چربی‌سوز است. پتاسیم و ویتامین B1 موجود در این میوه باعث تشدید سوخت‌وساز بدن می‌شود، این در حالی است که دارای مقدار بسیار زیادی فیبر خوراکی است که به کاهش اشتها کمک می‌کند.

روده‌های سالم: یکی دیگر از فایده‌های حیرت‌آور پرتقال این است که حاوی 2ماده مغذی تقویت‌کننده روده‌هاست. فیبر خوراکی موجود در این میوه باعث افزایش حرکات طبیعی روده‌ها می‌شود و با بیماری‌های روده‌ای مقابله می‌کند. ضمن اینکه ویتامین C پرتقال می‌تواند از سرطان و زخم‌های معده نیز پیشگیری کند.

کاهش‌دهنده سطح کلسترول خون: خون شما محتوی 2 نوع کلسترول است؛ لیپوپروتئین کم‌چگالی یا کلسترول بد (LDL) و لیپوپروتئین پرچگالی یا کلسترول خوب (HDL).

کلسترول بد به دیواره‌های شریانی می‌چسبد و سرانجام میزان خونی را که می‌تواند به قلب و دیگر اندام‌های حیاتی برسد، محدود می‌کند. کلسترول خوب می‌تواند این کلسترول بد مخرب را از دیواره‌های شریانی بزداید و آن را به خارج از بدن منتقل کند. اکثر مواد مغذی پرتقال، نظیر فیبر خوراکی، فیتونوترینت و ویتامینC، سطح کلسترول بد خون را کاهش می‌دهند. این نه تنها یکی از فواید ممتاز پرتقال برای سلامتی انسان به شمار می‌رود، بلکه خطر ابتلای شما به بیماری‌های قلبی را نیز کم می‌کند.

سیستم ایمنی قوی: این گزارش می‌افزاید، پرتقال بهترین منبع قابل دسترس ویتامینC است و در هر 100 گرم پرتقال 53/2میلی‌گرم ویتامین C وجود دارد. یکی از نقش‌های اصلی ویتامین C تقویت تولید سلول‌های سفید خون است (سلول‌هایی که به‌عنوان بخشی از سیستم ایمنی بدن برای مبارزه با باکتری و بیماری‌ها عمل می‌کنند). بنابراین چنانچه کمی احساس ناخوشی و کسالت دارید، با اشتها پرتقال میل کنید و از فواید شگفت‌انگیز آن برای سلامتی بدن بهره‌مند شوید.

در یک جمع‌بندی باید گفت که پرتقال باید دربخشی از هر نوع رژیم سالمی گنجانده شود. این میوه می‌تواند باعث پیشگیری از بیماری‌های گوناگون شود و حتی به شما در کاهش وزن کمک کند.

همانطور که پیش تر بارها و بارها مسئولین در خصوص داروهای تبلیغی شبکه های ماهواره ای هشدار داده و آن را برای سلامتی مردم مضر اعلام کرده اند، این بار دکتر سید ناصر عمادی - متخصص پوست از منظری دیگر به این مضرات این داروهای تبلیغی پرداخته است.

به گزارش خبرنگار «تابناک» اجتماعی، جملاتی چون درمان قطعی سفیدی مو، رفع چین و چروک، افزایش قد، درمان کامل لک صورت و بسیاری جملات مشابه را به دفعات از کانال های ماهواره ای شنیده یا میشنوید. نحوه نگارش و زیرنویس ها یا بیان گوینده و حتی تصاویر ارائه شده از نتایج کاذب داروها، درمان و وسائل پزشکی آنقدر وسوسه انگیز میباشد که گاهی حتی مخاطبین سرسخت و منطقی را به چنان شوق و ذوقی میاورد که مجبور میشوند برای یکبار هم شده یکی از این تبلیغات را عملا بیازمایند تا از واقعیت موضوع مطلع شوند.

اما یک سوال برای همه ما واضح وآشکار است و آن اینکه اگر آنچه تبلیغ میشود از صحت وسقم برخوردار باشد پس چرا متمولین، مشاهیر، بزرگان و بعبارتی صاحبان قدرت، ثروت، سیاست و علم نمیتوانند عمری بیش از هفتاد یا هشتاد را سپری نمایند. اما در مقابل بسیار میشنویم آن پیر زاهد پرهیزکار ساکن روستا، یک قرن از عمرش گذشته و همچنان نفس های گرم و پرامید او دلهای بسیاری را به داشتن زندگی پرنشاط امیدوار میکند. بسیار واضح است که سیرت و باطن آگاه و جوان بنیان و اساس صورت و چهره جوان و جاودان است.

فارغ از بیان مطالب ذکر شده چگونه می توان پذیرفت کالایی بنام دارو که متضمن سلامتی انسان است بدون نام و نشان و یا به نشانی کاذب و جعلی در مسیر قاچاق با یک شماره تلفن در اختیار ما قرار گیرد در حالی که فروشنده سیار و دوره گرد آن را نتوانیم مجددا ملاقات نماییم. بنابراین نتیجه آن مضاف بر اتلاف وقت و هزینه جزء آزردگی روح و آسیب جسم چیز دیگری نخواهد بود. 

همان طوری که بسیاری از مراجعین به مراکز پوست اظهار می کنند با تبلیغات ماهواره اقدام به خرید داروها و محصولات زیبایی گزافی نموده اند که نتیجه آن تنها تخریب وعوارض جدی بر پوست و صورت چیزی دیگر نبوده بطوریکه اکنون آرزوی آنان همان صورت و چهره اولیه است اما افسوس که میبایست متحمل هزینه ای چندین برابر شوند. و اینکه عقلا گفته اند شنونده باید عاقل باشد به این معنی بوده که با چشم وجود و گوش دل ببینیم و بشنویم و بفهمیم.

صرف نظر از عوارض داخلی و هورمونی داروهای ماهواره ای بیشترین عوارض زودرس پوستی ذکر شده شامل خارش، قرمزی، بروز راشهای تحریکی (کهیر)، تغییر رنگ پوست (پررنگی یا کم رنگی)، جوش های چرکی، تغییر ساقه مو و ریزش آن، شکنندگی ناخن ها و در مواردی افزایش حساسیت پوست به نور خورشید میباشد این در حالی است که عوارض دراز مدت آن ممکن است موجب تغییرات پایدار و همیشگی در پوست به اشکال نازک شدن، از دست دادن رنگدانه دائمی پوست و تغییرات جوشگاهی گردد.

بخش عمده نگرانی آنجا میباشد که افرادی از ژل ها و آمپول های تزریقی غیر مجاز تبلیغ شده در ماهواره برای رفع چروک یا پر نمودن خطوط فرورفته پوست یا کشیدگی آن استفاده مینمایند که تاکنون مواردی مشکوک از بروز تغییرات بدخیمی به مراکز تحقیقات پوست از سوی بیماران و پزشکان اعلام شده که علت، نوع و شدت آن در دست بررسی می باشد.

اما چگونه از صحت و سلامت داروها و بخصوص محصولات زیبایی مطمئن شویم؟

 اول آنکه: برچسب پروانه بهره برداری وزارت بهداشت بر هر دارویی و بخصوص داروها و محصولات بهداشتی، زیبایی و آرایشی اولین و اساسی ترین شرط صحت و سلامت محصولات می باشد.

 دوم: تجویز دارو بوسیله پزشک معالج یا متخصص پوست ضروری است.

 سوم: تهیه دارو می بایست از مراکز معتبر (داروخانه ها) انجام پذیرد.

 چهارم: حتما به تاریخ تولید و اعتبار دارو توجه نمایید.

 پنجم: نسخه یا صفحه مخصوص بیمار توسط داروخانه ممهور و قیمت گذاری شود.

 و آخر آنکه هرگز دیگران را به خرید و مصرف داروها و محصولات زیبایی که خود از آن بهره مند شده اید تشویق نکنید زیرا پوست شما متفاوت از دیگران می باشد.

در واقع نخوردن صبحانه سبب افزايش كلسترول بد خون و افزايش ناراحتي‌‌هاي قلبي عروقي مي‌شود. مشروح اين تحقيقات كه در مجله The American Journal of Clinical nutrition منتشر شده است روشن مي‌كند كه بعد از يك خواب طولاني بدن نياز به انرژي دارد. مغز دچار كمي قند شده و نياز به شارژ شدن دارد. مصرف شير، لبنيات و آب‌ميوه بهترين مواد غذايي براي صبحانه است. صبحانه سالم بايد شامل مقداري پروتئين و مقداري فيبر باشد. پروتئين را مي توان از تخم مرغ، حبوبات يا گوشت کم چربي تامين کرد. فيبر هم در غلات کاملف سبزي و ميوه پيدا ميشود. نمونه اي از يک صبحانه سالم مي تواند شامل تخم مرغ آب پز، يک پرتغال، يک تکه نان گندم کامل و يک ليوان شير کم چربي باشد. از غلات شيرين شده، مربا، آبميوه شکر دار، نان هاي شيرين و نان سفيد براي صبحانه بپرهيزيد چون اين ها خيلي زود هضم مي شوند و دوباره بعد از يکي دو ساعت گرسنه و خسته مي شويد.پروتئين و فيبر گرسنگي شما را کاملا رفع مي کنند و تا زمان ناهار فرا برسد شما را کاملا سير نگه مي دارد. اگر دوست نداريد صبحانه بخوريد يا فکر مي کنيد وقتي صبحانه مي خوريد احساس خوبي نداريد مي توانيد صبحانه تان را به دو وعده ي کوچک تر تقسيم کنيد. وقتي خانه هستيد يک تخم مرغ آب پز بخوريد و يکي دو ساعت بعد وقتي سر کار هستيد به خودتان کمي استراحت بدهيد و يک ساندويچ کوچک يا يک سيب يا يک مشت گردو يا بادام بخوريد.

بسياري از بررسي‌ها به اين موضوع تاكيد دارند كه استفاده از تلفن همراه مي‌تواند باعث بروز تومورهاي مغزي شود برخلاف اين موضوع تحقيقي جديد نشان داده است چسباندن گوشي تلفن به گوش به فعال شدن مغز كمك مي‌كند. طبق بررسي‌هاي محققان آمريكايي كه مشروح آن در مجله Journal of the American Medical Association منتشر شده است امواج الكترومغناطيسي بر متابوليسم ناحيه‌اي در مغز تاثير گذارند بدون اينكه خطري براي كاربر داشته باشند. محققان عكس‌العمل مغز 47 فرد را حين حرف‌زدن با تلفن همراه به مدت 5 دقيقه ثبت كردند و بعد ميزان متابوليسم قند در مغز آنها را اندازه‌گيري كردند. نتايج نشان داد استفاده از تلفن سبب افزايش متابوليسم قند در ناحيه‌اي نزديك گوش مي‌شود به طوري كه متابوليسم قند در اين ناحيه 7 درصد بيش از ساير نقاط مغز است.

به گزارش ایرنا از پایگاه اینترنتی بی‌بی‌سی، بررسی‌های محققان انگلیسی و آمریکایی نشان می‌دهد به ازای هر قوطی نوشابه شکردار که در روز مصرف شده باشد، فشار خون به‌طور منظم بالاتر می‌رود. داده‌های مربوط به بیش از 2هزار و 500 نفر نشان می‌دهد که نوشیدن بیش از 355 میلی لیتر آب میوه شکردار یا نوشابه گازدار در روز می‌تواند توازن فشارخون را به هم بزند.

دانشمندان معتقدند که شکر زیاد در خون باعث به هم خوردن حالت عادی رگ‌ها و میزان نمک در بدن می‌شود. نوشیدنی‌های رژیمی که با شیرین کننده‌های مصنوعی شیرین شده باشند، چنین خطری را ندارند. مالکان صنعت نوشابه‌سازی می‌گویند که محصولات آنها درصورتی که به اندازه مصرف شوند، خطری ندارند. انجمن قلب آمریکا می‌گوید که نباید هفته‌ای بیش از 3قوطی 355 میلی لیتری نوشابه مصرف کرد.

در این مطالعه در 4مورد از داوطلبان 40 تا 59 ساله از انگلیس و آمریکا خواسته شد تا آنچه را در 24 ساعت قبل نوشیده بودند، ثبت کنند. همچنین نمونه ادرار آنها گرفته و فشار خونشان اندازه‌گیری شد. به ازای مصرف هر یک قوطی اضافه نوشابه شکردار در روز، فشار بیشینه داوطلبان 6/1 میلی متر جیوه و فشار کمینه آنها 8 دهم میلی‌متر جیوه بیشتر بود.

در مجموع به‌نظر می‌رسید کسانی که مقدار زیادی نوشیدنی‌های شیرین شده با شکر مصرف می‌کردند، رژیم‌های غذایی بدتری داشتند و احتمال اضافه وزن آنها بیشتر بود. اما صرف‌نظر از این مسئله، ارتباط آن با فشار خون حتی پس از احتساب عواملی مثل وزن و قد، قابل توجه بود.

پروفسور پل الیوت از دانشکده بهداشت عمومی در کالج سلطنتی لندن و نویسنده این مقاله تحقیقی گفت: بسیاری از مردم می‌دانند که اگر نمک زیادی در رژیم غذایی آنها باشد، احتمال ابتلا به فشار خون بالا بیشتر می‌شود. به گفته وی نتایج این مطالعه حاکی است که مردم همچنین باید مراقبت میزان مصرف شکر هم باشند.

فشار خون بالا یک عامل خطرزا برای بیماری قلب و عروق است. خطر حمله قلبی یا سکته مغزی برای کسی که میزان فشار خون او 5/13 بر 5/8 است دو برابر کسی است که فشار خون او 5/11 بر 5/7 است. بنیاد قلب انگلیس در این زمینه اعلام کرده است که برای درک بهتر ارتباط میان شکر و فشار خون به تحقیقات بیشتری نیاز است. ویکتوریا تیلور از کارشناسان این بنیاد گفت که بهترین کار این است که مردم نوشیدنی‌های شکردار را به مقدار زیاد نخورند زیرا نوشیدن آنها موجب افزایش کالری مصرفی می‌شود و این امر می‌تواند به چاقی مفرط که از عوامل عمده بیماری قلبی است، منجر شود.

شيريني يا آجيل، كدام مفيد‌تر است؟

خوردن هميشه لذت‌بخش است اما پردردسر.  زمان و مکان هم نمي‌شناسد.  هر وقت و هر کجا بيشتر از انرژي مورد نيازمان کالري مصرف کنيم بايد منتظر عوارضش باشيم؛ عوارضي مثل چاقي، کلسترول و هزارويک دردسر ديگر.  از قضا تعطيلات نوروز هم يکي از زمان‌هايي است که خوردن تا دل‌تان بخواهد لذت‌بخش است.  انواع و اقسام شيريني‌، تنقلات، آجيل و سوهان است که درست پيش چشم شما آماده خوردنند!  در اين شرايط ساده‌ترين برخورد، خوردن بي‌دغدغه و بدون فکر کردن به هر گونه عوارض احتمالي است.  اما خيلي‌ها هم هستند که به‌دليل نگراني از وضعيت سلامت و اضافه وزن‌شان دنبال راه‌هايي براي خوردن به اندازه هستند.  برخي ناهار يا شام را حذف مي‌كنند، عده‌اي آجيل نمي‌خورند، گروهي سراغ شيريني‌ها نمي‌روند و... .  خلاصه اين‌که هر فرد سعي دارد راه‌حلي براي خوردن مناسب در تعطيلات نوروز پيدا کند ولي اما اين‌که بالاخره کدام برخورد مناسب‌ترين راه‌حل است پرسشي است که ما براي رسيدن به پاسخ آن را با دکتر سعيد حسيني، متخصص تغذيه و رژيم درماني عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران و پژوهشکده غدد و متابوليسم دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، در ميان گذاشتيم. اگر شما هم دنبال پاسخي براي پرسش‌هاي‌تان هستيد در اين گزارش با ما همراه باشيد.



وعده‌هاي غذايي اصلي ‌را حذف نکنيد

زياده‌روي در مصرف مواد‌غذايي طبق اصول تغذيه برابر است با افزايش انرژي دريافتي.  انرژي دريافتي اضافي هم يعني به هم خوردن تعادل مواد‌غذايي مورد نياز و در نتيجه اضافه وزن.  از آنجا که در ايام نوروز به‌دليل ديدو‌بازديدهاي متعدد افراد حتي بيشتر از چند برابر حالت عادي کالري دريافت مي‌كنند، نمي‌توان در به هم خوردن تعادل سقف انرژي دريافتي آن‌ها ترديد کرد.  به‌خصوص اين‌که اين افزايش کالري با کاهش فعاليت‌هاي روزمره به‌دليل تعطيلات نوروز هم همراه است، بنابراين اگر يک برنامه غذايي درست و اصولي براي اين روزها در نظر گرفته نشود، طبيعي است که بايد منتظر خطر ابتلا به چاقي و همه بيماري‌هاي وابسته به آن هم باشيم. منظور از برنامه اصولي در نظر گرفتن همه وعده‌هاي غذايي همراه با ميان‌وعده البته با درنظر گرفتن سقف کالري مورد نياز است. برنامه غذايي در روزهاي نوروز بايد درست مثل روزهاي ديگر تنظيم شود با اين تفاوت که آجيل و ميوه‌ها البته به مقدار متعادل، جايگزين ميان‌وعده‌ها شوند و وعده‌هاي غذايي اصلي هم بايد سرجاي خودشان باقي بمانند.  يعني به هواي جايگزين شدن شيريني‌ و تنقلات نبايد هيچ کدام از اين وعده‌ها را حذف کرد. فقط بايد حجم مصرف آن‌ها را کاهش داد تا تعادل بين انرژي دريافتي و مصرفي مورد نياز ما حفظ شود.  در نظر گرفتن اين نکته براي افرادي که به ديابت يا چربي خون بالا مبتلا هستند بسيار ضروري است، چون زياده‌روي در مصرف مواد‌غذايي باعث اختلال در وضعيت سلامت آن‌ها مي‌شود. 

صبحانه را جدي بگيريد

در برنامه‌ريزي براي غذاي سالم، صبحانه جايگاه ويژه‌اي دارد، بنابراين نبايد در تعطيلات اين وعده غذايي مهم را از برنامه غذايي‌تان حذف کنيد. در اين روزها بهتر است يک صبحانه کامل بخوريد که عبارت است از مقدار کافي نان، شير، پنير و گردو و... .  حتي مي‌توانيد براي تنوع از تخم‌مرغ، خيار و گوجه فرنگي هم استفاده کنيد. خوردن صبحانه کامل نه تنها راز سلامت و تندرستي شماست بلکه کار هضم و جذب مواد‌غذايي را در دستگاه گوارش ساده‌تر هم مي‌كند.  ضمن اين‌که وقتي صبحانه به ميزان کافي صرف شود ناخودآگاه تمايل شما را به خوردن تنقلات کمتر هم مي‌‌كند.  البته يادتان باشد خوردن کره، خامه و سرشير را در وعده صبحانه فراموش کنيد. 

براي شام سالاد و سبزي‌ بخوريد

از آنجا که با خوردن آجيل و شيريني چربي دريافتي شما در ايام نوروز بيشتر از هميشه مي‌شود، بهتر است براي جبران مافات تا جايي که مي‌توانيد از خوردن غذاهاي چرب خودداري کنيد و غذاهاي حاضري، کم‌چرب و سبک را جايگزين خورش و برنج‌هاي هميشگي کنيد.  غذاهاي آب‌دار مثل انواع سوپ‌ها مي‌توانند انتخاب‌ مناسبي براي ناهار باشند. سالاد هم به‌خصوص در اين روزها بهترين جايگزين براي وعده شام است.  ترکيبي از انواع سبزي‌‌ها مثل کاهو، کرفس، هويج، انواع کلم، فلفل دلمه‌اي، خيار، گوجه فرنگي، گل کلم و... به‌عنوان سالاد البته به شرطي که سس آن را با روغن زيتون، ماست و ادويه‌هاي معطر درست کنيد هم بهترين انتخاب براي شام شماست.  به‌خصوص اگر اين سبزي‌‌ها را به تناوب با حبوبات پخته، کشمش، پنير رنده شده يا حتي تن ماهي ترکيب کنيد، سالم‌ترين غذاي ممکن را خورده‌ايد؛ غذايي که تمام مواد‌غذايي مورد نياز سلول‌هاي شما را تامين مي‌كند. 

شيريني را حذف کنيد اما ميوه را نه! 

بعضي‌ها  وعده‌هاي غذايي‌شان را کم‌تر و در عوض شيريني‌‌هاي نوروزي را جايگزين کنند.  آن هم با اين توجيه که ميزان انرژي دريافتي‌شان را در طول روز با جايگزين کردن شيريني به جاي مواد‌غذايي ديگر کنترل مي‌كنند! اما در حقيقت اتفاقي که در انتظار اين عزيزان است، افزايش وزن در مقابل از دست دادن مواد معدني و مقدار ويتامين‌هاي مورد نيازشان در طول روز است؛  علت اين اتفاق هم بسيار ساده است. چربي که از طريق شيريني‌به ما مي‌رسد جزو چربي‌هاي اشباع نشده است که براي سلامت ما بسيار مضر است.  اما مشکل شيريني‌ها فقط به چربي‌هاي ترانس خلاصه نمي‌شود؛ شيريني‌ها معمولا منبع غني از قند و شکر و مواد نشاسته‌اي هستند.  ميزان بالاي اين مواد در شيريني‌ها علاوه‌بر مشکل هميشگي چاقي و اضافه وزن تري‌گليسريد خون را هم افزايش مي‌دهد.  بهترين راه‌حل اين است که به جاي خوردن شيريني‌ها به ميوه‌ها روي ‌آوريم.
چاي را با کشمش بخوريد ،نه با قند

به همه کساني که اهل خوردن چاي هستند، توصيه مي‌شود در تعطيلات عيد نوروز مراقب تعداد چاي‌هايي که مي‌خورند، باشند. البته خوردن چاي به شرط اين‌که کم‌رنگ باشد مشکلي براي شما ايجاد نمي‌كند، مشکل اصلي تعداد قندهايي است که با هر فنجان چاي خورده مي‌شود، چون قند غير از انرژي کاذبي که در بدن ايجاد مي‌كند، هيچ سود ديگري براي ما ندارد.  اما يک راه‌حل اين است که چاي را به جاي قند با کشمش ‌بخوريد؛ اين جايگزيني ساده، حداقل قند طبيعي مورد نياز بدن شما را تامين مي‌كند.  البته اگر بيماري قند داريد يا به اضافه وزن دچاريد بهتر است؛ عادت کنيد چاي را تلخ بنوشيد. توصيه من به ميزبان‌ها هم اين است که در اين ايام با چاي کم‌رنگ و در استکان يا فنجان‌هاي کوچک از مهمان‌ها پذيرايي کنند.  اين دوستان بهتر است براي يک پذيرايي سالم، کشمش، توت خشک يا خرما را جايگزين قند کنند.

روزي 5 عدد ميوه بخوريد!

هر کدام از ما براي داشتن يک تغذيه سالم بايد در طول روز 4 تا 5 عدد ميوه‌، به اندازه يک مشت بسته‌مان بخوريم، بنابراين مي‌توانيم در مهماني‌هاي نوروزي اين تعداد را در ديدوبازديدهاي مختلف تقسيم کنيم.  البته بايد دقت کنيد حتي در خوردن ميوه هم بايد تعادل را رعايت کنيد؛ اين تاکيد از اين‌روست که از نظر کارشناسان تغذيه حتي خوردن ميوه‌ هم بيشتر از ميزان مورد نياز، اصلا قابل توصيه نيست چون به هر حال اصل تعادل در برنامه غذايي را به هم مي‌زند.  نکته ديگري که در خوردن ميوه بايد رعايت شود اصل تنوع است، بنابراين بهتر است در هر ديد و بازديد يک نوع ميوه را انتخاب کنيد‌ البته در اين ايام مي‌توانيد روي خيار به‌عنوان ميوه مفيدي که کالري کمي دارد حساب کنيد‌؛ خلاصه کلام اين‌که در مهماني‌هاي نوروزي نبايد حتي در خوردن ميوه‌ها هم به صرف ميوه و سلامت بودن‌شان زياده‌روي کنيد.  

ميوه را با پوست بخوريد

يکي ديگر از عوارضي که معمولا درتعطيلات نوروز گريبان‌گير ما مي‌شود، يبوست و اختلالات گوارشي است.  اين هم به اين دليل است که در اين روزها معمولا افراد در مصرف غذا به‌خصوص غذاهاي چرب و سرخ کرده افراط مي‌كنند و در مقابل از مواد فيبري کمتر استفاده مي‌كنند. اين درحالي است که با مصرف ميوه‌ها به‌خصوص با پوست، مي‌توانيد تا اندازه زيادي از مشکلات گوارشي و يبوست پيشگيري کنيد. ميوه‌ها با داشتن ميزان بالاي ويتامين، املاح و آب‌ مي‌توانند به حفظ سلامت ما كمك كنند. بنابراين خوردن آن‌ها البته به مقدار لازم در طول روز کاملا ضروري است اما چه بهتر که درتعطيلات نوروز براي جبران کمبود فيبر مورد نياز بدن، ميوه‌ها را با پوست بخوريد چون مقدار زيادي از فيبر موجود در ميوه‌ها در پوست آن‌ها ذخيره مي‌شود البته خوردن ميوه با پوست به خاطر همين ذخيره فيبر ضمن اينکه موجب پيشگيري از يبوست مي‌شود، کاهش کلسترول و ساير چربي‌هاي نامطلوب خون را به‌دنبال دارد، فشار خون را کنترل كرده و به حفظ سلامت قلب و عروق هم کمک مي‌كند.  افراد ديابتي هم بهتر است در اين روزها براي کنترل قند خون‌شان ميوه و سبزي‌هاي داراي فيبر را در برنامه غذايي‌شان قرار بدهند چون فيبر غذايي باعث کنترل قند خون مي‌شود. 


با آجيل کم‌‌نمک از مهمانان پذيرايي کنيد

آجيل يکي از قسمت‌هاي اصلي پذيرايي‌ نوروزي ماست و کم يا زياد به هر حال يکي از تنقلاتي است که در برنامه غذايي نوروز، جايگاه ويژه خودش را دارد.  قرار نيست، ما اين سنت نوروزي را به‌طور کامل حذف کنيم اما اگر بتوانيم اين فرهنگ را جا بيندازيم که از آجيل کم‌نمک و حتي بي‌نمک در پذيرايي‌ها استفاده کنيم، به سلامت خودمان و مهمانان کمک بسيار زيادي كرده‌ايم. به هر حال چربي مغزهاي آجيلي، چربي بدي نيست و اگر اين مغزها به اندازه مصرف شوند، عارضه‌اي در پي ندارند اما وقتي نمک به اين چربي‌ها اضافه شود همه چيز تغيير مي‌كند.  به‌خصوص اين‌که طبق تحقيقاتي که کارشناسان تغذيه انجام داده‌اند، ميزان مصرف نمک ما ايراني‌ها در طول روز بسيار بالاتر از حد معمول است.  حد معمول دريافت نمک براي هر فرد در يک روز، چيزي حدود 7 گرم محاسبه شده در حالي که هر ايراني به‌طور متوسط 02 گرم نمک در طول روز مصرف مي‌كند! حالا فرض کنيد در ايام نوروز، نمک آجيل هم به ميزان مصرف نمک روزانه ما اضافه ‌شود.  همين اتفاق به ظاهر ساده جدا از مشکل اضافه وزن مي‌تواند، مشکل پرفشاري خون و عوارض ناشي از آن را هم در پي داشته باشد.  بنابراين توصيه من به همه عزيزان اين است که در اين ايام با آجيل‌هاي کم‌نمک از مهمانان پذيرايي کنند. 

روزي يک مشت آجيل بخوريد؛ نه بيشتر، نه کمتر

اين يک اصل است که خوردن آجيل در ديدوبازديدهاي نوروزي بر شيريني‌ها و تنقلات ديگر تقدم دارد چون به هر حال مغزها يکي از بندهاي هرم غذايي هستند و جزو مواد مورد نياز بدن تقسيم بندي مي‌شوند اماحتي با در نظر گرفتن اين شرايط اين گروه از مواد‌غذايي زماني براي بدن مفيد هستند كه اصل تعادل در خوردن آن‌ها رعايت شود. سهم مورد نياز هر کدام از ما به آجيل يا مغزها به اندازه يک مشت بسته است.  نه بيشتر و نه حتي کمتر.  مغزها در نوک قله هرم غذايي قرار دارند و اگر بخواهيم اين هرم را معيار و ملا ک يک برنامه غذايي درست قرار بدهيم بايد به اين نکته دقت کنيم که قرار گرفتن مواد‌غذايي در نوک قله به اين معناست که هم بايد مصرف‌شان کمتر باشد هم اين‌که به‌تدريج به مواد‌غذايي اضافه شوند.  پس يادتان باشد در ايام نوروز مراقب تعداد کاسه‌هاي آجيلي که مي‌خوريد باشيد. سهم شما در طول يک روز بيشتر از يک مشت بسته آجيل نيست. 
در مسافرت آب بخوريد!

سفر يکي ديگر از اتفاق‌هاي معمول تعطيلات نوروزي است.  به هر حال تغيير محل، آب و هوا و تغيير ساعات خواب و بيداري جزو جدانشدني سفر هستند و همه اين موارد خواه‌ناخواه برنامه غذايي شما را تحت‌تاثير خودشان قرار مي‌دهند.  با اين حال رعايت يکسري اصول مي‌تواند سلامت غذايي شما را در سفر تضمين کند.
 اصل اول اين‌که قبل از هر چيز به بهداشت و ايمني مواد‌غذايي دقت کنيد تا از مسموميت‌هاي احتمالي در طول سفر در امان بمانيد.  جدا از مسموميت‌ها يکي از مشکلاتي که اغلب در سفر پيش‌ مي‌آيد، يبوست است. بنابراين بايد در طول سفر به مقدار آبي که مصرف مي‌كنيد دقت کنيد و تا مي‌توانيد آب بنوشيد. حتي اگر آب آشاميدني سالم در دسترس نداريد آب را حداقل به‌مدت يک دقيقه بجوشانيد و بعد مصرف کنيد.  مصرف ميوه و سبزي تازه را فراموش نکنيد؛ ميوه و سبزي از مواد‌غذايي هستند که اتفاقا در طول سفر بايد به مقدار فراوان مصرف شوند.  چون خوردن آن‌ها علاوه بر تامين ويتامين‌ها و مواد مورد نياز بدن به سلامت دستگاه گوارش هم کمک مي‌كند.  نکته ديگري که در سفر بايد مورد توجه قرار بگيرد کم شدن وعده‌هاي اصلي غذاست.   از آنجا که به هر حال ريزه‌خواري در طول سفر يا به عبارتي همان ميان وعده‌ها بيشتر از ميزان معمول مي‌شوند، بهتر است براي رعايت اصل تعادل، حجم وعده‌هاي اصلي غذايي کمتر شوند. 

 اگر به اندازه كافي فضا براي اختصاص دادن يك اتاق به اين نوع وسايل نداريد، مي‌توانيد فضاي زير راه پله يا گوشه‌اي از يك اتاق را درنظر بگيريد. 

جارو‌ را كجا بگذاريم؟

جارو، چوب گردگيري و ساير ابزار تميز كردن دسته بلند باعث به هم ريختگي مي‌شوند. مي‌توانيد پشت در انباري، نگهدارنده جارو و چوب گردگيري نصب كنيد. با اين كار هم ابزار دسته بلند را از سر راه برداشته و هم باعث جريان هوا درون آن‌ها مي‌شويد. حركت هوا درون جارو‌ها باعث بهتر خشك شدن آن‌ها مي‌شود.
چگونه دستمال‌ها را مرتب كنيم؟

دستمال‌هاي كثيف را پس از استفاده در جاي اوليه خود قرار ندهيد زيرا بعدا تشخيص بين دستمال‌هاي كثيف و تميز بسيار مشكل خواهد بود. بعد از استفاده آن‌ها را بشوئيد. دستمال‌هاي كوچك و تميز را در يك ساك نگه داريد. در اين صورت نسبت به تا كردن و نگهداري آن‌ها جاي نگراني نخواهد بود. دستمال‌هاي حوله‌اي بزرگ‌تر را مي‌توان در يك طبقه يا قفسه نگهداري كرد. 

بهترين روش نگهداري از جاروبرقي

مشكل بزرگي كه جاروبرقي دارد حجيم بودن آن است و لوله خرطومي آن هميشه دست‌و‌پاگير است. براي حل اين مشكل جاروبرقي را رو به جلو و ايستاده قرار دهيد، بنابراين به سادگي به جلو يا عقب مي‌رود. لوله آن را به قلاب روي ديوار آويزان كنيد تا اندكي جا باز شده و ديگر مزاحم و دست‌وپا‌گير نباشد و تعادل كسي را برهم نزند.

با محصولات بهداشتي چه كنيم؟

محصولات بهداشتي معمولا در ظروف نامشخص و گيج‌كننده‌اي در انباري قرار دارند كه به‌سادگي نمي‌توان آنها را پيدا كرد. محصولاتي كه بيشتر مورد استفاده هستند را در ظروف و حامل‌هاي دسته‌دار قرار دهيد. باقي آن‌ها را به يك نقطه قابل دسترسي منتقل كنيد ولي سر راه قرار ندهيد. وسايلي كه كمتر مورد نياز هستند مثل انواع پوليش و واكس را در محل‌هايي قرار دهيد كه درصورت احتياج بتوانيد به سادگي آن‌ها را پيدا كنيد. 

سطل چند كاره چيست؟

سطل‌ها فضاي زيادي اشغال مي‌كنند. سعي كنيد از سطل‌هايي استفاده كنيد كه خود حامل وسايل ديگر مورد نياز در تميز كردن نيز باشند. اين كار باعث صرفه‌جويي در مكان و سهولت در جابه‌جايي وسايل مي‌شود.

دستكش‌هاي لاستيكي خود را آويزان كنيد

عموما درون دستكش‌هاي پلاستيكي مرطوب است و هنگامي كه روي سينك ظرفشويي قرار مي‌دهيد به‌خوبي خشك نمي‌شوند. به در انباري يا ديوار گيره‌هاي چسب‌دار چسبانده و دستكش را از سر انگشت آن آويزان كنيد، طوري كه قسمت باز آن رو به پايين باشد. اين كار باعث حركت هوا و خشك شدن دستكش مي‌شود. اگر دوست نداريد كه از گيره‌هايي استفاده كنيد كه دائما چسبيده باشد، مي‌توانيد از گيره‌هاي قابل برداشت استفاده كنيد. 

دو نكته تكميلي

اگر با زود پز غذا مي‌پزيد:
هميشه درنظر داشته باشيد كه نبايد هرگز روي زودپزي كه تازه خاموش كرده‌ايد، آب بريزيد، زيرا هم خطرناك است و هم اين كار باعث مي‌شود، زودپز تبديل به ديرپز شود و ديگر غذا را زود نپزد!

اگر با بخار پز غذا مي‌پزيد:
براي ساختن اين دستگاه، يك قابلمه را آب كرده و آبكشي روي آن قرار دهيد، سپس مقداري آب در قابلمه بريزيد (به ميزاني كه آبكش با آب برخورد نكند) حالا هر ماده‌اي را كه مي‌خواهيد بخارپز كنيد، روي آبكش قرار دهيد. اجاق گاز را روشن كنيد تا مواد‌غذايي شما بخارپز شود.

روش‌هاي نگهداري سرد را بشناسيد

  •  هرگز موادي كه روزانه مصرف مي‌كنيد و تخم‌مرغ‌ها را روي در يخچال نگهداري نكنيد چون درجه حرارت در اين محل‌ها بيشتر است. بلكه آن‌ها را دم دست و جلوي ديد قرار دهيد كه در عرض كمتر از 4 روز مصرف شوند.
  •  تنها محلي كه در آن غذا سالم مي‌ماند فريزر است. هنگام فريز كردن غذا، توجه داشته باشيد حتما هنوز تازه هستند و غذاي مانده را در آن قرار ندهيد. در بسته بندي كردن توجه كنيد ظرف‌هاي نگهدارنده غذا را كاملا پر كنيد. سر نايلون را محكم بنديد و براي كيسه‌هاي زيپ‌دار نيز قبل از بستن، هواي درون را كاملا خالي كنيد.
قواعد استفاده دوباره 

  •   بعضي ظروف نگهدارنده غذا براي استفاده مجدد قابل اطمينان نيستند.
  •   ظروف شيشه‌اي را مي‌توان شست و دوباره مورد استفاده قرار داد. در آن‌ها مي‌توان سس، چاشني، ترشي حتي سوپ و... نگهداري كرد.
  •   ظروف روغن و نوشابه از آن دسته از نگهدارنده‌هايي هستند كه پس از مصرف بايد دور انداخت. حتي اگر آن‌ها را خوب بشوييد باز هم قابل استفاده نيستند.
  •  كيسه‌هاي پلاستيكي زيپ‌دار هم يك بار مصرف هستند. به هيچ وجه آن‌ها را مورد استفاده مجدد قرار ندهيد زيرا به‌راحتي تميز نشده و به محلي براي رشد باكتري‌هاي زيان آور تبديل مي‌شوند.

مرتب كردن قفسه و گنجه‌هاي غذا
  •   بسته‌بندي كنيد
كوكي و كلوچه‌ها را دور نريزيد بلكه آن‌ها را در بسته بندي خود نگه داريد.
  •    رول نكنيد و برويد
غلات بو داده و چيپس را در نايلون‌هايي نگه‌داريد كه سرشان كاملا بسته مي‌شوند. 
  •    جابه‌جا كنيد
هر وقت به سراغ قفسه مي‌رويد تا چيزي از درون آن بر‌داريد، قوطي‌هاي قديمي‌تر را جلوتر قرار دهيد تا زودتر مورد استفاده قرار بگيرند. 

حدس و گمان نكنيد

از روي ظاهر غذا يا بوي آن كاملا نمي‌توان تشخيص داد مواد‌غذايي فاسد شده‌اند يا خير. حتما تاريخ انقضاي آن را درنظر داشته باشيد.

به بي‌نظمي ظروف نگهداري پايان دهيد

وقتي ظروف نگهداري غذا خالي شد، ظروف كوچك‌تر را در داخل بزرگ‌ترها قرار دهيد و آن‌ها را روي هم بچينيد. براي دسترسي آسان، مي‌توانيد تمام ظروف را در يك ديگ بزرگ قرار داده و در كابينت بگذاريد. 

ظروف مربع شكل نخريد!

هنگام خريد مواد‌غذايي به ظروف نگهدارنده آن توجه كنيد. حتي‌الامكان سعي كنيد از ظروفي كه گوشه دارند دوري كنيد چون فضاي زيادي از قفسه‌ها را اشغال مي‌كنند.

قضاوت ممنوع!

دستگاه‌هاي مكش هوا به وسيله خارج كردن هواي از درون كيسه‌ها، باعث تازه‌تر ماندن غذاي فريز شده مي‌شوند. هوا، عامل اصلي كهنه شدن غذا و سوختن فريزر است. هزينه‌اي كه بابت اين دستگاه دهيد در نهايت با حفظ سلامت فريزر و ماندگاري طولاني‌تر غذا جبران خواهد شد.

1 - آلرژي چه وقت متولد مي‌شود؟

همه چيز در فصل بهار و در آب و هوايي معتدل رخ مي‌دهد. اواخر‌ اسفند، آغاز گرده‌افشاني گياهان است. البته زمان بروز علائم، بسته به جغرافياي گياهان آلرژي‌زا، در هر منطقه متفاوت است. گرده افشاني درختان قبل از بهار آغاز شده و تا ماه‌هاي ابتدايي بهار ادامه دارد. در تابستان گرده افشاني چمن و برخي علف‌ها و اواخر تابستان تا ماه‌هاي ابتدايي پاييز گرده افشاني درختچه‌ها و علف‌هاي هرز اتفاق مي‌افتد. بنابراين بسته به اين‌كه بيمار در كدام مقطع و منطقه دچار آلرژي شده باشد، نشانه‌ها و علائم بيماري متفاوت است. 

2 - آلرژي مختص بهار است؟ 

آلرژي فصلي، تنها مختص فصل بهار نيست؛ اين عارضه با آمدن بهار آغاز مي‌شود و در تابستان و پاييز ادامه پيدا مي‌كند. فصل ابتلا به اين بيماري در همه يكسان نيست. در واقع، نوع حساسيت است كه فصل بيماري را تعيين مي‌كند؛ براي مثال آنهايي كه به گرده درختان حساسيت دارند، فصل بيماري‌شان اوايل بهار است. آنهايي كه به گرده‌هاي توليد شده از علف و چمن حساسيت دارند، فصل بيماري‌شان اواخر بهار و اوايل تابستان است. آنهايي كه منشا حساسيت‌شان گل‌هاي تزئيني است، از اواسط تابستان تا اواخر پاييز، حساسيت دارند. حالا فكر كنيد اگر يك نفر به همه اين موارد حساسيت داشته باشد، فصل بيماري‌‌اش چه مي‌شود؟ از اوايل بهار تا اواخر پاييز؛ يعني در بيشتر مواقع سال!

3 - چرا در بهار آلرژی ها بروز می کنند ؟

همه چيز در فصل بهار و در آب و هوايي معتدل رخ مي‌دهد. اواخر‌ اسفند، آغاز گرده‌افشاني گياهان است. البته زمان بروز علائم، بسته به جغرافياي گياهان آلرژي‌زا، در هر منطقه متفاوت است. گرده افشاني درختان قبل از بهار آغاز شده و تا ماه‌هاي ابتدايي بهار ادامه دارد. در تابستان گرده افشاني چمن و برخي علف‌ها و اواخر تابستان تا ماه‌هاي ابتدايي پاييز گرده افشاني درختچه‌ها و علف‌هاي هرز اتفاق مي‌افتد. بنابراين بسته به اين‌كه بيمار در كدام مقطع و منطقه دچار آلرژي شده باشد، نشانه‌ها و علائم بيماري متفاوت است. 

4 - چرا آلرژي هر سال تكرار مي‌شود؟ 

تكرار حساسيت‌هاي بهاري بيش از هر چيز برمي‌گردد به حافظه‌ بسيار قوي سيستم بدني انسان كه دانشمندان نامش را «شاهكار بزرگ» خالق گذاشته‌اند. داستان اين تكرار از زماني شروع مي‌شود كه نخستين علامت از اين بيماري در يك نقطه‌ از بدن بروز مي‌كند. سيستم ايمني دست به كار مي‌شود و خودنمايي مي‌كند و بعد از آن تا پايان عمر هر بار كه بدن با آن عامل آلرژيك برخورد كند به ياد خاطره سال گذشته مي‌افتد و همان رفتاري را از خود نشان مي‌دهد كه در سال گذشته انجام داده است. 
5 - آلرژي به معناي ضعف سيستم بدني است؟ 

در واقع اين تصور عامه كه بعضي از آدم‌ها سيستم ايمني ضعيفي دارند، پايه علمي ندارد. آنچه در بدن برخي از انسان‌ها اتفاق مي‌افتد اين است كه عوامل حساسيت‌‌زا براي آنها نوعي عامل بيماري‌زا محسوب مي‌شوند و در حقيقت، حكم يك ميكروب يا يك عامل پاتوژن و بيماري‌زا دارند. اين عوامل مي‌توانند در بدن، بيماري‌هاي شديدتري ايجاد كنند. سيستم ايمني با دخالت در اين جريان، واكنش‌هاي ايجاد شده را تعديل مي‌كند. درست در همين شرايط است كه علائم حساسيتي در چشم ايجاد مي‌شود و ما آن را بيماري مي‌ناميم اما واقعيت قضيه اين است كه ما نه با يك بيماري كه با واكنش طبيعي بدن نسبت به عوامل حساسيت زا طرف هستيم. همه اين واكنش‌ها ناشي از وفاداري سيستم ايمني به بدن است. در واقع نخستين چيزي كه سيستم ايمني قبل از تولد ياد مي‌گيرد اين است كه به بدن خود وفادار باشد و از آن محافظت كند. اين ماموريتي است كه تا پايان عمر آن‌را به‌خوبي انجام مي‌دهد.


6 - علائم آلرژي چيست؟

سرفه، آبريزش، خارش چشم، بيني و عطسه از علائم خفيف آلرژي هستند. اگر دچار آلرژي خفيف هستيد، خوش به سعادت‌تان اما فكر نكنيد هميشه شدت بيماري به يك صورت باقي مي‌ماند. ممكن است بيماري با گذشت زمان شديدتر شود. هر چه سن‌تان بالاتر مي‌رود، اين عارضه شما را بيشتر اذيت مي‌كند. زماني كه حس مي‌كنيد ديگر داريد از دست بهار خفه مي‌شويد؛ يعني دچار علائم شديد آلرژي شده‌ايد. آبريزش و خارش شديد بيني، اشك ريزي مداوم از چشم‌ها و درد و فشار در اثر التهاب درصورت و مجاري تنفسي، تحمل اين بيماري را مشكل مي‌كند. بي‌خوابي، خستگي و تحريك‌پذيري هم به‌دنبال اين علائم مي‌آيد و شما را كلافه مي‌كند. گود رفتن چشم‌ها و كبود شدن زير آنها نيز اتفاق ديگري است كه رخ مي‌دهد. وقتي اين بيماري آن‌قدر شديد شود كه زندگي و كارتان را مختل كند، لازم است حتما درمان شود وگرنه علاوه بر جسم، روان تان را نيز دچار مشكل مي‌كند.

7 - چطور از دست آلرژي خلاص شويم؟

 شست‌وشوي مرتب چشم‌ها: نخستين قدم در راه رسيدن به آرامش در چشمان‌تان اين است كه آنها را بشوييد. اين شست‌وشو بايد مداوم و با برنامه باشد. چشم‌هاي‌تان را با آب ولرم و شامپو بچه بشوييد. لازم است هر 6 ساعت يك‌بار چشم‌ها را بشوييد‌ سپس خشك كنيد.  

 كاربرد محتاطانه قطره‌هاي استريل چشمي: بعد از شست‌وشو و خشك‌كردن‌، قطره بتامتازون چشمي را ‌يك دهم درصد در چشم بريزيد يعني 2 قطره در هر چشم بچكانيد. اين كار را 4 بار در روز تكرار كنيد. طول درمان 7 روز است. توجه كنيد اگر بعد از 7 روز چشم‌تان خوب نشد؛ اين كار را ادامه ندهيد.

  استفاده از داروهاي ضد‌حساسيت ديگر: آلرژي اگر بيايد؛ به اين زودي‌ها رهاي‌تان نمي‌كند. اين مهماني است كه زياد مي‌ماند و هر سال هم به شما سر مي‌زند. داروهاي ضد‌‌حساسيت خوراكي هم مي‌توانند تا حد زيادي به شما كمك كنند. خوردن قرص‌ آنتي‌هيستامين هر 6 ساعت، مي‌تواند تا 7 روز مؤثر باشد. 

 تغيير آب و هوا: گاهي اوقات تنها راه درمان، ترك شهر و ديار و تغيير آب و هواست. يك كلام بايد مهاجرت كنيد.راهي مناطق سرد و مرطوب شويد. اين بهترين راه براي خلاصي از اين بيماري است.

8 - حساسيت‌ چشمي چطور شروع مي‌شود؟

با شروع گرده‌ افشاني گل‌ها، انتشار ترشحات گياهان و تماس آنها با چشم، چشم از خود واكنش نشان داده و شروع به خارش مي‌كند. 

 خارش چشم: ‌خارش، نخستين اتفاقي است كه ممكن است براي چشم شما بيفتد. اين مشكل معمولا شايع‌تر از قرمزي چشم‌ها و در اكثر مواقع نخستين علامت بروز حساسيت‌هاي بهاري است. چشم‌ها مدت كوتاهي پس از بيرون آمدن از منزل، دچار خارش شديد مي‌شوند؛ خارشي كه فرد نمي‌تواند كنترلش كند و آن‌قدر ادامه مي‌يابد تا چشم‌ها پرخون و كاملا قرمز شوند.به همين دليل قرمزي چشم‌ها اكثرا به‌دنبال خارش‌هاي شديد است. 

 قرمزي چشم: يكي از علامت‌هايي است كه به ما مي‌فهماند دچار آلرژي شده‌ايم. واكنش‌هاي آلرژيك در چشم، سبب قرمزي در سطوح داخلي پلك‌ها و كره چشم مي‌شوند. اين قرمزي در اكثر موارد به‌صورت حاد رخ مي‌دهد و فرد پس از يك روز سخت كاري يا يك گردش ساده در محيط باز در پايان شب، متوجه قرمزي چشم‌ها مي‌شود كه معمولا هر دو چشم را درگير مي‌كند اما مي‌تواند يك‌طرفه نيز باشد. 

 ترشحات چركي: به ندرت بيماراني كه دچار ترشحات چركي چشم مي‌شوند مي‌توانند شب‌‌ها به راحتي بخوابند. يكي از مشكلات اين افراد ترشحات صبحگاهي فراواني است كه در برخي موارد چشم‌ها را كاملا به هم مي‌چسباند. براي جدا كردن مژه‌ها و باز كردن چشم، شست‌وشو دادن آنها با مقداري آب بهترين كار است.
 اين ترشحات كه اكثرا شيري‌رنگ و چرك‌آلود هستند، مي‌توانند علامت وقوع عفونت باكتريال باشد و نشان‌دهنده شديدتر شدن واكنش آلرژيك است. در اين صورت بايد در اسرع وقت درمان آنتي‌‌بيوتيكي براي فرد آغاز شود.

 ريزش اشك: ساده‌ترين نوع اين بيماري،‌ زماني است كه فرد تنها از يك ريزش اشك كلافه‌كننده شكايت مي‌كند؛ ريزشي كه معمولا در فضاي باز رخ مي‌دهد و ظاهر بيمار را مختصري ناخوشايند مي‌كند.

9 - چگونه با مشكلات چشمي مبارزه كنيد؟

براي خيلي‌ها بهار، جدا از تازگي و زيبايي يادآور شروع دوباره قرمزي و خارش‌هاي شبانه چشم‌هاست. 
راز اين دردسر سالانه هم در مكانيسم پيچيده سيستم ايمني بدن است. سيستمي كه گمان مي‌كند همه عوامل خارجي برايش مضر است و بايد از بين برود. كم نيستند كساني كه با سيستم ايمني شان در بهار هر سال درگير هستند. چشم‌ها اصلا ميانه خوبي با فصل گل و بلبل ندارند و با آمدن آن،كمر همت مي‌بندند تا با تمام قوا به جنگش بروند.

10 - آلرژي چطور آسم مي‌شود؟

گرده‌ گل‌ها كه در فصل بهار در هوا منتشر مي‌شوند، در دستگاه تنفس و نقاط تحتاني‌تر ايجاد التهاب مي‌كنند. اين التهاب، تنگي نفس، احساس ناراحتي و درد سينه، سرفه و خس خس سينه به همراه دارد. اين گرده‌ها با ايجاد التهاب در راه هوايي، جا خوش مي‌كنند و كم كم ماندگار مي‌شوند. سرفه‌هاي خلط دار و شديد، مهمان ثانيه‌هاي شما مي‌شوند. اين ماندگاري همان چيزي است كه آسم مي‌نامند. چيزي نمي‌گذرد كه دست به دامان اسپري‌هاي آسم مي‌شويد تا راه باريكي براي تنفس باز كنيد. دليل 40 درصد از آسم‌ها، آلرژي است. عوامل اصلي تحريك اين آلرژي نيز غذا، گرد و خاك و گرده افشاني گياهان، به علاوه گزيدن حشرات و اثرات به جا مانده از آنها و فضولات باقي مانده از سوسك‌ها در حمام است. 
 11 - چطور از آلرژي فرار كنيد؟

 دوري كنيد: از هر چيزي كه موجب بروز حساسيت در شما مي‌شود، دوري كنيد. اگر نسبت به موي حيوانات حساسيت داريد، از ورود حيوانات به اتاق خواب‌تان جلوگيري كنيد. مي‌توانيد از رو تختي‌هاي مخصوص و ضد‌حساسيت استفاده كنيد. ملحفه‌ها و پتو را در آب داغ بجوشانيد تا مواد حساسيت زا از بين بروند. از يك دستگاه تصفيه هوا هم استفاده كنيد. 

 خوراكي‌ها را چك كنيد: اگر نسبت به يك ماده غذايي حساسيت داريد، هميشه برچسب مواد‌غذايي را چك كنيد تا از مواد و اجزاي تشكيل‌دهنده آن آگاه شويد. 

12 - آلرژي ارثي است؟

آلرژي‌ها، به‌صورت ارثي، توسط ژن‌ها از پدر و مادر به كودك منتقل مي‌شوند. ممكن است نوزاداني با زمينه مساعد ژنتيك براي ابتلا به آلرژي به دنيا بيايند. وقتي فقط يكي از والدين مبتلا باشد، اين احتمال در فرزند 48 درصد است اما اگر هر دوي آن‌ها مبتلا باشند، تا 
70 درصد ممكن است كودك آنها هم درگير بيماري شود. آقايان به‌خصوص اگر نخستين فرزند خانواده باشند، بيشتر مبتلا مي‌شوند. در اين مورد، مردان مي‌توانند بگويند بدشانس‌تر از خانم‌ها هستند! فصل خانه تكاني است و طبيعتا خانه تميز و كلا پاكيزه نگه داشتن اتاق كودك و كل خانه، قراردادن اسباب بازي‌ها و عروسك‌هاي پشمالو در جعبه و تميز كردن و گردگيري مداوم اتاق نيز مي‌تواند مواد حساسيت زا را از كودك مبتلا به آلرژي دور نگه دارد. عجيب اين‌جاست كه قرار گرفتن در معرض دود سيگار در سال اول زندگي همچنين مواد حساسيت‌زاي ديگر مانند گرد و غبار و حيوانات خانگي هم آتش اين بيماري را شعله‌ور مي‌كند. يكي از جالب‌ترين روش‌هايي كه مي‌توان از همان دوران نوزادي براي پيشگيري از آلرژيك به كار برد، تغذيه با شير مادر است. كساني كه تا يك سالگي شير مادر مي‌‌خورند، در آينده كمتر آسم وآلرژي مي‌گيرند. 
13 - آلرژن‌هاي محيط خانه چه چيزهايي هستند؟

گاهي حساسيت نه از گرده افشاني گل‌ها و گياهان بلكه ناشي از حساسيت زاهاي محيط خانه هستند. 
پر، موي حيوانات، حشرات، سوسك‌ها و كپك‌ها كه ممكن است همواره در محيط داخلي خانه وجود داشته باشند، از جمله آلرژن‌ها هستند. براي رهايي از اين نوع آلرژي نيز كافي است حشرات را از بين ببريد و خانه را تميز نگهداريد. تميز كردن داخل رختخواب با جارو برقي‌هاي مجهز به سيستم خاص نيز گرده‌ها را به حداقل ممكن مي‌رساند. 

14 - با گرده‌افشاني چه كنيم؟

اگر به گرده‌هاي گياهان حساسيت داريد؛ كافي است اوايل صبح و عصر از خانه بيرون نياييد؛ حتي اگر در خانه مي‌مانيد هم در و پنجره‌ها را بسته نگهداريد تا گرده‌ها از پنجره و مجراها، راه نفوذ به داخل نداشته باشند. روزهاي خشك و بادخيز را براي بيرون رفتن انتخاب نكنيد. اگر مجبور به خروج از خانه شديد درصورت استفاده از ماشين، شيشه‌ها را بالا دهيد. از عينك‌هاي مناسب استفاده كنيد تا گرده‌ها كمتر وارد چشم‌تان شود. اگر بيرون از خانه علامت خاصي را مشاهده كرديد يا براي مثال، عطسه‌هاي پي در پي داشتيد، به محض برگشت به خانه دوش بگيريد. دوش گرفتن كمك مي‌كند تا گرده‌هاي مختلف در قسمت‌هاي مختلف بدن‌تان تا حد زيادي شسته شود. بهترين زمان براي شما وقتي است كه يك باران خوب باريده و هوا را از مواد حساسيت‌‌زا آفرين پاك كرده باشد. از فيلتر‌هاي مخصوص هوا كه قابليت پاك كنندگي بالايي دارند در خانه استفاده كنيد. بهتر است براي خشك كردن لباس و ملحفه‌ها از محيط باز استفاده نكنيد. اين كار باعث مي‌شود گرده‌هاي پراكنده در محيط به بافت پارچه نفوذ كرده و به‌طور غيرمستقيم وارد محيط زندگي‌تان شوند. اگر سابقه حساسيت و آلرژي داريد؛ مي‌توانيد با مصرف داروهاي پيشگيرانه مثل كلروملين، 2 تا 4 هفته قبل از آغاز گرده‌افشاني گياهان، خودتان را واكسينه كنيد. به اين ترتيب يا علائم ظاهر نمي‌شود يا شدت بروز آن به حداقل مي‌رسد. 
15 - با آلرژي چه بايد كرد؟

اگرچه درمان‌هاي مختلفي از قرص و شربت گرفته تا اسپري براي تسكين اين بيماري وجود دارد اما مسلم است تا وقتي ماده حساسيت‌زا در محيط وجود دارد، بدن شما به آن واكنش نشان مي‌دهد. البته اگر «ايمونوتراپي» انجام دهيد تا حد زيادي مي‌تواند آلرژي شما را مهار كند، اما انجام اين كار هم بي‌دردسر نيست. در اين روش، با تزريق دوره‌اي يك ماده حساسيت‌زا كه به‌تدريج ميزان آن زياد مي‌شود؛ حساسيت سيستم ايمني بدن را نسبت به اين ماده از بين مي‌برد. اين تزريق كه به‌صورت ماهانه و تا 5 سال انجام مي‌شود، اثرش معمولا بعد از 3 تا 6 ماه شروع مي‌شود. 

16 - به چه چيزي حساس هستيد؟ 

آگاهي از چيزي كه باعث حساسيت مي‌شود هم نعمتي است. اگر شما در فصل خاصي با بروز حساسيت‌هاي آلرژيك مواجه هستيد و نمي‌دانيد چه چيزي شما را آزار مي‌دهد؛ كافي است سري به مراكز دانشگاهي بزنيد. اين مراكز با انجام تست آلرژي به‌صورت كاملا علمي نوع آلرژي شما را مشخص كرده و دشمن را به شما معرفي مي‌كنند. 

17 - حساسيت‌زاهاي خوراكي را مي‌شناسيد؟

افراد حساس به گرده‌هاي خاص ممكن است با خوردن غذاهايي دچار علائم حساسيت و آلرژي شوند كه تا به حال از آنها استفاده مي‌كردند. كساني كه به گرده گياهي حساسيت دارند با خوردن ميوه‌هايي مثل موز، سيب، كيوي و شاه بلوط در فصل بهار دچار علائم حساسيت مي‌شوند. اين در حالي است كه همين ميوه‌ها را در فصل‌هاي ديگر مي‌توانند مصرف كنند. افزايش و تراكم گرده‌ها در فصل بهار تنها دليل بروز اين حساسيت است. شير گاو، تخم مرغ، بادام زميني، گندم، سبوس، ميگو، خرچنگ و صدف نيز از جمله غذاهايي هستند كه ايجاد آلرژي مي‌كنند. 

18 - شما سرما خورده‌ايد؟

حتما پيش آمده كه صبح از خواب بلند شويد و احساس كنيد سرما خورده‌ايد اما در حقيقت تراكم گرده‌ها شما را دچار آلرژي كرده‌اند. ساعات آغازين روز با بيشترين ميزان تراكم گرده‌ها همراه است. اين حالت در عصر هم تكرار مي‌شود. بسياري از اوقات تشخيص سرماخوردگي از آلرژي بسيار سخت است، زيرا علائم هردو مي‌توانند شبيه هم باشند. اما سرماخوردگي معمولا دو، سه روز بعد از تماس با ويروس ايجاد مي‌شود و اغلب بعد ازگذشت 5 تا 7 روز، علائم بيماري از بين مي‌رود. بنابراين اگر علائم سرما‌خوردگي شما بيش از 2 هفته طول كشيد، به احتمال زياد شما دچار آلرژي شده‌ايد.

19 - آلرژي با سرماخوردگي چه تفاوتي دارد؟ 

بين سرماخوردگي و آلرژي تفاوت‌هايي وجود دارد. هنگام بروز علائم حساسيتي بيني و چشمان شما دچار خارش مي‌شوند. درصورتي كه در سرماخوردگي چنين حالتي به‌وجود نمي‌آيد. اگر آبريزش بيني شما ترشحاتي آبكي و گاهي غليظ و زرد رنگ دارد و كمي‌ هم بدن درد و تب داريد، احتمالا دچار سرماخوردگي هستيد اما اگر ترشحات بيني‌تان خيلي آبكي است و تب هم نداريد، بايد به فكر آلرژي هم باشيد. اگر شما عطسه مي‌كنيد، خارش داريد و به خس‌خس سينه دچار شده‌ايد يا اغلب بعد از خوردن يك ماده غذايي خاص دچار بيماري مي‌شويد، به احتمال زياد دچار آلرژي هستيد و بايد از مصرف آن ماده غذايي خودداري كنيد. استفاده نابجا از آنتي‌بيوتيك‌ها و مسكن‌ها در مواقع بروز تظاهرات آلرژيك يا استفاده از كورتون در مواقع سرماخوردگي مي‌تواند عوارضي را به‌دنبال داشته باشد. استفاده خودسرانه از آنتي‌بيوتيك شدت علائم آلرژيك را افزايش مي‌دهد. تشخيص سرماخوردگي و حساسيت براي خودتان كار سختي است؛ اين تشخيصي است كه بايد پزشك انجام دهد. 

20 - دچار تب يونجه شده‌ايد؟

اگر آب ريزش پيدا كرده‌ايد و احساس خفگي مي‌كنيد، اگر مدام عطسه مي‌كنيد و در تمام طول روز چرت مي‌زنيد و شب‌ها هم با دهان نفس مي‌كشيد؛ ممكن است به تب يونجه معروف است، دچار شده باشيد؛ تبي كه علتش گرد‌و‌خاك و گرده‌افشاني گياهان است. تب يونجه يكي از فعل و انفعالاتي است كه توسط فاكتور شرايط محيطي يا غذا، مردمي را كه سيستم ايمني حساسي دارند، مبتلا مي‌كند. 

21 - در بهار سكته نكنيد

غير از خودكشي، يك اتفاق ديگر هم در بهار بيشتر ثبت شده است؛ سكته. سكته در فصل بهار شايع‌تر از ساير فصول سال است. نكته مهم اين‌كه افزايش خطر بروز آن در مردان، زنان، جوانان و افراد مسن مشابه است. احتمال بروز سكته در فصل بهار تقريبا چهار برابر بيشتر از فصل تابستان است. در اين بررسي، خطر سكته در ماه‌هاي مارس، آوريل و مي كه به‌ترتيب با ماه‌هاي اسفند، فروردين و ارديبهشت مطابقت دارند بدون توجه به عوامل خطرساز شناخته شده‌اي مانند فشارخون بالا، سيگار كشيدن و ديابت بالاتر بود. مكانيسم ارتباط شيوع سكته با تغيير فصل هنوز كاملا شناخته نشده است. البته مشخص شده فشارخون، تنوع فصلي مشابهي دارد. اگر فشارخون طي ماه‌هاي سرد سال بالا برود، مي‌تواند در شيوع بيشتر سكته كه در فصل بهار مشاهده مي‌شود دخيل باشد. همين‌طور شواهدي وجود دارد كه بر مبناي آن خون ممكن است طي فصل‌هاي سردتر سال بيشتر مستعد لخته شدن باشد، سطوح كلسترول خون در اين زمان از سال بالاتر مي‌روند و سطوح پروتئين‌ها و سلول‌هاي خوني خاصي كه در بروز التهاب و لخته دخيل هستند نيز در اين مقطع زماني افزايش مي‌يابد. همچنين آنفلوآنزا و ديگر عفونت‌هاي تنفسي نيز ممكن است نقش مهمي داشته باشند.

22 - خواب بهاري هم آلرژي است؟

معروف است كه بهار فصل خواب‌هاي لذيذ است. اما چرا در بهار كه با شادابي و طراوت شناخته مي‌شود، احساس خواب‌آلودگي به سراغ انسان مي‌آيد؟ كسالت بهاري از ديدگاه پزشكي بيماري محسوب نمي‌شود بلكه اين حالت ناشي از تغييرات بدن به واسطه گذر از فصل زمستان به فصل بهار است. اين تغييرات تنها مختص انسان نيست بلكه در ميان جانوران نيز تغييرات چشمگيري در اين زمينه مشاهده مي‌شود. كافي است نگاهي به پرندگان بيندازيم؛ اغلب پرندگان بر خلاف ديگر ماه‌هاي سال، به ناگاه در اوايل اسفند يا ساكت مي‌شوند يا به ندرت آواز مي‌خوانند. 
البته خواب آلودگي بهاري مي‌تواند با افزايش شيوع آلرژي در اين فصل نيز ارتباط داشته باشد. با فرارسيدن فصل بهار، ميزان بروز آلرژي‌هاي فصلي و همچنين سرماخوردگي به‌دليل متغير ‌بودن هوا افزايش مي‌يابد كه براي كنترل آن، افراد مجبورند داروهايي را مصرف كنند كه گيجي و خواب‌آلودگي در پي دارند. دانشمندان با كالبد شكافي برخي پرندگان دريافتند مغز پرندگان در فصل بهار كمي‌ بزرگ‌تر از اندازه معمول مي‌شود. آنها معتقدند، تغييرات شديد آب و هوايي باعث نياز بيش از معمول انسان به خواب در فصل بهار مي‌شود. رگ‌هاي خوني بدن انسان به‌خوبي قادرند با هرگونه دمايي خود را وفق دهند. بر اين اساس رگ‌هاي بدن در فصل گرما گشاد و در سرما دوباره تنگ مي‌شوند. با وجود اين، رگ‌ها نمي‌توانند در بهار به حد كافي و با سرعت مورد نياز، خود را با تغييرات سريع و نسبتا شديد آب و هوايي تطابق دهند كه نتيجه اين حالت ايجاد سرگيجه و سردرد در انسان است. از سويي ديگر، بدن انسان در فصل بهار به‌شدت نيازمند تامين انواع ويتامين‌ها و مواد معدني مانند آهن است، زيرا كمبود اين ماده مهم حياتي، خون‌سازي را دچار اختلال كرده و به‌دنبال آن روند تامين اكسيژن مورد نياز بدن مختل مي‌شود كه نتيجه آن خستگي، ضعف و افت كارآيي بدن است.
با اين حساب مشخص است كه در بهار بايد بيشتر اكسيژن‌گيري كنيد تا خواب بهاري كمتري سراغ‌تان بيايد. ميوه هم حسابي بخوريد. 

23 - با آلرژي پوستي چه كنيم؟

آلرژي فصلي بيشتر با علائم ريوي ظاهر مي‌شود، اما ممكن است با شروع اين علائم، در ساير قسمت‌هاي بدن و به‌ويژه درصورت و پوست نيز علائمي ظاهر شود. شروع فصل بهار عموما با 2 نوع بيماري پوستي همراه است. يك دسته بيماري‌هاي ميكروبي و قارچي هستند و دسته ديگر نيز بر اثر تابش خورشيد در افراد ايجاد مي‌شود. درخصوص بيماري‌هاي ناشي از تابش آفتاب، مشكلات با مصرف يك ضد‌آفتاب تا حد زيادي برطرف مي‌شود. بيماري‌هاي قارچي و ميكروبي پوست هم با رعايت بهداشت در مكان‌هاي عمومي قابل پيشگيري است.

24 - بهار فصل افسردگي است؟

بهار فصل شادي و خوشي است و نبايد انتظار افسردگي داشت.  اما جالب اينجاست كه بالاترين درصد خودكشي را فصل بهار از آن خود كرده و ماه ارديبهشت سرآمد خودكشي‌هاي بهاره است. علت اين فاصله را آفتاب بهاري مي‌دانند. با اينكه آفتاب با افزايش ترشح سروتونين در مغز باعث مقابله با افسردگي مي‌شود اما گويا به كساني كه نقشه خودكشي در سر پرورانده اند، انرژي مضاعفي براي تجلي افكارشان مي‌بخشد. سروتونين ماده‌اي شيميايي‌ است كه در مغز احساس شادي به همراه مي‌آورد و ترشح آن به تغييرات مثبت خلق و خو كمك مي‌كند. اما گويا اين ماده در افرادي كه از ميزان افسردگي بالا رنج مي‌برند يا در حال خروج از آن هستند، كاملا برعكس عمل مي‌كند. روبه‌رو شدن با فصل بهار براي كساني كه به افسردگي شديد مبتلا هستند، خارج از تحمل است. همين بي‌تحملي، ميزان خودكشي در اين فصل را بالا مي‌برد.