با تفريحات پرهزينه تهرانیها آشنا شويد
پول خرج کردن در آسمان
بالون
می خواهید به آرزوی پرواز برسید اما این بار نه با هواپیما سوار شدن. پرواز، تجربه هیجان میان ابرهاست؛ تصور کودکی بيشتر ما که با نشستن در یک بالون بزرگ و رنگی شکل گرفته و همچنان ادامه دارد. این تصور کودکی حالا تحقق پیدا کرده و میتواند عملی شود. خریدن بلیت و بعد هم طی کردن ۴۰ دقیقه آرام لابهلای ابرها و بر فراز آسمان از آن اتفاقات آرام اما پرهیجان است. تجربه ای که کمتر پیش میآید و هنوز خیلیها به سمتش نرفتند. آسمان دشت ری آرزوی پرواز شما را در بالون به راحتی به حقیقت میرساند. هر بالون میتواند ۵ نفر را حمل کند و قیمت بلیت برای هر نفر 380 هزار تومان است.
پاراگلایدر
پاراگلایدر اما تجربه دیگری از پرواز است. هیجانش چندین برابر بالون است و البته دل و جرات خودش را می خواهد. ممکن است کسی شما را همراهی نکند و همین احساس خطر را بیشتر میکند. پاراگلایدر این روزها آموزش هم داده میشود. دورههای آموزش شامل آشنایی با قسمتهای مختلف چتر یا پاراگلایدر، تمرینهای کشیدن چتر بر زمین، پریدن از تپه کوتاه و بلند با چتر، پریدن با چتر همراه مربی و پرواز به تنهایی است که تمام تجهیزات توسط مربی در اختیار شما قرار میگیرد و قیمت آن برای شما تقریبا یک میلیون تومان تمام میشود. اگر بخواهید خودتان هم یک پاراگلایدر داشته باشید باید مبلغ قابل توجهی را پرداخت کنید.برای پروازهای تفریحی هم باید بلیت تهیه کنید که مبلغ آن برای هر نفر 120هزار تومان است. تجهیزات در اختیار شما قرار میگیرد و تنها چیزی که لازم دارید یک کفش مناسب و یک فلش است برای اینکه وقتی از پرواز شما فیلم گرفته میشود داخل فلش یا رم ریخته شود. اصلا هم نیازی نیست که در پروازهای تفریحی شما حتما آموزش دیده باشید بلکه مربی کاملا شما را کنترل میکند و هدایت شما را برعهده دارد.
تفریحات گران آبی
نام تفریحات مدرن این روزها در ایران و به خصوص تهران بیشتر شنیده میشود و در پایتخت حسابی اوج گرفته و با ایجاد انواع دریاچههای مصنوعی طرفداران زیادی به دست آورده است. کایاک سواری، جت اسکی، شاتل، انواع قایقهای موتوری و در یک کلام آببازی همگی جزو تفریحات آبی پرخرج به حساب میآیند؛ تفریحاتی که برای لذت بردن از آن باید حساب و کتاب دقیق داشته باشید و بدانید که دقیقا چقدر پول توی جیبتان است. پس بايد بدانید که شما برای ۱۵ دقیقه قایقسواری با انواع قایقهای تفریحی باید 25 هزار تومان بپردازید. البته هر قایق مخصوص قابل استفاده چند نفر است و همین میتواند هزینه شما را کم کند اما واقعیت این است که تفریح شما قرار نیست فقط به این یک مورد ختم شود. کایاک سواری هم15 هزار تومان هزینه دارد اما در عوض شما میتوانید یک ساعت از این تفریح لذت ببرید. جت اسکی تا حدودی هزینه بالاتری دارد، شاید چون هیجان بیشتری هم به شما منتقل میکند، به همین دلیل ۱۵ دقیقه جت اسکی هزینه 55 هزار تومانی دارد. ۱۵ دقیقه اسکی روی آب هم 50 هزار تومان هزینه دارد و برای سوار شدن شاتل باید70 هزار تومان هزینه کنید. البته ناگفته نماند شاتل مخصوص دو نفر است.
باشگاههاي ورزشي
بيشک پرداختن جلسهاي 120 هزار تومان براي ساعتي ورزش كردن از عهده كمتر كسي برميآيد. باشگاههاي ورزشي اين روزها به مكاني براي تفريح جوانان تبديل شده است و مديريت اين باشگاهها با توجه به حال و هواي جوانان امروزي وتوقعات آنها باشگاه هاي مجهزي را راه انداري کردهاند. باشگاهها با داشتن از جديدترين امكانات و تجهيزات ورزشي، شهريه يك ساله خود را با حساب 140 جلسه در سال و با توجه به محل و امکانات آن بین 800 تا 3 میلیون تومان قرار داده اند. با اين حال پرداخت 60 هزار تومان براي هر جلسه حضور در برخی از اين باشگاهها از عهده كمتر كسي بر مي آيد و اين حضور در ادامه با استفاده از ديگر امكانات به بيش از صد هزار تومان در هر جلسه نيز خواهد رسيد. براي ثبتنام در باشگاه هاي ورزشي شهر اين نكته را هيچگاه فراموش نكنيد كه اين گونه باشگاهها يا نان امكانات خود را ميخورند يا برندي كه دارند، همين 2 نكته است كه برخي از اين مكانها را به پاتوق افراد سرشناس تبديل ميكند. عضويت يكساله با 2 روز در هفته حضور در اين باشگاه، برايتان 10 ميليون تومان آب ميخورد. در اين باشگاهها برخلاف بسياري از مجموعههاي ورزشي امكان بازديد از سالنها پيش از ثبت نام را نخواهيد داشت و در صورتي كه با درخواست شما موافقت شود با پوشش خاصي اجازه ورود به سالنها را خواهيد داشت. كلاسهاي مجزا راهم ميتوانيد با يك ميليون تومان ثبت نام كنيد. اينها تنها بخشي از امكانات و كلاسهاي جانبي مجموعه هاي ورزشي است؛ امكاناتي كه اگر شما را راضي نميكند ميتوانيد با عضويت در اين باشگاهها و جلب اطمينان سايرين، به دنياي باورنكردني تفريحات بيشمار اين روزهاي جوانان دست و دلباز وارد شويد؛ دنيايي كه اگر وارد آن شديد، نبايد فراموش كنيد كه تداوم حضور در آن، هزينه حداقل 2ميليون توماني در ماه را طلب ميكند.
موتورسواری
حالا میتوان امید داشت که بیشتر مردم کشورمان حسرت یک روز هیجانانگیز را نداشته باشند. موتورهای چهار چرخ یا همان ATV از بازیهایی است که به تازگی جا افتاده. تجربه موتور سواری روی تپه ماهورهای مختلف میتواند حسابی یک روز کسلکننده را برای آدم تغییر دهد. ۲۲۵ هزار تومان هزینه یک موتور سواری هیجانانگیز است که البته باید لباس و تجهیزات لازم را به همراه داشته باشید چون در غیر این صورت باید از تجهیزات باشگاه استفاده کنید، البته بعضی از باشگاهها غیر از امکانات مورد استفاده موتورهای ATV امکانات دیگری هم دارند، مثل استفاده از فوتبال دستی که میتواند خودش در چنین محیطهایی جالب باشد.
پاساژگردی
خیلی قدیمترها تنها جایی که مردم برای خرید سراغ داشتند، بازارهای اصلی شهرشان بود اما با گذشت زمان شکل بازارها تغییر کرد و پاساژها با انواع و اقسام اسم و معماری در اکثر خیابانهای پررفتوآمد دیده شدند. اگر در شبهای تعطیل سری به این پاساژها بزنید با جمعیت زیادی روبهرو میشوید که خیلی از آنها مشتری نیستند و فقط برای گردش، استفاده از کافی شاپ،رستوران، کافینت و فضای بازی کودکان به پاساژ آمدهاند.
مرکز تجاریهای بیشماری با حضور برندهای معتبر بینالمللی کیف، پوشاک، کفش، طلا، جواهرات، ساعت، لوازم آرایشی و ادکلن با عرضه برترین برندهای لوکس دنیا در چند سال اخیر افتتاح شده و به گفته مشتریان بعضی از آنها از لوکسترین مراکز خرید شهر تهران است که میتوان گفت که با دیگر مراکز خرید معتبر جهانی تفاوت چندانی ندارد و بودن و نشستن و حتی خرید از آن کیسهای پر پول می خواهد.
بعضی از این پاساژها میتواند رنگ چهرهتان را عوض کند. نمونه آن پاساژي است در خیابان الهیه كه چنان خوش نشسته که دهان هر عابری را باز نگه میدارد. وارد پاساژ که میشوی، بوتیکها گوش تا گوش یک سالن بزرگ را پر کردهاند. در این پاساژ، ارزانترین کالا تی شرت است که ارزانترین آن را میتوان با قیمت بیش از یک میلیون خریداری کرد. ارزانترین شلوار جین این پاساژ 700 هزار تومان و ارزانترین کمربندها 500 هزار تومان قیمت دارد. هر جفت کفش در این پاساژ به بیش از 3 میلیون تومان هم میرسد؛ البته کفش 2 میلیونی نیز هر از گاهی در ویترین این پاساژ خودنمایی میکند اما به نظر میرسد مشتریان تمایلی برای خرید آن ندارند. کمی سخت است که باور کنیم در این بازار، شلوار پارچهای تا یک و نیم میلیون تومان قیمت دارد یا کفش زنان با مارک گوچی و مانگو و زارا هر کدام با حداقل ۹۰۰ هزار تومان به فروش میرسند. کیفهای زنانه نیز در این بازار ۸۰۰ تا ۸۵۰ هزار تومان قیمت دارند و در برخی مغازه ها کفشهای زنانه 2 میلیونی نیز پیدا میشود. فروشندگان این پاساژها می گویند که مشتریان کفش در این پاساژ به طور میانگین کفشهایی بالاتر از یک و نیم تا 2میلیون تومان خریداری میکنند و تاکید دارند که این قیمتها خیلی هم بالا نیست و خیلیها متقاضی خرید این اجناس هستند. او همچنین میگوید «هر کسی نباید برای خرید و تفریح به این پاساژ بیاید چون اینجا جای هر کسی نیست»اکثر مشتریان من از جوانان به اصطلاح مایهدار شهر هستند که یا برای تفریح یا برای چشم و هم چشمی از این بازار خرید میکنند.
فروشندگان کیف و کفش زنانه میگویند برخی افراد در این بازار فقط در یک پروژه خرید بیش از ۱۳تا۱۴ میلیون کیف و کفش یا البسه دیگر خریداری میکنند. ساعت کمتر از 3میلیون در این پاساژ پیدا نمی شود و ساعت های تگ هویر و رولکس با قیمتهای ۴۰ میلیون تا ۱۷۰ میلیون تومان پشت ویترین خودنمایی میکنند. بنابراین اگر روزی هوس کردید که در این پاساژها چرخی بزنید و نگاهی به مغازه ها و اجناس آنها بیندازید یادتان باشد هوس خرید کردن و سرزدن به کافیشاپها را فراموش کنید، در غیر اینصورت فکرش هم برایتان گران تمام میشود.
پرهزینهترین تورهای داخلی
گردشگري پس از صنعت نفت و اتومبيلسازي سومين صنعت پولساز دنياست. همه جای دنیا گرانترین هتلهایشان را معرفی میکنند تا پولدارهای دنیا را به سمت خودشان بکشانند اما در ایران اینگونه نیست.سال ها تصور می شد که هتل عباسی اصفهان گرانترین هتل ایران است، در صورتی که با یک پرسوجوی ساده از قیمت چند هتل برایمان مشخص شد که اینطور نیست.قيمت تورها و هتلهاي دو تا پنج ستاره در شهرهاي شيراز، كيش، تهران و مشهد از قيمت هتلهاي مشابه در دوبي، استانبول، كوالالامپور، آنكارا و... برابر است. مقايسه قيمت هتلهاي شهرهاي مختلف كشور با شهرهاي توريستي كشورهاي همسايه يا همرده ايران نشان میدهد كه ايران به نسبت، جزو گرانقيمتترين كشورهاي جهان براي گردشگران محسوب ميشود. براي مثال در شهري مانند شيراز كه ميتواند جذابيتهاي بسياري براي گردشگران داشته باشد كمترين قيمت اقامت براي يك شب در هتل براي هر نفر 50هزارتومان است و بيشترين قيمت براي هر نفر 150تا 700هزار تومان است كه مختص اتاقهاي هتل پنج ستاره است. قيمت هتل، تنها نقطه گراني ارائه خدمات به گردشگران نيست چون مقايسه تورهاي شهرهاي داخلي ايران از تهران نشان مي دهد كه قيمت يك تور براي سه شب و چهار روز اقامت در شهرهايي مانند كيش، شيراز و مشهد با همه امكانات در شرايطي برابر، بيشتر از سفر به شهرهايي مانند استانبول، آنكارا، دوبي يا باكوست.
به عنوان مثال تيرماه جاري يك سفر با تور به كيش با اقامت سه شب و چهار روز در يك هتل پنجستاره بدون هزينه ناهار و شام دستكم 800 هزارتومان هزينه برميدارد، اين در حالي است كه سفري مشابه به دوبي با اقامت در يك هتل سه ستاره و گشت روزانه به مراكز خريد براي سهشب و چهار روز 900 هزارتومان هزينه دارد. در همين حال براي انجام يك تور داخلي سفر به كردستان و كرمانشاه براي سه شب و چهار روز از تهران دستكم 450هزار تومان بايد پرداخت، با وجود اين قيمتهاي بالا، گردانندگان تور ميگويند حدود 200هزار تومان از اين مبلغ، براي اقامت در هتل هزينه ميشود. قيمت تورها در ايران بسيار بالاست. مقايسه قيمت هزينه اقامت در هتلهاي مختلف از دو تا پنجستاره در شهرهاي مختلف ايران مانند كيش، شيراز، اصفهان، تهران و مشهد با شهرهاي ديگر كشورهاي همسايه ايران نيز اين مسئله را ثابت ميكند. به نظر ميرسد پايين بودن تعداد هتلها در ايران و اينكه مردم در هر شرايطي مجبور هستند از اين جاها استفاده كنند، به هتلداران اين اطمينان را داده است تا قيمتهاي خود را افزايش دهند. پس اگر قصد دارید با این سبک تورها از شهر خود خارج شوید حتما با حساب پر راهی شوید.
کنسرت
قیمتهای عجیب و غریب بلیت کنسرتهایی که این روزها برگزار میشود، مشکل بزرگی دارد که فقط یکسری اقشار خاص میتوانند از این برنامهها استفاده کنند. اگرچه با نگاهی به تبلیغات اینترنتی این کنسرتها میشود به راحتی حدس زد که بیشتر آنها با استقبال خیلی خوبی مواجه میشوند. قیمت بلیتهای این کنسرتها از ۳۵ تا ۷۵ هزار تومان اعلام شده است، ولی بعضی از این منابع میگویند که بلیت ویآیپی این کنسرتها تا ۱۰۰هزارتومان هم فروخته میشود. اما با این حال برنامههای موسیقی با استقبال خوبی برگزار میشوند و بلیتها تا روز اجرا کاملا فروخته میشوند. حقیقت این است که وضعیت برگزاری کنسرتهای موسیقی به خصوص در تهران چندان بد نیست اما شما به سختی میتوانید در بین قشر متوسط جامعه کسی را پیدا کنید که توانایی خرید بلیتهای 40 تا 100 هزار تومانی را داشته باشد. البته این را هم باید بگوییم که هیچ کنسرتی خالی نمیماند. نهایتا کنسرتها هم درآمد بدی برای هنرمندان و بعضا تهیهکنندهها ندارند اما کنسرت تبدیل شده است به یک کالای لوکس که فقط پولدارها میتوانند از آن استفاده کنند. حقیقت آن است که هیچکس از این وضعیت راضی نیست، غیر از عدهاي پولدار که برایشان چندان فرقی نمیکند بلیت کنسرت چه قیمتی باشد.
آخر تابستان است و رونق بازارچه ها و نمایشگاه های مفید. آیا عواملی را که باعث می شوند بدون توجه به جیب و سلامت تان در این بازارها بچرخید و چیزهایی بخرید که به درتان نمی خوردند وبرایتان ضرر دارند، می شناسید؟
هر وقت می روم خرید،حالم بهتر می شود. گاهی چیزی هم نمی خرم اما باز حس بهتری پیدا می کنم. معمولا با جیب خالی برمی گردم؛ در حالی که نمی دانم آن همه پول را چکار کرده ام که هیچ یک از لوازم ضروری ام را نخریدم. این دفعه تصمیم گرفتم حساب خریدم را در ذهن نگه دارم ولی پایم که به بازار رسید، دیدم یکسری از فروشگاه ها حراجی دارند.
کیفی دیدم که فروشنده می گفت جایی لنگه اش پیدا نمی شود؛ من هم آن را خریدم. کمی هم خرده ریز خریدم اما مغازه بعدی که رفتم، همین که کارت کشیدم، گفت «موجودی کافی نیست». هم کلی خجالت کشیدم و هم اینکه از خودم شاکی بودم که چرا باز پولم تموم شده و من متوجه نشده ام. واقعا باید چکار کنم؟ به نظر می رسد آگاهی از تله هایی که هنگام خرید سر راه افراد گسترده می شوند و اجتتناب از آنها بهترین راه حل ممکن است اما این تله ها کدامند؟
خطر: خرید اجناس به دردنخور
خانم ها با مقوله جینگیلی های ناقابل حسابی آشنا هستند: گل سرها، جوراب ها، لاک ها، دسبتندهای رنگارنگ، گوشواره های بدلی ارزان و ... از جمله این موارد است که می توان فهرستی بلندبالا ازشان تهیه کرد. قیمت آنها معمولا خیلی پایین است و چون کوچک هستند، به فروشگاه این اجناس که وارد می شوید با کوهی متنوع از آنها طرف می شوید و دوست دارید همه شان را بخرید!
وقتی می بینید قیمت شان کم است، چندتا برمی دارید، فروشنده هم که می بیند مشتری خوبی پیدا کرده است، از انواع تکنیک ها برای معرفی کارهای دیگر استفاده می کند و خلاصه وقتی از مغازه بیرون می آیید، کلی چیزهایی خریده اید که اصلا برای خریدشان برنامه ای نداشتید و چون فکر می کنید قیمتشان کم بود، اصلا در حساب و کتابتان به حساب نمی آورید؛ غافل از اینکه یکی از آنها ارزان است اما وقتی شدند شش تا یا بیشتر، دیگر قیمتشان به چشم می آید.
بهترین کار این است که برای این موارد هم محدودیت تعیین کنید. قبل از اینکه به مرکز خرید بروید، با خودتان تصمیم بگیرید از این دسته اجناس، به چه چیزی واقعا نیاز دارید، اگر نیاز دارید، چه رنگی به کارتان می آید و با بقیه داشته هایتان ست می شود. بعد، در مرکز خرید، اگر وسوسه شدید که جینگیلی بخرید، فقط همانی را که درباره اش فکر کردید بخرید و سراغ بقیه نروید. با این کار، هم خریدتان محدود می شود و هم به کارتان می آید. نه اینکه مدت ها در کشوی میزتان بماند و خاک بخورد چون به کارتان نمی آید یا رنگش به هیچ یک از لباس هایتان نمی خورد. امتحان کنید. بعد از مدتی حسابی از این روش راضی خواهید بود.
2- موقعیت: خرید الکترونیکی
خطر: خرید بی حساب و کتاب
یکی از بلایای جان افرادی که خیلی نمی توانند جلوی خودشان را در خرید بگیرند، کارت های بانکی است. کارت های بانکی البته مفید و به صرفه هستند و لازمه معاملات دنیای مدرن. اما یک نکته در خرید دارند: وقتی با کارت خرید می کنیم، راحت تر پول خرج می کنیم.
به گفته محققان، وقتی پول را به شکل اسکناس در دست می شماریم و پرداخت می کنیم، بیشتر حواسمان هست که زیاد خرج نکنیم ودقت بیشتری در خرید به خرج می دهیم اما وقتی کارت می کشیم، انگار حسی درونمان می گوید که پولی خرج نکرده ایم و بنابراین، نه دقت می کنیم و نه دلمان برای پولمان می سوزد!
بدانید آن روز فقط قرار است با همین پول نقد خرید کنید و به خودتان اجازه استفاده دوباره از کارت بانکی را به هر بهانه ای ندهید. ببینید چقدر با موقعیت هایی مواجه می شوید که می بینید پول برای خرد چیزی ندارید و باید از آن بگذرید! اینها همان مواردی هستند که اگر بخرید، بعدا برایتان پشیمانی به بار می آورند!
3- موقعیت: پیشنهاد آخرین فرصت
خطر: خرید بدون تفکر
یکی از تکنیک های فریبنده فروشنده ها برای تشویق ما به خرید این است که بگویند این آخرین فرصت خرید است، دیگر از این جنس ها نمی آید، اصلا دیگر تولید نمی شود، دیگر گیرتان نمی آید، مغازه دیگری این کار را ندارد، خودش یک عدد بیشتر از آن ندارد و ... این تکنیک در بسیاری از موارد مشتری دو دل را وادار می کند جنسی را که ممکن است از دست بدهد، بخرد.
اگر کمی صبر کنید و چرخی در بازار بزنید، معمولا می بینید که خیلی مغازه های دیگر هم همان جنس را دارند. حتی اگر هفته بعد به همان مغازه بروید، در بیشتر موارد می بینید همان جنس همچنان آنجا وجود دارد.
مشابه این تکنیک، تکنیک حراج های کوتاه مدت است. فقط کسانی که هر روز از یک میدان یا خیابان خاص رد می شوند و به مدرسه، محل کار یا ... می روند، می دانند که خیلی از مغازه های آن مسیر، ماه هاست روی شیشه نوشته اند: «حراج تنها به مدت سه روز!»
این هم از آن تکنیک های فریبنده است که خوب مشتری را وادار به خرید می کند چون می ترسد موقعیت به دست آمده را از دست بدهد. سعی کنید در این موارد فریب نخورید و نترسید!
4- موقعیت: همراهان خوش خرید
خطر: خرید بیش از حد نیاز
تا به حال شده در مترو به فروشنده های دستفروش دقت کنید؟ زمانی که وارد یک واگن می شوند، شروع به تبلیغ جنس خود می کنند. خیلی وقت ها کسی توجه نمی کند اما همین که یک نفر در آن واگن چیزی از آن دستفروش خرید، ناگهان انگار دکمه خرید بقیه هم زده می شود و افراد زیادی در همان واگن خرید می کنند.
گویا همین که یک نفر متقاعد به خرید می شود، روی بقیه اثر می گذارد. این یکی از اثرهایی است که روانشناسان اجتماعی بدان می پردازد. ما دوست داریم همرنگ جماعت شویم. برای خیلی از کارهایمان به بقیه نگاه می کنیم. به اعتماد آنها اعتماد می کنیم و با کاری که می کنند همراه می شویم.
وقتی دو نفر دیگر را می بینیم که چیزی را می خرند، احساس می کنیم لابد لازم است و من تا حالا خبر نداشتم! برای همین هم آن را می خریم، حتی اگر تا قبل از آن اصلا احساس ضرورت درباره آن نکرده باشیم. این اطرافیان می توانند دوستانی باشند که با آنها به خرید می رویم، یا همراهان اتفاقی در مترو، پدیده تاثیر اجتماعی، درباره همه این اطرافیان اتفاق می افتد. پس مراقب باشید چیزهایی را نخرید که در واقع نیاز بقیه هستند، نه شما!
5- موقعیت: خرید به عنوان یک تفریح
خطر: خرج کردن بی حساب و کتاب
خیلی ها، به خصوص خانم ها، خرید رفتن را دوست دارند و از خرید کردن لذت می برند اما بعد از شادی خرید، گاهی احساس ندامت و پشیمانی سراغشان می آید. خیلی وقت ها با این واقعیت مواجه می شوند که بیش از آنچه قرار بود، پول خرج کرده اند، یا با یک بغل وسیله بدون استفاده باقی می مانند.
کمد خیلی از این خانم ها را که نگاه کنید، پر از لباس هایی است که هنوز بعد از چند ماه یا حتی چند سال، مارکشان کنده نشده و به همین نسبت، زیورآلات، لوازم آرایشی و ... وجوددارند که هیچ وقتاستفاده نشده اند. چرا این اتفاق می افتد؟ چه می شود که موقع خرید، حواسمان دیگر به این نکته ها نیست؟ ما که می دانیم چه می خواهیم و چقدر پول قرار است خرج کنیم، پس وقتی می رویم خرید چه اتفاقی می افتد؟ جواب ساده است؛ وقتی به خرید به عنوان تفریح نگاه می کنیم، موقع انجام آن بیشتر به فکر لذت بردن بیشتر هستیم و دیگر پاک حواسمان پرت و حساب و کتاب از دستمان خارج می شود.
6- موقعیت: در دسترس بودن اجناس
خطر: خرید اجناس غیرضروری
وقتی اجناس را طوری می چینند که کاملا در دسترس قرار می گیرند، گاهی آنقدر وسوسه برانگیز به نظر می رسند که آدم فکر می کند آنها را تنهاب رای ما چیده اند و ما هم فقط کافی است دستمان را دراز کنیم و هر یک را که می خواهیم برداریم، آن هم به عنوان هدیه.
اما وقتی بدون حساب و کتاب هر چه را که دم دستمان است برمی داریم، آن وقت موقع پرداخت دوزاری مان می افتد که قرار است پولش را هم بدهیم، آن هم نقد؛ بنابراین تازه آن وقت می فهمیم کلی چیز روی هم تلنبار کرده ایم که هیچ نیازی به آنها نداریم.
البته رنگ و حتی لوگوی محصولات هم چنین خطری برایمان ایجاد می کنند که آقندر بحث مفصلی است که آن را می گذاریم برای فرصتی دیگر.
7- موقعیت: قیمت های خط خورده
خطر: خرید با قیمت گران و غیرواقعی
چند روز پیش در سوپرمارکت، بسته دستمال کاغذی دیدم که رویش نوشته بود: 7+1. یعنی بسته هشت تایی را به قیمت بسته هفت تایی بخر! خیلی وسوسه کننده است نه؟ خیلی ها در همان نگاه اول و بدون تامل همان را برمی دارند و فکر می کنند چه خرید خوبی!
از این تکنیک ها فراوان استفاده می شود. قیمت هایی که رویشان ضربدر خورده می شود، ادعای ارائه بسته های رایگان، ادعای داشتن حجم اضافه رایگان و .... نمی توان گفت هرگز این ادعاها واقعیت ندارند اما در بسیاری از موارد، مبنای آنها فریب دادن مشتری است. اگر پیگیر قیمت ها باشید، می بینید فروشگاهی که ادعا می کند مانتوی 120 هزار تومانی را دارد 80 هزار تومان می فروشد و کلی منت سر خریدار می گذارد، درواقع مانتویی را که تا دو هفته پیش 70 هزار تومان بوده دارد حالا با این تکنیک به خوبی می فروشد.
چشم ما، سریع این جور برچسب ها را می بیند و تحت تاثیر قرار می گیرد. ما خیلی زود به دیده خود اعتماد می کنیم و به فکرمان معمولا نمی رسد که این یک کلک معکوس است، نه آنچیزی که داریم در ظاهر می بینیم. مغز بیچاره ما با این تکنیک های ساده خیلی راحت گول می خورد.
آیــا میدانیــد ماشــین لباسشویی به این دلیل که یک دستگاه تمیزکننده است، لزوما تمیز و بدون آلودگی نیست و حتی چون آب در بخشهای مختلف آن جريان دارد و رطوبت ایجاد میکند، فضای مناسبی برای رشد میکروب و باکتری است. لباسهایی که از ماشین لباسشویی بیرون آورده میشوند، شاید فاقد لک و کثیفی باشند ولی صددرصد تمیز نیستند. برای داشتن لباسهایی کاملا تمیز باید ماشین لباسشویی خود را هم هر چند وقت یک بار تمیز کنید. تعداد دفعات این کار در طول یک ماه بستگی به میزان استفاده شما دارد. اگر از ماشین لباسشویی خود برای شستن لباس نوزاد استفاده میکنید، مراحل شستوشوي ماشین لباسشویی را ترجیحا هر هفته انجام دهید. روش حمامکردن ماشین لباسشویی به شرح زیر است.
از محفظه مواد شوینده ماشین لباسشویی شروع کنید. انتهای این محفظه بعد از مدتی جرم میگیرد و لایهای شبیه جلبک در دیوارههای آن تشکیل میشود. به همین دلیل در اغلب ماشین لباسشوییها این محفظه قابل درآوردن است. برای شستن محفظه و جداکردن جرمها از مسواک و یک شوینده معمولی مثل پودر لباسشویی دستی استفاده کنید.
در پایین ماشین لباسشویی، محفظه فیلتر قرار دارد که یکی از فضاهای آلوده ماشین لباسشویی محسوب میشود. فیلتر را خارج و با همان مسواک و شوینده بشویید. محفظه قرار گرفتن فیلتر را فراموش نکنید. در اطراف محفظه ورودی اغلب ماشین لباسشوییها یک نوار لاستیکی وجود دارد که ترجیحا بعد از هر بار استفاده آن را با اسکاچ کفی تمیز و با یک حوله مخصوص این کار کاملا خشک کنید. بسیاری از مواقع آب چرکی در فضای میان نوارهای لاستیکی باقی میماند و تخلیه نمیشود که نادیدهگرفتن آن موجب ایجاد بوی بد در ماشین لباسشویی میشود. ترجیحا از ایجاد این بو خودداری کنید چون برطرفکردن آن کار آسانی نیست.
محفظه اصلی ماشین لباسشویی در ظاهر کاملا کملا تمیز است اما توجه کنید این محفظه سوراخهای بسیاری دارد که محل مناسبی برای ایجاد جرم و آلودگی است. برای تمیزکردن این محفظه هر ماه یک دور ماشین لباسشویی را خالی روشن کنید. برای تمیزی بیشتر بلور سودا یا یک قرص ماشین ظرفشویی داخل آن بيندازيد و ماشین را روشن کنید. حواستان باشد که دمای آب برای این کار حتما 60 درجه باشد که قدرت تميزي بالایی دارد.
آخرین نکته هم اینکه برای جلوگیری از ایجاد بوی بد در ماشین لباسشویی بعد از هر بار استفاده در ماشین را برای چند ساعت باز بگذارید تا تبادل هوا صورت گیرد و کاملا خشک شود. سعی کنید به جای مایعهای شوینده از پودر شستوشو استفاده کنید چون مایع شستوشو در محفظهها باقی میماند و از بین نمیرود.
پیشنـهاد
در میان شویندههای خارجی 2محصولي متفاوت وجود دارد که برای حل رنگ گرفتگی لباسها به شما کمک میکند؛ یکی محلول رنگبری مخصوص لباسهایی که در ماشین لباسشویی رنگ شدهاند. لباسهای رنگ گرفته را بعد از خیساندن در سودا، همراه با این محلول در ماشین لباسشویی بیندازید.
یک دستمال هم وجود دارد که از وقوع این مشکل جلوگیری میکند. کافی است یک ورقه از این دستمال را همراه با لباسهای رنگی داخل ماشین لباسشویی بیندازید، کارگاه رنگرزی خانگی تعطیل میشود. مشابه ایرانی این محصولات هنوز تولید نشده و میتوانید نمونههای خارجی آنها را از سوپرماركت، فروشگاههای شهروند و هایپر استار خریداری کنید.